اخبار ماه

ماخذ: روزنامه اعتماد 29/1/87

به نظر شما از کارشناسي صنايع مهمات سازي وزارت دفاع تا مديرکلي تربيت بدني استان تهران چقدر فاصله وجود دارد؟ اصلاً مي توان رابطه يي ميان صنايع جنگ افزاري و ورزش پيدا کرد؟ حالا جواب هرچه باشد ديروز کارشناس سابق صنايع مهمات سازي وزارت دفاع با تصميم رئيس سازمان تربيت بدني به عنوان مديرکل جديد تربيت بدني استان تهران انتخاب شد تا بتواند «کار ويژه يي» براي ورزش پايتخت انجام دهد!.

 

 

غيبت نمايندگان مجلس را به تعطيلي کشاند

گروه سياسي؛ «جلسه علني مجلس تعطيل مي شود.» 101 صندلي خالي پارلمان هفتم سرانجام غلامعلي حدادعادل رئيس مجلس را مجبور کرد که با بيان جمله بالا به جاي آنکه زنگ شروع کار صحن علني را به صدا درآورد، زنگ تعطيلي بهارستان را بزند.

 

تنها 189 نماينده صبح چهارشنبه به مجلس آمدند. 22 نماينده غايب اعلام شدند و 79 نماينده مرخصي گرفته بودند. آمار کوتاهي که خود گواه آن است که اين روزها به چه نحوي نماينده هاي مردم بر سر کارشان حاضر مي شوند، البته اين تعطيلي از همان هفته پيش که مجلس شروع به کار کرد، مشخص بود.

 اگر روزهاي قبل از انتخابات، بهانه نماينده ها حضور در حوزه هاي انتخابيه بود، اين روزها چه توجيهي براي پايان دادن زودرس خدمت شان در بهارستان دارند. به ويژه آنکه هنوز 160 طرح و لايحه روي دست مجلس مانده و کم کاري هاي اين چند ماه مانع از آن مي شود که مجلس هفتم کارنامه اش را کامل به پايان برساند. با اين تعطيلي زودهنگام به همراه 10 روز تعطيلي براي انتخابات دور دوم، درهاي مجلس تا نيمه ارديبهشت بسته خواهد بود و بايد ديد پس از انتخابات دور دوم، آيا هيات رئيسه مي تواند از 290 نماينده تنها 194 نفر را قانع کند که براي انجام وظايف شان راهي صحن علني شوند.

 

سوابق كاري (رزومه)

در ديگر كشورها معمولا لازم است هنگام اعلام سوابق كاري ،فرد ضمن اعلام نام شركت ومؤسسه اي  كه در آنها شاغل بوده، شماره تلفن و نشاني آن شركت و مؤسسه هم ذكركند.با اينحال كارفرماي جديد گاهي حتي  نام فرد مرتبط را نيز ميپرسد. علت اين كنجكاوي نيز واضح است . كارفرماي جديد ميخواهد از ادعاهاي شما اطمينان حاصل كند پس به شماره و نشاني جهت برقراري تماس نياز دارد.

 

در ايران معمولا اينگونه نيست. كمتر كارفرمايي از فرد جديد شماره تلفن محل كار قبلي را طلب ميكند.به همين ترتيب اخذ و ارائه رضايت نامه هم چندان رايج نيست.

نتيجه اينكه فرد در حالي به خدمت شركت در مي آيد كه تنها بنا به ادعاي خودش و نهايتا يك مصاحبه توانايي انجام كار را دارد .به اين ترتيب  گذشت زمان است كه فقط ميتواند مشخص كند فرد جديد همانيست كه كارفرما ميخواسته ياخير. مثلا  اگر قرار است يك راننده استخدام شود اگر با پرسش از كارفرماهاي قبلي معلوم شود كه در 5 سال گذشته فرد متقاضي 5 تصادف داشته يا اصلا تصادفي نداشته ،ميپذيريد كه اين اطلاعات در قبول يا رد متقاضي تاثير گذار خواهد بود.

