فرهنگ سخرانی بیاموزیم

محمدصادق كوشكي در يادداشتي كوتاه براي سايت الف به نحوه سخنراني برخي مسئولان اشاره كرده و نوشته است: وزير راه‌ و ترابري در مراسم افتتاح نمايشگاه صنايع هوايي و هوانوردي ايران در كيش 30 دقيقه از وقت 40 دقيقه‌اي خود را به شرح فوايد سبزي و پياز و لزوم صادرات اين محصولات به كشورهاي سردسير اختصاص داد و اضافه كرد كه بايد سبزي‌ها را به صورت پاك شده بسته‌بندي و به بازارهاي جهاني عرضه كنيم. بيش از 120 شركت ايراني و خارجي در اين نمايشگاه شركت داشته‌اند.

1. اگر هيچ كس نداند خود مسئولان (مخصوصا مسئولان اجرايي ارشد) به خوبي مي‌دانند و لمس كرده‌اند كه در هر جايي و با هر موضوع مناسبتي سخن گفتن و سخنراني كردن بسيار سريع‌تر از آنچه تصور كنيم به بي‌ربط سخن گفتن منجر خواهد شد كه به هيچ وجه زيبنده يك انسان متشخص و آبرودار نيست چه رسد به آن كه سخنران مسئول ارشد اجرايي در نظام اسلامي باشد. 2. اگر بر اساس فرهنگ و تعاليم تربيتي اسلامي به مقوله سخن گفتن و سخنراني كردن نگاه كنيم بدون ترديد در سخن گفتن چنان ممسك و دقيق خواهيم شد كه سكوت به وجه غالب و سكه رايج زندگي ما تبديل شود.3. تمرين و عادت كنيم كه جز در حوزه تخصصي خودمان صحبت نكنيم، جز حرف و سخن تازه نگوييم و جز در حد تكليف شرعي زبان باز نكنيم!

منبع: تهران امروز 23/9/89

قاچاق: شغلی پردرآمد و نه چندان پرخطر در ایران !

رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز چند روز پیش، حجم مالی کالای قاچاق شده در سال 87 را معادل 19 میلیارد دلار اعلام کرد که شامل 16 میلیارد دلار قاچاق کالاهای وارداتی و 3 میلیارد دلار قاچاق کالای صادراتی است. او همچنین اعلام کرد فقط 3 درصد از این حجم کالای قاچاق کشف می‌شود. البته پیش از این مدیر کل حقوقی گمرک اظهار داشته بود که یک یا 2 درصد از حجم کلی قاچاق کشور کشف می‌شود که اگر حد پایین را یک درصد و حد بالا را 3 درصد در نظر بگیریم، نتیجه می‌گیریم از 19 میلیارد دلار کالای قاچاق، فقط چیزی میان 190 تا 570 میلیون دلار آن کشف می‌شود.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

منبع: خبرآنلاین

تاریخ دوشنبه 17 خرداد 1389 -


فرهنگ ممنوعیت یا  فرهنگ هدایت ؟

ممنوعیت  آسانترین راه مقابله باگسترش هرگونه فناوری است. ممنوعیت استفاده از گیرنده های ماهواره­ای، ممنوعیت استفاده از ویدئو ....
در همه کشورها بسته به نظام سیاسی و فرهنگ حاکم بر آن کشور، استفاده از هرگونه فناوری نیازمند رعایت قواعدی است که قانون گذار آن را تصویب می­کند. با این هدف که این قواعد استفاده کنندگان را به سمتی که از دیدگاه حاکم بر آن کشور مطلوب است هدایت کنند. اما در ایران وضع به این منوال است که ابتدا آزادی کامل در مورد استفاده از یک فناوری وجود دارد سپس عده­ای از این آزادی بی حدو مرز شکایت می­کنند، بعد به یکباره ممنوعیت جای آن آزادی را می­گیرد. پس از آن هم دیگر کسی حوصله نمی­کند قانونی جامع با قابلیتهای اجرایی را جایگزین آن ممنوعیت نماید. حال چه چیزی نهایتاً ممنوعیت را جذف می­کند و قانون را عقب می­زند؟ فراگیر شدن همان فناوری! 
اشکال این روش این است که عرف با قانون در تقابل قرار می­گیرند و نهایتاً قانون لوث می­شود و اعتبار سایر قوانین نیز خدشه دار می­شود.  داستان آزادی و ممنوعیت ویدئو که خاطرتان هست.  عکسی چند روز قبل خبرگزاری مهر منتشر کرد که نشاندهنده استفاده عشایر از گیرنده های ماهواره­ای بود. عشایری که کوچرو هستند و برق هم ندارند!

