چرا آنها نیرومند هستند و ما مسلمانان ضعیف؟

Why are they powerful?   why are Muslims powerless?


Here's another reason. We have lost the capacity to produce knowledge.

 o  In the entire Muslim World (57 Muslim Countries) there are only 500 universities.

 o  In USA alone, 5,758 universities

 o  In India alone, 8,407 universities

 o  Not one university in the entire Islamic World features in the Top      500 Ranking Universities of the World

 o  Literacy in the Christian World  90%

 o  Literacy in the Muslim World     40%

 o  15 Christian majority-countries, literacy rate 100%

 o  Muslim majority - countries ,       None

 o  98% in Christian countries completed primary

 o  Only 50% in Muslim countries completed primary.

 o  40% in Christian countries attended university

 o  In Muslim countries a dismal 2% attended.

 o  Muslim majority countries have 230 scientists per one million Muslims

 o  The USA has 5000 per million

 o  The Christian world 1000 technicians per million.

 o  Entire Arab World only 50 technicians per million.

 o  Muslim World spends on research/development t 0.2% of GDP

 o  Christian World spends 5 % of GDP

 

 Conclusion.

 o  The Muslim World lacks the capacity to produce knowledge.

 Another way of testing the degree of knowledge is the degree of diffusing knowledge.

 o   Pakistan 23 daily newspapers per 1000 citizens

 o   Singapore 460 per 1000 citizens.

 o  In UK book titles per million is 2000

 o  In Egypt book titles per million is only 17

 

 Conclusion.

 o  Muslim World is failing to diffuse knowledge

 Applying Knowledge is another such test.

 o  Exports of high tech products from   Pakistan is 0.9% of its exports.

 o  In Saudi Arabia is 0.2%

 o   Kuwait , Morocco and Algeria 0.3%

 o   Singapore alone is 68%

 

 Conclusion.

 o  Muslim World is failing to apply knowledge.


 What do you conclude?    no need to tell the figures are speaking themselves very loudly we are unable to listen


Advice:

Please educate yourself and your children. always promote education, don't compromise on it, don't ignore your children's slightest misguidance from education (and please, for God's Sake, don't use your personal contacts or sources to promote your children in their education; if they fail, let them and make them learn to pass; b/c if they can't do it now, they can't ever).

We are World's biggest and strongest nation, all we need is to identify and explore our own selves. Our victory is with our knowledge, our creativity, our literacy...And nothing else.

....Wake up...

Extracts of speech by Hafez A.B Mohamed: Director-General, Al Baraka Bank

متن فوق از طریق ایمیل به من رسید و به اصل سخنرانی دسترسی نداشتم. اما همین مقدار هم کاملا گویاست.

هند و مالزي، عددي نيستند!

هفته پيش سري به دانشگاه محل تحصيلم زدم. خيلي اتفاقي دو تا از همكلاسي‌هاي سابقم را  در يكي از آزمايشگاه‌هاي دانشكده ديدم.

دانشجوي دوره دكترا بودند و بر خلاف بسياري از هم‌دوره‌هايمان كه الان در آن‌سوي آب‌ها مشغول ادامه تحصيل هستند، براي ادامه تحصيل هم بهترين دانشگاه صنعتي كشور را انتخاب كرده بودند. در آزمايشگاه نشسته بودند، حرف مي‌زدند و چاي و بيسكويت مي‌خوردند!

 

از حال و روزشان كه پرسيدم، با لبخند تلخي گفتند: « مي‌بيني كه! يك ماه است كار ما همين است. امكانات و لوازمي كه براي كامل كردن تزمان لازم داريم هنوز نرسيده، بيشتر از يك سال است كه معطل تمام كردن اين تز لعنتي هستيم، چقدر وقت و هزينه كه براي به‌دست آوردن هر كتاب و مجله و مقاله مورد نيازمان صرف نكرديم، چقدر زمان كه پشت در اتاق استادان  نگذرانديم تا از احتياجاتمان باخبرشان كنيم و از نتيجه پي‌گيري‌هايشان باخبر شويم و... »

 

قبلا هم در بين دوستان و آشناياني كه تحصيلات تكميلي از نوع ايراني را تجربه كرده‌اند از اين دست سخنان كم نشنيده‌ام، اما دوز پشيماني بسيار بالاي اين دوستان و همزماني اين ديدار با زمان تعيين رشته كنكور كارشناسي ارشد امسال و همچنين اظهارات وزير علوم، تحقيقات و فناوري كه در خصوص دلايل كاهش دانشجويان ايراني در اوكراين، گسترش مناسب تعداد مراكز آموزش عالي در داخل كشور در ۳ سال اخير را عنوان كرده، جذابيت موضوع را برايم دو‌چندان كرد.