 

بد نيست در اينجا گريزي هم به انتخابات مجلس ايران بزنيم. تقريبا تمام نامزدها  صرفا به اعلام سوابق شغلي يا تحصيلي خود پرداختند و طبيعتا بدون آنكه اين سوابق محكي بخورند و اشاره اي به توفيقات يا شكستها شود يكجا در تبليغات انتخاباتي عنوان ميشدند.براي مثال آنكه در سوابق خود 3 سال مدير عاملي فلان شركت معظم را نوشته بود، براي غالب مردم مشخص نبود كه در طول مديريت ايشان شركت رو به قهقرا رفته يا پيشرفت كرده است و يا اگر 4 سال شهرداري فلان شهر بعنوان سوابق عنوان ميشود.مشخص نيست كه هنگام خداحافظي ايشان از شهرداري مردم آن شهر خوشحال بوده اند يا ناراحت  و يا جالبتر نه متوجه آمدنش شده اند و نه رفتنش.در هر حال اگر انتخاب كنندگان به اين دست اطلاعات دسترسي داشته باشند ميتوان انتظار داشت نمايندگان توانمندتري به مجلس راه يابند.

 

معضل تعطیلات عید نوروز

تعطيلات رسمي عيد 4 روز است اما در عرف جامعه 14 روز است !

تنها مراكز آموزشي هستند كه رسما تا روز 13 فروردين تعطيل هستند اما ايرانيان علاقمند به كار اين تعطيلات را سعي ميكنند به همه سازمانهاي دولتي و خصوصي  كشور گسترش دهند.معمولا ترم دوم هر سال تحصيلي نسبت به ترم اول كوتاه تر وكم اثر تر است. در دانشگاهها وضعيت بدتر است و معمولا از 20 اسفند تا 20 فروردين فعاليت قابل ذكري انجام نميشود وجالبتر اينكه با گذشت ساليان سال برنامه اي براي رهايي از اين مشكل تهيه نشده است!

 

اگر خداي ناكرده در تعطيلات عيد خودتان يا از بستگان نزديكتان نياز به بيمارستان پيدا كرده باشيد/باشند قبول خواهيد كرد كه يك بيماري نه چندان خطرناك ميتواند به يك فاجعه تيديل شوند.مراكز پزشكي معمولا تعطيلند و پزشكان محترم هم در تعطيلات بسر ميبرند.پس سعي كنيد بيمار نشويد.

 

مراكز دولتي رسما در 5 فروردين باز ميشوند،اما….اين اما به معناي اين است كه حضور شما در اين مراكز صرفا اتلاف وقت است چراكه معمولا آن كسانيكه بايد پاسخگوي شما باشند حضور ندارند يا شبكه كامپيوتري كار نميكند يا كليد در بايگاني پيدا نميشود و …پس بهتر است براي پيگيري كار در ايام نوروز و كمي قبل و بعد آن مراجعه اي نداشته باشيد.از 20 اسفند انجام كارها بعلت استقبال از بهار از مسير عادي خود خارج ميشود و بعد از 13 فروردين هم بعلت ديد و بازديدهاي عيد تا 20 فروردين انتظار كارهاي معمول را نبايد داشته باشيد.متاسفانه چون سهم دولت ايران در اقتصاد كشور بسيار زياد است در نتيجه در امور اقتصادي هرساله در فروردين شاهد يك ركود اقتصادي هم هستيم.

بنيانگذار شركت دوو مينويسد"در آغاز كار ما ساعت كار در كره جنوبي از 9 صبح تا 5 عصر بود با توجه به ميزان عقب ماندگي كره از كشورهاي پيشرفته ما به اين نتيجه رسيديم كه با اين مقدار كار ما به آنها نمي رسيم پس بايد ساعت كا ر را زياد كنيم .به اين ترتيب ساعات كار از 5 صبح شد تا 9 شب!".حال با توجه به نرخ پايين بهروري در ايران و علاقمندي ايرانيان به تعطيلات اگر الگوي پيشرفت ايران از ژاپن به كره جنوبي و از كره جنوبي به امارات تنزل يافته است امري طبيعي است يا بايد تعجب كرد؟

ریشه یابی ....(10)

تفکر طبقاتی و عدم توجه به تفاوتهای فردی

 

 جامعه ای که محافظه کاری رویه معمول همه باشد و همه به نوعی احساس ناامنی در مورد آینده خود داشته باشند رویه زندگی همه به هم شبیه می شود و وقتی راههای زندگی همه به هم نزدیک شد، مردم به طبقه بندی روی می آورند. به طور مثال، وقتی درگیری فکری بسیاری از مردم تحصیلات بچه ها باشد و این بچه ها قرار است با هم به نوعی مقایسه شوند، اتفاقی که می افتد این است که مستقل ازعلاقه مندی و شرایط بچه ها، مردم در کنکوربه انتخاب رشته روی می آورند و از یک دسته بندی کلی تبعیت می کنند و با تبعیت از این دسته بندی ، جایگاه فرزندان و یا خودشان را در جامعه مشخص می کنند.  تبعیت از این دسته بندی به معنای نادیده گرفتن تفاوتهای افراد است. برای حل این مساله، باید خود به جامعه نشان دهیم که می توان زندگی مخصوص به خود داشت و می توان از این نظام های خشک کلی تبعیت نکرد.