بیکاری ایرانیان و استفاده زیاد از مواد آرایشی!

به نوشته «جام جم آنلاين»، تلويزيون الجزيره در گزارشي درباره رواج و رونق بازار مواد آرايشي در ايران اعلام كرد كه ايران رتبه هفتم مصرف مواد آرايشي در جهان را به خود اختصاص داد.موسسه آماري «تي ام بي اي» اروپا با بيان اينكه 30 درصد مواد آرايشي منطقه خاورميانه در ايران مصرف مي‌شود، اعلام كرد كه ايران هفتمين كشور پر مصرف مواد آرايشي در جهان است.

اگر به افراد پرکار یا پرمشغله توجه کنید معمولاً به پوشش ظاهری خود کمتر اهمیت می­دهند. تصور اینجانب از علل بالا بودن استفاده از مواد آرایشی در ایران، میتواند یکی میزان بالای بیکاری اعم از آشکار و پنهان در کشور باشد.

به یاد داشته باشید که ایران به لحاظ جمعیتی رتبه پانزدهم دنیاست و از لحاظ شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۸ میلادی در رتبهٔ ۸۴ جهان است!

30 درصد صحبتها دعا و ثنا و درود!

در روزنامه اعتماد متن نطق پيش از دستور علي عباسپور در مجلس راجع به مدرك جعلي آقاي کردان وزير كشور چاپ شده بود .صرف نظر از موضوع صحبتها آنچه نظر اينجانب را جلب كرد مقدمه طولاني مطلب اصلي بود كه تقريبا 30 درصد كل صحبتها و زمان اختصاص داده شده به ايشان را شامل ميشد !

  

درود بيکران به روان تابناک قافله سالار قافله انسانيت و مصداق واقعي «کالجبل الراسخ» که سينه هر باد وزنده يي را شکافت و به دو نيم نمود و فرمود «امريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند» و آرزوي طول عمر باعزت براي مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه يي و درود بيکران به روان پاک مطهر کبوتران خونين بال که اذان عشق را بر مناره خون سروده و بر بال سپيد ملک نشستند و به سوي حضرت دوست اوج گرفتند. تا نزد او «احياء مرزوق» و «عند ربهم يرزقون» شوند. خاصان درگاه حضرت حق که نظام مقدس همه نگري و يکسان نگري جمهوري اسلامي را نزد ما به امانت نهاد و رسالت حفظ آن را برعهده ما گذاشته و اقتضاي حراست از آرمان پير سفر کرده واگذاري آن امانت بزرگ به اهلش مي باشد که مبناي ايفاي نقش در اين مقوله را کلام حق در قرآن کريم مشخص کرده است. ان الله يامرکم...