 

پيش از اين هم دكتر خالقي معاون آموزشي سابق وزارت علوم، با اعلام اينكه مدارك دانشگاه‌هاي دو كشور هند و مالزي فاقد اعتبار علمي لازم هستند، هند را به جذب دانشجو به هر قيمتي براي كسب منافع مالي و کسب پول بيشتر متهم كرد و دانشگاه‌هاي مالزي را مراكز علمي بي‌كيفيتي خواند كه تنها ويترين قشنگي دارند.

 

البته اين مقام مسئول در سخنانش به هيچ وجه به اين نكته اشاره نكرده است كه چطور اين دانشگاه‌هاي بي‌كيفيت در رتبه‌بندي‌هاي جهاني تمام دانشگاه‌هاي ما اعم از دولتي، آزاد، شبانه، پيام‌نور، غيرانتفاعي، علمي- كاربردي و... را پشت‌سر مي‌گذارند و در حالي‌كه در آخرين فهرست ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان، هيچ‌يك از دانشگاه‌هاي ما جايي ندارند؟

 

چرا دانشگاه‌هاي در‌پيت USM و UKM مالزي رتبه‌هاي ۳۰۷ و ۳۰۹ را به‌خود اختصاص داده‌اند؟ چرا دانشگاه‌هاي بي‌كيفيت هندي نامشان در رده ۲۶۹ و ۳۰۷ ليست دانشگاه‌هاي برتر سال ۲۰۰۷ به چشم مي‌خورد؟

 

درحالي‌كه بهترين دانشگاه‌هاي فني و صنعتي ما را راهي به ليست برترين دانشگاه‌هاي جهان ندارند. چرا كشور فقيري چون هند با انستيتو فناوري بمبئي و دهليش رتبه‌هاي ۳۳ و ۳۷ برترين دانشگاه‌هاي دنيا در زمينه فناوري را در اختيار دارد؟

 

مسئولان ما براي اثبات ادعايشان دلايل استوار و محكمي دارند: « نبايد دانشگاه‌هاي ايران و سيستم آموزش عالي کشورمان را با هند مقايسه کنيم، در بيشتر موارد آنها با قيمتي ارزان‌تر اما با کيفيتي به‌مراتب پايين‌تر از ايران به پذيرش دانشجو اقدام مي‌کنند.»

 

البته در اينكه نبايد سيستم آموزش عالي كشورمان را با دانشگاه‌هاي هند و مالزي مقايسه كنيم، شكي نيست، اما اگر چنين مقايسه‌اي صورت پذيرد زياد مطمئن نيستم كه اين مقايسه به نفع ما باشد.

 

از كيفيت تدريس و امكانات اوليه‌اي چون سايت‌هاي كامپيوتري، كتابخانه‌، آزمايشگاه، دسترسي به مجلات و... در انواع و اقسام دانشگاه‌ها  حرفي نمي‌زنيم چون در غير اين صورت بايد اعتراف كنيم كه دانشگاه‌هاي ما اگرچه نسبت به هند و مالزي پول بيشتري از دانشجويان مي‌گيرند، در عوض امكانات كمتري هم به آنها اختصاص مي‌دهند!