 

 

 

در کنار عدم تبعیت از دسته بندی های خشک ، باید با بیان و مطرح کردن روش های مختلف زندگی، تبعیت از این نظام های خشک را به چالش بکشیم. به طور مثال در انتخاب رشته اطرافیان، علاقه مندی های طرف، بازارکارآینده و بسیاری پارامترهای دیگر که معمولا نادیده گرفته می شود، را گوشزد کنیم. یا در انتخاب محل زندگی پارامترهایی همچون نزدیکی به محل کار، ترافیک و مسایلی که به طور معمول فدای کلاس محلات می شود را نیز در نظر بگیریم. یا برای مقابله با مدرک گرایی با مطرح کردن اینکه آیا داشتن مدرک های بالای تحصیلی در سطح نیاز جامعه ایران است یا نه، این رفتار اجتماعی را زیر سوال ببریم؛ که واقعیت این است که سطح صنعت در ایران در بسیاری از رشته ها در سطح همان درس هایی است که دانشجویان در دوران کارشناسی یاد می گیرند و احداث ده ها مرکز تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های مختلف، آن هم بدون داشتن استاد مناسب تنها یک ظاهرسازی کمی است. فرهنگ ایرانی پر است از دسته بندی هایی که زیادی  کلی است و به راحتی می توان برای آن ها مثال نقض پیدا کرد و منطق چنین دسته بندی هایی را زیر سوال برد.  

  

 

قانون گرایی

 

 متاسفانه وقتی بسیاری از قوانین، مطابق ساختارهای جامعه مدرن تنظیم نشده است، بهانه برای قانون گریزی بسیار است؛ چون مردم با استناد به قوانین غیر منطقی، روحیه قانون گریز و خودخواهانه خود را توجیح می کنند.  با این حال بسیاری از قوانین، مانند قوانین راهنمایی و رانندگی در ایران تا حد بسیار خوبی بر مبنای ساختارهای جامعه مدرن طراحی شده است و همین قوانین توسط اکثریت جامعه نقض و مورد بی احترامی قرار می گیرد. رانندگی در ایران و بالاخص در تهران به طرز خارق العاده ای بد است و این حاکی از نقض ده ها و یا حتی صد ها قانون رانندگی، توسط یک فرد، در یک سفر درون شهری در تهران است. با توجه به این وضعیت، نقض نکردن قوانین شاید غیر ممکن باشد ولی اگر بتوانیم عادت کنیم و عادت بدهیم که قسمتی از این قوانین را رعایت کنیم ، کار بزرگی کرده ایم. به طور مثال اگر ترافیک شدید نیست، از بین خطوط ، رانندگی کنیم و یا اگر ماکزیمم سرعت در داخل شهر شصت کیلومتر در ساعت است، سرعت را به هیچ وجه از هشتاد کیلومتر رد نکنیم و بسیاری قوانین دیگر که قابلیت اجرای نسبی دارند و به طور معمول از طرف ما نادیده گرفته می شوند را رعایت کنیم.

 

 

 

اگر از دیدگاه ما قسمتی از این قوانین به نوعی با روحیه جامعه مدرن هماهنگی ندارد (به طور مثال بعضی از قوانین خانواده) خود می توانیم قوانین را به سبک خود اجرا کنیم و با تغییر عرف جامعه، زمینه را برای اجرای آن، توسط باقی جامعه، فراهم نماییم. برای چنین کاری باید قانون خود و دلایل خود برای اجرای چنین قانونی را به دیگران توضیح دهیم و سعی کنیم این ارزش گذاری را هم به دیگران منتقل کنیم. برای مثال، در حالی که در قوانین ایران چند همسری مشکل آن چنانی ندارد، در عرف بسیاری از جوامع ایرانی، چنین کاری به شدت زیر سوال است. این کار را می توان برای بسیاری از قوانین فعلی جامعه که از دیدگاه عقلای جامعه زیر سوال است، هم انجام داد. برای مثال تنبیه فیزیکی بچه که متاسفانه یکی از حربه های رایج کنترلی فرزند در ایرانیان است، می تواند با تلاش تک تک ما از لحاظ عرفی به شدت زیر سوال رود و برای فرد خاطی پرهزینه شود. همچین کاری را می توان با بسیاری از قوانین تبعیض آمیز موجود نسبت به زن هم انجام داد.  

 نویسنده: حنیف بیات