 

جناب آقاي رئيس، نمايندگان محترم، همان گونه که ملت شريف و شما نمايندگان معزز استحضار داريد، يكي از مهم ترين ارکان اجرايي دولت در مملکت وزارت کشور است؛ وزارتخانه يي که وزيرش با داشتن 30 استاندار و با اختيارات وسيعي که در دولت نهم به وزارت کشور و بالطبع به استانداران سراسر ايران اسلامي تفويض شده و مسووليت خطير برقراري امنيت، آرامش و ثبات سياسي در داخل کشور را عهده دار است، بايد از هر جهت امين ملت و مورد وثوق دولت باشد و از هرگونه شائبه يي که صداقت و امانتداري وي را تحت الشعاع خود قرار دهد، کاملاً مبرا باشد. وزير کشور که پس از مقام منيع رياست جمهوري بالاترين مقام مسوول جهت اداره مملكت محسوب مي شود بايد ضمن حفظ اقتدار در برابر مسوولان تحت امر خويش، فاقد هرگونه نقطه ضعفي باشد و از مقبوليت و کاريزماي لازم در بين آحاد جامعه برخوردار باشد.

 وزير کشور آيينه تمام عيار سياست هاي اجرايي کشور و تبلور تفکر صادقانه، پاک و بي آلايش دولتي است که بيش از 70 ميليون نفر سرنوشت خودشان را به دست او سپرده اند و اين آيينه بايد همچنان پاک و از هرگونه زنگاري مصون بماند. بر اساس آموزه هاي قرآني، روش و منش حکومت پيامبر عظيم الشأن اسلام و نيز مديريت علوي بايد مسووليت هاي مهم کشوري را به عنوان امانات الهي به دست امين ترين مردم و صادق ترين آنها بسپاريم.نمايندگان محترم مجلس، امروز در برابر پرسش اساسي موکلان خود و افکار عمومي جامعه قرار گرفته اند که آيا در برابر سپردن مسووليت مهم وزارت کشور به شخصي که از ابتداي کار، از جاده صداقت و انصاف منحرف شده يا به بيراهه رفته است، دقت لازم، کافي و وافي مبذول نموده اند و اگر در روز دادن راي اعتماد به وزير کشور، در خصوص سوابق تحصيلي وي اطلاعي نداشته اند، اکنون که به اعتراف شخص وزير کشور پي به جعلي بودن مدارک ارائه شده برده اند، آيا همچنان مجلس شوراي اسلامي هلال را رويت ننمود تا روزه سياسي خود را افطار نمايد؟ اگر وزيري که با اشتباهات مکرر نظام مديريتي کشور را به چالش کشيده و موجب سلب اعتماد آحاد جامعه از مسوولان با مدارک بالا را فراهم آورده و اين گونه با عملکرد ناصواب خود دولت، مجلس و جامعه علمي و دانشگاهي را به سخره گرفته است و حاضر نيست پس از اين همه خطاها و مجعولات، از مسووليتي که به ناحق بر آن تکيه زده کناره گيري و استعفا نمايد،

 آيا شما نمايندگان محترم که بسياري از شما عزيزان عنوان اصولگرايي را به همراه داريد، بايد دست روي دست گذاشته و تنها نظاره گر وهن ملت، دولت و مجلس باشيد؟ آيا اگر طرحي براي سوال و استيضاح چنان وزيري آماده شود، منافات با مباني اصولگرايي و رسالت نمايندگي است يا اينکه نمايندگان محترم به وظيفه قانوني خود عمل مي نمايند؟اينجانب از شخص وزير کشور مي خواهم تا فرصت باقي است، قبل از آنکه مجلس به وظيفه قانوني خود عمل کند، گزينه استعفا و کناره گيري از اين مسووليت مهم را مورد بررسي و تجديد نظر قرار دهند.

 

رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات

آگهي تبليغاتي از نوع  ديني!

اين آگهي در تهران به رغم ممنوعيت خريد و فروش فيشهاي حج پخش شده است.

هرچه سريعتر با تهيه فيش حج عمره در محضر امامان بقيع (ع) باشيد.ضمنا تا دير نشده به فكر حج واجب خود و خصوصا والدين 65 ساله خود نيز باشيد.

