در ديگر كشورها معمولا لازم است هنگام اعلام سوابق كاري ،فرد ضمن اعلام نام شركت ومؤسسه اي  كه در آنها شاغل بوده، شماره تلفن و نشاني آن شركت و مؤسسه هم ذكركند.با اينحال كارفرماي جديد گاهي حتي  نام فرد مرتبط را نيز ميپرسد. علت اين كنجكاوي نيز واضح است . كارفرماي جديد ميخواهد از ادعاهاي شما اطمينان حاصل كند پس به شماره و نشاني جهت برقراري تماس نياز دارد.

 

در ايران معمولا اينگونه نيست. كمتر كارفرمايي از فرد جديد شماره تلفن محل كار قبلي را طلب ميكند.به همين ترتيب اخذ و ارائه رضايت نامه هم چندان رايج نيست.

نتيجه اينكه فرد در حالي به خدمت شركت در مي آيد كه تنها بنا به ادعاي خودش و نهايتا يك مصاحبه توانايي انجام كار را دارد .به اين ترتيب  گذشت زمان است كه فقط ميتواند مشخص كند فرد جديد همانيست كه كارفرما ميخواسته ياخير. مثلا  اگر قرار است يك راننده استخدام شود اگر با پرسش از كارفرماهاي قبلي معلوم شود كه در 5 سال گذشته فرد متقاضي 5 تصادف داشته يا اصلا تصادفي نداشته ،ميپذيريد كه اين اطلاعات در قبول يا رد متقاضي تاثير گذار خواهد بود.

 

بد نيست در اينجا گريزي هم به انتخابات مجلس ايران بزنيم. تقريبا تمام نامزدها  صرفا به اعلام سوابق شغلي يا تحصيلي خود پرداختند و طبيعتا بدون آنكه اين سوابق محكي بخورند و اشاره اي به توفيقات يا شكستها شود يكجا در تبليغات انتخاباتي عنوان ميشدند.براي مثال آنكه در سوابق خود 3 سال مدير عاملي فلان شركت معظم را نوشته بود، براي غالب مردم مشخص نبود كه در طول مديريت ايشان شركت رو به قهقرا رفته يا پيشرفت كرده است و يا اگر 4 سال شهرداري فلان شهر بعنوان سوابق عنوان ميشود.مشخص نيست كه هنگام خداحافظي ايشان از شهرداري مردم آن شهر خوشحال بوده اند يا ناراحت  و يا جالبتر نه متوجه آمدنش شده اند و نه رفتنش.در هر حال اگر انتخاب كنندگان به اين دست اطلاعات دسترسي داشته باشند ميتوان انتظار داشت نمايندگان توانمندتري به مجلس راه يابند.