 

اما در ميان تمام حرف‌هاي دكتر خالقي نكته جالبي به چشم مي‌خورد: « هيأت علمي اين دانشگاه‌ها در بيشتر موارد از ۲ يا ۳ عضو تشكيل شده و بيشتر آنها نيز اساتيد حق‌ا‌لتدريس هستند در حالي که ايران، نسبت استاد به دانشجو را حتي در دانشگاه پيام نور هم رعايت کرده و به‌دنبال انطباق اين نسبت با استاندارد‌هاي جهاني است. »

 

البته ايشان با وجود اشاره به دانشگاه پيام نور، به اين مطلب نپرداخته‌اند كه آيا اين نسبت استاندارد با وجود افزايش ناگهاني ظرفيت اين دانشگاه و افزايش تعداد مراكز آموزش عالي ما در ۳ سال اخير آنچنان كه از سوي وزير علوم به آن اشاره شده است، همچنان حفظ مي‌شود؟

 

آيا در تمام انواع دانشگاه‌هاي آزاد و غيرانتفاعي و فراگير و مجازي و... كه در هر كوي و برزن واحدي تاسيس كرده‌اند، تعداد اعضاي هيات علمي در تمام رشته‌ها بيش از ۳ نفر است؟

 

اگر ارائه خدمات مورد نياز دانشجويان براي تحصيل و تحقيق تنها ويتريني زيباست، بهتر نيست ما هم كمي به فكر زيبا كردن ويترين دانشگاه‌هايمان باشيم؟ ما كه از نظر كيفيت علمي از كشور‌هاي همسايه به‌مراتب بهتريم، پس چرا كار ساده‌اي چون آراستن ويترين را هم انجام نمي‌دهيم تا به كمال برسيم؟

 

بهتر نيست به جاي اين كلي‌گويي‌ها و يكسان دانستن تمام مقاطع تحصيلي و تمام دانشگاه‌هاي ۲ كشور مالزي و هند و با يك چوب راندن آن‌ها، به فكر پوشش ضعف‌هاي آموزشي و علمي خود باشيم و به راهكار‌هايي براي افزايش بودجه پژوهشي دانشگاه‌ها بينديشيم؟

ماخذ: همشهری آنلاین ۸/۳/۸۷

آموزش بدون مهارت‌هاي كاربردي، گره‌گشا نيست   

 

رفتارها - بنيامين صدر: (ماخذ همشهری آنلاین)

نرخ بيكاري در كشور ما بالاست، به‌طوري‌كه 50 درصد از بيكاران، جوان هستند.

از اين گذشته به‌نظر مي‌آيدآموزش سنتي پاسخگوي نياز اشتغال نيست و بايد با ارتقاي توانايي‌هاي كاربردي، به سراغ كسب و كارهاي جديد رفت كه بكر و دست نيافته‌اند در حال حاضر 35 درصد از جمعيت ايران را جوانان تشكيل مي‌دهند و ايران جزء جوان‌ترين كشورهاي جهان است با اين مقدمه ديدگاه 2 تن از استادان دانشگاه تهران را درباره موانع پيش‌روي جوانان براي استقلال مالي و پيدا كردن شغل مناسب را مي‌خوانيم.

 

آموزش تضميني براي اشتغال نيست

 غلامعباس توسلي، استاد دانشگاه تهران مي‌گويد: در ايران آموزش و اشتغال هر كدام كار خود را مي‌كنند، بنابراين براي ايجاد تعامل بين اين دو مقوله بايد هماهنگي ايجاد شود.

او كه هفته گذشته در حاشيه همايش مشاغل نوين راهكاري براي اشتغال جوانان در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، سخن مي‌گفت، افزود: جمعيت  ۱۵ تا  ۲۵ ساله هم‌اكنون به‌اوج خود رسيده است به‌طوري كه حدود  14ميليون نفر دانش‌آموز و 3 ميليون و  ۲۰۰هزار نفر دانشجو در كشور مشغول به تحصيل هستند كه بايد وارد بازار كار شوند به گفته او، بايد امكان مشاركت يك جوان به‌عنوان كنشگر در جامعه فراهم شود.

 

توسلي گفت: سالانه حدود ۱۶۰هزار نفر در رشته‌هاي علوم انساني، ۶۰ هزار نفر در رشته‌هاي علوم پايه،  ۳۴هزار نفر در رشته‌هاي پزشكي،  ۹۰هزار نفر در رشته‌هاي فني و مهندسي، ۳۰هزار نفر كشاورزي و  ۱۲هزار نفر در رشته‌هاي هنر از دانشگاه‌هاي كشور فارغ التحصيل مي‌شوند.