لطفا به مفاهيم تعدادي از آياتي و روايات در خصوص اهميت حج توجه فرماييد: با توجه به فتاوي تمام آيات محترم عظام مبني بر اينكه تشرف به حج تمتع به محض استطاعت اشخاص بر آنها واجب گرديده و ترك يا به تعويق انداختن آن معصيت و گناه كبيره است و با نظر به اينكه حج حق واجب خداوند تبارك و تعالي بر انسان است و به محض نيت حج باب رحمت مفتوح ميشود و طواف خانه حق عملي مبارك است و هيچ عمل صالحي جاي حج را نميگيرد و پاداش هيچ عملي به پاداش حج نمي رسد و زائران بيت خدا مهمان او ميباشند و خداوند درخواست و حاجتشان را برآورده ميسازد و دعايشان را مستجاب ميفرمايد و شفاعتشان را ميپذيرد و ترك كننده حج روز قيامت در صف يهود و نصاري محشور ميشود و....

 فيش حج عزيزاني را كه فعلا به هر دليل از جمله عدم استطاعت مالي قصد تشرف ندارند(عادي) و يا از نظر جسمي توانائي تشرف ندارند(پزشكي) و يا در قيد حيات نيستند و به رحمت حق پيوسته اند (ورثه اي) را به بالاترين قيمت خريداري نموده و يا با دو فقره فيش حج سالهاي بعد تعويض مي نمائيم.

با يك تلفن نماينده ما در تمام نقاط كشور در خدمت شماست

تماس و مراجعه تا 10 شب حتي تعطيلات

تهران...بعد ار تقاطع قريب ، جنب نرده هاي دانشكده دامپزشكي ، شماره...

 

فدراسیون یا مربی

فدراسیون یا مربی

در ماه گذشته در ورزش ایران دو اتفاق مهم روی داد. اول) کسب مقام سوم جهان در والیبال جوانان برای اولین بار  دوم) حذف تیم فوتبال بزرگسالان از جام ملتهای آسیا برای چندمین بار!

آنچه جلب توجه کرد جنگ رسانه ها در مورد مربیان بود .به این ترتیب که پس از موفقیت تیم والیبال تعدادی از رسانه های ورزشی  اعلام کردند این موفقیت به علت استفاده از مربی ایرانی رویداده و پس از حذف تیم فوتبال هم تعدادی دیگر از رسانه ها اعلام کردند این ناکامی بعلت استفاده از مربی ایرانی بوده است!متاسفانه  رسانه ها بجای عمق دادن به تحلیل هایشان  صرفا به مسائل سطحی پرداختند.اما حقیقت چیست؟

 

آنچه مسلم است در 15 سال پیش والیبال ایران نه در جهان که حتی در آسیا هم مطرح نبود اما فدراسیون والیبال دست به اصلاحات زد وبرنامه ای را آغاز کرد که میتواند سرمشق دیگر فدراسیونها باشد.مربی خارجی جهت کشف نوجوان مستعد وآموزش آنها به ایران دعوت شد. پس از چند سال یک مربی خارجی هم جهت تیم بزرگسالان که ازهمان نوجوانان پیشین تشکیل شده بود به ایران دعوت شد.در آن دوره ایران مقامی در آسیا کسب نکرد ولی بازیهای خوبی را به نمایش گذاشت .روند جذب بازیکنان مستعد و آموزش آنها ادامه یافت تا اینکه برای اولین بار در رده جوانان، ایران توانست بر ژاپن وچین و کره غلبه کرده و قهرمان آسیا شود.خوشبختانه فدراسیون به حرکت خود ادامه داد تا نهایتا امسال ایران با شکست تیمهای قدرتمندی چون ایتالیا و بلغارستان توانست در جهان سوم شود.

 

 اما در عوض وضعیت فدراسیون فوتبال سالهاست مغشوش است . روسا معمولا سیاسی و ناپایدارند به همین جهت از اصلاحات و برنامه ریزی خبری نیست.ریس وقت فدراسیون فوتبال سال گذشته پس از حذف ایران از جام جهانی در حالیکه چند ماه قبل از آن نشان لیاقت گرفته بود، از کار بر کنار شد! فیفا هم عضویت فدراسیون ایران را معلق کرد .در این آشفته بازار مدیریت تیمهای  استقلال وپرس پولیس  مدام در دست سیاسیون دست به دست میشد .تا اینکه استقلال بعلت دیر ارسال کردن مدارک از لیگ باشگاههای آسیا خط خورد!تیم ملی هم که وضعیتش گفته شد.

 

 حال قضاوت با شما اما شخصا معتقدم اگر 15 سال پیش مقام سومی جهان برای ایران یک خیال خام بود.فدراسیون والیبال نشان داد با برنامه ریزی وسختکوشی و حرکت مستمر ، خیال به واقعیت میپیوندد. وبرعکس فدراسیون فوتبال هم نشان داد با سیاسی کاری ، نبود حرکتهای مستمر و عدم برنامه ریزی  میتوان هر ممکنی را غیر ممکن کرد!

 

مديران  چقدر كار مي‌كنند؟

مديران ايراني چقدر كار مي‌كنند؟(ماخذ همشهری آنلاین)

رفتارها - گروه دانش:

نتايج تحقيقات موسسه حسابرسي ‌گرنت تورنتورن كه يك شركت معتبر حسابرسي و تحقيقاتي با شهرت جهاني است، نشان داده است مديران شرکت‌هاي اروپايي از همتايان خود در ساير کشورهاي جهان کمتر کار مي‌کنند.

 

البته اين مطالعه تنها بر مبناي ساعات حضور افراد در محل كار و همين‌طور ساعت‌هايي كه براي ماموريت‌هاي اداري خارج از دفتر كار صرف مي‌شود، انجام شده و مثلا ساعت‌هايي كه يك مدير ممكن است موقع صرف شام، در كنار خانواده يا حتي در رختخواب به مسائل كاري‌اش فكر كند، در نظر گرفته نشده است.

خبرگزاري  فرانسه از پاريس اين گزارش را منتشر كرده و بر اساس آن، مديران شرکت‌هاي ‌اروپايي با 50 ساعت کار در هفته در مقايسه با حد متوسط جهاني کارکرد مديران که 53 ساعت است کمتر کار مي‌کنند.

 

موسسه ‌گرنت تورنتورن كاركرد متوسط مديران در كشورهاي مختلف را اين‌طور گزارش كرده است: ‌مديران شرکت‌هاي ايتاليايي به طور متوسط در هفته 47 ساعت کار مي‌کنند. اين عدد براي مديران شرکت‌هاي سوئدي، هلندي ايرلندي و اسپانيايي 48 ساعت، مديران انگليسي 49 ساعت و فرانسوي‌ها 50 ساعت است.

اين درحالي است كه ‌مديران شرکت‌هاي آلماني با 52 ساعت کار در هفته از حد متوسط اروپايي بيشتر کار مي‌کنند‌ و مديران شرکت‌هاي هندي و آرژانتيني به طور متوسط با 57 ساعت کار در هفته بيشتر از همه مديران شرکتها در جهان کار مي‌کنند. پس از آن‌ها مديران ارمنستاني‌، بوتسوانايي و استراليايي با 56 ساعت کار درهفته ‌در رده دوم قرار دارند.

 

اما در آسيا وضع چه‌طور است؟ ‌متوسط کارکرد مديران در کشورهاي جنوب شرق آسيا 53 ساعت است که يک ساعت از متوسط کارکرد مديران شرکت‌هاي کشورهاي امريکاي شمالي کمتر است‌. مديران چيني 54 ساعت درهفته در دفتر کار خود حضور دارند‌ كه يك ساعت از ‌مديران امريکايي با 55 ساعت كار كمتراست.