 

او ادامه داد: با چنين حجم زياد فارغ‌التحصيلان دانشگاهي، منزلت دانشگاهي در كشور در حال افت است و تحصيلات دانشگاهي نقش واقعي خود را براي جوانان ايجاد نكرده است توسلي گفت: درصورتي كه افراد تحصيل‌كرده از يافتن شغل نااميد شوند يا حتي شغلي بيابند كه با تحصيل آنها همخواني نداشته باشد، دچار ياس و سرخوردگي خواهند شد.

 هرچند كه آموزش عالي مي‌تواند تنها براي كسب شغل نباشد و كاركرد‌هاي مختلفي ديگري نيز داشته باشد.به گفته او، آموزش عالي نه تنها زمينه اشتغال را ايجاد مي‌كند، بلكه قادر است زمينه ايجاد يك شهروند مطلوب را طوري فراهم كند كه نه تنها از خود بلكه از كار خود نيز احساس رضايت كند.

 

توسلي اينچنين به سخنان خود پايان داد كه دست اندركاران با تحرك جامعه بايد به موضوع جهاني شدن بينديشند چون اگر نتوان از امكانات موجود استفاده كرد بي‌شك جوانان را يا به مهاجرت يا به طغيان ترغيب مي‌كنيم.

طراح اندیشه برنامه ‌درسی در ژاپن   

چهره به‌چهره با طراح اندیشه برنامه ‌درسی در ژاپن   (ماخذ همشهری آنلاین)

ابتدائی - كيوتو - دكتر يونس شكرخواه:

دکتر کی‌سوکه فوکویا (Keisuke Fukaya) متخصص روش‌های آموزش از دانشگاه ناگویاست. فوکویا طراح اندیشه برنامه درسی در مدارس ژاپن است.

او كه بيست سال سابقه معلمي هم دارد هم اکنون معاون مجتمع آموزشی رتسومی‌کان بزرگترين و قديمي‌ترين مجتمع خصوصي آموزشي در ژاپن است.

 

رسانه‌هاي ژاپن شما را به عنوان مجری اندیشه تازه‌ای در مدارس ژاپن معرفی می‌کنند؛ اندیشه شوق انگیزی در دانش‌آموزان ابتدایی برای پژوهش و یادگیری. در این باره توضیح می‌دهید؟‌

مهم‌ترین کار من تدوین الگویی برای گسترش خودآموزی دانش‌آموزان در مدارس ژاپن است. اینکه دانش‌آموزان چگونه از همان پایه‌های اول شوق آموختن پیدا کنند، در جست و جوی یادگیری باشند و یادگیری را به خارج از کلاس درس گسترش دهند. شما شاید شنیده باشید که دانش‌آموزان پایه اول هم در ژاپن از فرهنگ لغت استفاده می‌کنند. این، کاری استثنایی در ژاپن بود. قبل از اینکه من این الگو را معرفی کنم کمتر معلمی تصور می‌کرد که می توان در پایه اول هم از فرهنگ لغات استفاده کرد و استفاده از آن را برای دانش آموزی که تازه کلاس و مدرسه را تجربه می‌کند یاد داد. این مثال بیانگر آن است که می توان بچه‌ها ‌را از اینکه صرفا یادگیرنده چیزی باشند به مسیری راهنمایی کرد که خودشان تبدیل به جستجوگر شوند و از این کار لذت هم ببرند. این تحول به نظر غیرممکن می‌رسد، به خاطراینکه بچه‌ها ‌حتی از چیزهای ساده ای که ما می خواهیم به آن‌ها ‌بیاموزیم فراری هستند. رمز میسر کردن این امر به ظاهر ناممکن، تدوین برنامه درسی است که مبتنی بر علاقه دانش آموز باشد و تا حد ممکن در مدرسه نهیه شود.

 

ادامه نوشته

آموزش و کار

 

یادم می آید یکبار معلم فیزیک ما را به آزمایشگاه برد تا درک درستی از مبحث الکتریسیته ساکن پیدا کنیم غافل از اینکه تجهیزات مربوطه یا خراب بودند یا ناقص و در نهایت معلم از ما خواست بصورت تئوریک آزمایش کنیم !