اين موسسه در خصوص ميزان اضطراب مديران شرکت‌ها هم تحقيقاتي کرده است. ‌بر اساس اين تحقيقات رابطه مستقيمي‌ميان زمان اختصاص يافته به کار و رشد اقتصادي کشورها وجود دارد. 56 درصد مديران شرکت‌هاي همه کشورهاي جهان در مقايسه با سال گذشته اضطراب بيشتري دارند.

 

‌بر اساس اين گزارش در چين 84 درصد، در هند 79 درصد و در روسيه 76 درصد مديران احساس اضطراب دارند‌. در عوض اين رقم در کشورهاي سوئد و فرانسه به ترتيب 27 و 37 درصد است.

در اين مطالعه 7 هزار و 200 مدير از 32 کشور جهان شركت داشته اند.

بد نيست بدانيد شبيه‌ترين تحقيقي كه در اين مورد در ايران انجام شده،‌ مطالعه‌اي است در مورد ماهيت كار مديران ايراني كه دكتر فريبا لطيفي نتايج آن را در دومين كنفرانس بين المللي مديريت ارائه كرد. اين بررسي براساس روش تحقيق مينتزبرگ توسط 5 مدير به مدت يك هفته به روش مشاهده سايه به سايه انجام شد.

جدول زير جزئيات كار مديران ايراني با متوسط كار روزانه 8 ساعت و 6 دقيقه را در مقايسه با مديران امريكايي، ژاپني و هندي بر حسب درصد نشان مي‌دهد:

 

کشور

کار روی میز

تلفن

جلسات برنامه ریزی شده

جلسات برنامه ریزی نشده

گشت

ایران

13

16

23

17

3

هند

16

10

17

32

4

آمریکا

32

6

59

10

3

ژاپن

34

1

59

6

10

 

 

نقشه

در ایران آدرس دادن و آدرس گرفتن  جز کارهای سخت و زیان آور محسوب میشود! خیابانها یا تابلو ندارند یا دارند اما در محل کسی آن خیابان را با آن نام نمیشناسد(زیر سر شهردار است!)کوچه ها هم پلاک ندارند .اما همه اینها هیچ،ما گرفتار کمبود اسم هم هستیم برای همین در یک محل مجبوریم از یک نام چند بار استفاده کنیم .اگر هم اینکار باعث ایجاد مشکل برای شهروندان بشود خودشان قضیه را درک میکنند.ملاحظه بفرمایید.

 

 

 

ادامه نوشته

در حاشیه 300

پرده اول:

کورش پس از فتح بابل اولین منشور حقوق بشر  را ابلاغ میکند.

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه¬های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم. همه¬ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده¬ام هیچکس اجازه ندارد اموال و دارایی¬های دیگری را با زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند. هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود. من جلوی برده¬داری و برده¬فروشی از زن و مرد را می¬گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود. شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه¬های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»

پرده دوم :

یونانیان به امپراتوری پارس حمله کرده شهر سارد مهمترین شهر ایالت لیدی(ترکیه فعلی) را به آتش میکشند .خشایارشاه برای دفع متجاوزان عازم لیدی میشود.ابتدا سارد را آزاد میکند و پس از آن آتن را به تلافی سارد به آتش میکشد.در  یکی از برخوردهای کوچک نیز 300  اسپارتی تا آخرین نفس مقابل ایرانیها ایستادگی کرده و کشته میشوند.

پرده سوم :

امپراتوری روم توانسته بود صدها سال ایلات و قبایل ژرمن را که آنها را وحشی و بربر میدانستند از سرزمینهای اصلی روم دور نگهدارند اما عاقبت این قبایل وحشی به روم رخنه کرده و بر سر روم آن آوردند که مغول بر سر ایران آورد.تازه پس از این بود نام برخی از این قبایل در تاریخ ذکر شد، واندالها ،فرانکها،آنگل ها و ساکسونها ...این دو قبیله آخر بریتانیا را از رومیان گرفتند و پس از امتزاج تبدیل شدند به آنگلوساکسونها !

پرده چهارم :

نوادگان همانهایی که رومیان به آنها وحشی میگفتند حالا قدرتمند شده اند . این قدرت به آنها همه چیز داده  بجز یک گذشته با شکوه و پر افتخار .از همین روی آنها سعی میکنند با پیوند زدن خود به یونانیان و رومیان (با نادیده گرفتن اینکه خودشان تمدن روم را نابود کردند) برای گذشته بی وجود شان  افتخار و تاریخ ایجاد کنند.

پرده آخر :

من تعصب نژادی ندارم .اگر خشایارشاه همچون پدربزرگ مادریش کورش ،رفتار  خوبی با شهرهای مفتوحه داشت بهتر بود.جانبازی 300  سرباز اسپارت هم جای تحسین دارد همانگونه که ایستادگی و مرگ آریوبرزن سردار ایرانی و کل سپاه کوچکش د ر برابر لشکریان اسکندر جای تمجید دارد . اما وحشی نشان دادن عمدی ایرانیان آنهم با هدف تخریب یک ملت ناراحت کننده است .انتظار میرود همه ما در این مورد واکنش نشان دهیم .شما میتوانید به 2 نشانی ذیل برای اعلام  نظر و اعتراض مراجعه فرمایید.

Movies.yahoo.com/movie/1809262865/user

www.petitiononline.com/btm3/petition

 

قورباغه ها(ارسالی توسط یکی از اساتید محترم)

FROGS 

قورباغه ها

 


Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition .

روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که با هم مسابقه ي دو بدند .


The goal was to reach the top of a very high tower .

هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود .


A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants . ...

جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند...


The race began ....

و مسابقه شروع شد ....


Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower .

راستش, کسي توي جمعيت باور نداشت که قورباغه هاي به اين کوچيکي بتوانند به نوک برج برسند .


You heard statements such as :

شما مي تونستيد جمله هايي مثل اينها را بشنويد:


"Oh, WAY too difficult!!"

اوه,عجب کار مشکلي


"They will NEVER make it to the top."

اونها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند.


or : 

يا:

" Not a chance that they will succeed. The tower is too high !"

هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست.برج خيلي بلنده


The tiny frogs began collapsing. One by one ....

قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند...


Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher ....

بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر مي رفتند...


The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one will make it!"

جمعيت هنوز ادامه مي داد,"خيلي مشکله!!!هيچ کس موفق نمي شه!"


More tiny frogs got tired and gave up....

و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف ...


But ONE continued higher and higher and higher ....

ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....


This one wouldn't give up!

اين يکي نمي خواست منصرف بشه!


At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top !

بالاخره بقيه ازادامه ي بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک رسيد !


THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it?

بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين کا ر رو انجام داده؟


A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal ?

اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده؟


It turned out....

و مشخص شد که


  That the winner was DEAF !!!!

برنده ي مسابقه کر بوده !!!


The wisdom of this story is: Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ...   because they take your most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in your heart! Always think of the power words have.  Because everything you hear and read will affect your actions!

نتيجه ي اخلا قي اين داستان اينه که :هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ي ديگران گوش نديد... چون اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند-- چيز هايي که از ته دلتون آرزوشون رو داريد !هيشه به قدرت کلمات فکر کنيد .چون هر چيزي که مي خونيد يا مي شنويد روي اعمال شما تأثير ميگذاره


Therefore:

پس:

ALWAYS be....

هميشه ....

POSITIVE!

مثبت فکر کنيد !


And above all:

و بالاتر از اون


Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!

کر بشيد هر وقت کسي خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهيد رسيد !


Always think:

و هيشه باور داشته باشيد :

I can do this!

من همه کار مي تونم بکنم


Most people walk in and out of your life......but FRIENDS leave footprints in your heart  

  آدم هاي زيادي به زندگي شما وارد و از اون خارج ميشن ... ولي دوستانتون جا پا هايي روي قلبتون جا خواهند گذاشت