 

از قدیم الایام در ایران هنگام آموزش بیشتر به جنبه های نظری توجه میشد تا جنبه های عملی به همین جهت غالب فارغ التحصیلان دانشگاهها هنگام  آغاز کار دچار مشکلات عدیده ای میشوند، بدتر آنکه مردم عادی هم این موضوع را میدانند.

در لطیفه ای قدیمی یک مهندس کشاورزی از باغبانی خرده میگیرد که درختهای سیبش میوه خوبی نخواهند داد و باغبان هم با خنده میگوید "بله این درختها حتی یک سیب هم نمیدهند چون درخت گلابی هستند"

 

خوب حالا راه حل جدید که خبرش مربوط به اسفند 85  است را بخوانید:

فضاي آموزشي براي فارغ التحصيلان دانشگاهي ايجاد كنيم تا اين افراد همزمان با كسب علم در دانشگاه، از توان فني و حرفه‌‏اي نيز برخوردار شوند.
به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا, دكتر "علي كردان" گفت‌‏: براي افزايش توان بيكاران، طرح دهكده هاي مهارت را مطرح كرديم، اما امروز معتقديم فارغ التحصيلان دانشگاه هم بايد آموزش فني و حرفه ببینند.‌‏ رييس سازمان آموزش فني و حرفه‌‏اي كشور، از اختصاص 150 ميليون دلار فاينانس براي ايجاد 50 هزار صندلي آموزشي جهت فارغ التحصيلان دانشگاهي خبر داد و گفت‌‏: بنا داريم 200 هزار نفر آموزش ببيند، به همين دليل طي هماهنگي با شوراي عالي انقلاب فرهنگي, وزارت علوم, دانشگاه آزاد وساير نهادهاي مرتبط، بنا داريم فضاي آموزشي را براي فارغ التحصيلان دانشگاهي ايجاد كنيم و در اين راستا موافقت شده تا چند واحد درسي يا يك ترم دانشگاهي به دوران تحصيل دانشجويان اضافه شود.

یکی از دوستان ما که مهندسی مکانیک خود را از آلمان گرفته است میگفت "پس از 2 سال تحصیل در دانشگاه همگی دانشجویان مجبور بودند 1 سال در واحدهای صنعتی مرتبط کار کنند.در این مدت هر هفته دانشجویان چند ساعت در دانشگاه گرد هم می آمدند تا ضمن گفتگو با اساتید از تجربه دیگر دانشجویان هم استفاده نمایند.تنها پس از 1 سال کار مفید دانشجویان اجازه داشتند به دانشگاه برگردند و یکسال دیگر تحصیل نمایند تا موفق به اخذ مدرک مهندسی شوند ".

 

تفاوتهای آموزشی

مدتی قبل دوستی موضوعی را به من گفت که مدتها فکر مرا بخود مشغول کرد.او میگفت دانش آموزان ایرانی از ابتدا تشویق میشوند تا در دروس خود نمرات بالای کسب کنند در حالیکه در کشورهای پیشرفته بیش از نمره دانش آموزان تشویق میشوند به کاربردها و موارد استفاده از مطالب فراگرفته شده توجه کنند.

به همین علت است که ایرانیان در خارج از کشور نمرات بسیار خوبی کسب میکنند.اما اینکه چرا همتایان بومی آنها نمیتوانند چنین نمراتی کسب کنند برنمیگردد به کودنی آنها! بلکه بر میگردد به آنکه آنها اصولا یاد گرفته اند کمتر به نمره اهمیت دهند و بیشتر ذهنشان متوجه کاربردها باشد.

از همین رو اگر به جامعه بزرگ ایرانیان مقیم آمریکا توجه کنید ایرانیان زیادی با تحصیلات عالیه خواهید دید اما در همین جامعه ،ایرانیانی که کارآفرین بوده و بنیان گذار حرفه یا شرکتی بوده و کسب و کاری راه انداخته باشند نادرند.

نظر شخصی من اینست که ما مدتهاست چوب وضعیت خراب آموزش و پرورش را میخوریم اما در این

مورد خاص اطلاعات زیادی ندارم .اگر نظری دارید استفاده میکنیم.