خطر بیخ گوش ماست: 60% دانشجویان کشور دختر هستند! (2)
یادم هست که در درس حرفه و فن وقتی به تعریف وسایل فنی می رسیدیم می بایست صدها بار آن را تکرار کنیم تا به خاطر بسپاریم. غافل از اینکه حتی اگر خوب به خاطر می سپردیم باز هم خوب نمی فهمیدیم که آن وسیله چگونه کار می کند چه برسد به فکر در مورد نوآوری در آن زمینه و یا اختراع چیزی جدید در آن زمینه.
اگر اندکی جامعه و مردم ما علمی تر بودند و یا به عبارت دیگه علم را درست تر درک کرده بودند هرگز این مشکل نبود. مگر تهیه یک سری از وسایل مورد نیاز برای یک آزمایشگاه در سطح دوره راهنمایی یا دبیرستان چقدر خرج دارد؟ حتی میشد از وسایل خراب استفاده کرد. میشد از مردم خواست اگر وسایلی دارند که دیگر کار نمی کند را به آزمایشگاه مدارس اهدا کنند.
این یک مثال ساده است برای درک درست مشکل در سطح دانشگاهی، هر چند مدارسی بودند در آن زمان که با پول کلانی که داشتند این وسایل را برای دانش آموزان خود تهیه می کردند ولی مگر چند تا از این مدارس پیدا می شد و یا چند درصد این دانش آموزان وارد دانشگاه و چند درصد انها وارد صنعت بعد از دانشگاه میشدند؟
مهم این است که ما همیشه در کلاسها دنبال نمره بالاتر بودیم. از آن طرف معلم ها هم به انشائی که تعداد سطرهای بیشتری داشت نمره بیشتری میدادند. آیا تا حالا دیدید یا شنیدید که کسی به خاطر طرح یک سوال مهم در مدارس یا دانشگاهها تشویق شود؟ یا به انشاء کوتاهی که حاوی یک نظر مهم باشد بالاترین نمره داده شود؟
خوب چرا اینها را مطرح می کنم؟ به این خاطر که دلایل عدم استقبال پسران از دانشگاههای ما در همین نکات ظریف که از دوران دانش اموزی در ذهن ما مانده است نهفته است.
آیا اگر مدارس ما با روش آموزش خود می توانست علاقه دانش آموزی را در زمینه خاصی برانگیزد طوری که او را دنبال آن بکشاند تا دانشگاه و سپس تا محیط کار ، آیا آن دانش اموز علاقه خود را نسبت به دانشگاه و تحصیل در آن زمینه از دست میداد؟
من شخصا فکر نمی کنم که دانشگاههای ما آنقدر بی خاصیت باشند که دانش آموزان ما برای داشتن آینده بهتر ترجیح دهند اصلا دانشگاه نروند. یا آنقدر پسران این دوران ما آنقدر از دختران در امر رقابت برای دانشگاه ضعیف تر شده باشند که ترجیح دهند اصلا بی خیال رفتن به دانشگاه شوند.
موضوع این است که مدارس ما نتوانستند یک سئوال بزرگ یا یک گمشده بزرگ در ذهن دانش آموزان ما ایجاد کنند.
جالب است که این مشکل هم اکنون در جامعه آمریکا به شدت تحت بررسی است و محققین آموزش و پرورش آمریکا متوجه عقب افتادگی پسران نسبت به دختران شده اند. لذا بلا فاصله تحقیق در این مورد آغاز شده است. اما خوب است بدانیم که مشکل آنها با مشکل ما در ایران یک فرق اساسی دارد که در نوشته بعدی آنرا توضیح خواهم داد.
... ادامه دارد .....
اگر اندکی جامعه و مردم ما علمی تر بودند و یا به عبارت دیگه علم را درست تر درک کرده بودند هرگز این مشکل نبود. مگر تهیه یک سری از وسایل مورد نیاز برای یک آزمایشگاه در سطح دوره راهنمایی یا دبیرستان چقدر خرج دارد؟ حتی میشد از وسایل خراب استفاده کرد. میشد از مردم خواست اگر وسایلی دارند که دیگر کار نمی کند را به آزمایشگاه مدارس اهدا کنند.
این یک مثال ساده است برای درک درست مشکل در سطح دانشگاهی، هر چند مدارسی بودند در آن زمان که با پول کلانی که داشتند این وسایل را برای دانش آموزان خود تهیه می کردند ولی مگر چند تا از این مدارس پیدا می شد و یا چند درصد این دانش آموزان وارد دانشگاه و چند درصد انها وارد صنعت بعد از دانشگاه میشدند؟
مهم این است که ما همیشه در کلاسها دنبال نمره بالاتر بودیم. از آن طرف معلم ها هم به انشائی که تعداد سطرهای بیشتری داشت نمره بیشتری میدادند. آیا تا حالا دیدید یا شنیدید که کسی به خاطر طرح یک سوال مهم در مدارس یا دانشگاهها تشویق شود؟ یا به انشاء کوتاهی که حاوی یک نظر مهم باشد بالاترین نمره داده شود؟
خوب چرا اینها را مطرح می کنم؟ به این خاطر که دلایل عدم استقبال پسران از دانشگاههای ما در همین نکات ظریف که از دوران دانش اموزی در ذهن ما مانده است نهفته است.
آیا اگر مدارس ما با روش آموزش خود می توانست علاقه دانش آموزی را در زمینه خاصی برانگیزد طوری که او را دنبال آن بکشاند تا دانشگاه و سپس تا محیط کار ، آیا آن دانش اموز علاقه خود را نسبت به دانشگاه و تحصیل در آن زمینه از دست میداد؟
من شخصا فکر نمی کنم که دانشگاههای ما آنقدر بی خاصیت باشند که دانش آموزان ما برای داشتن آینده بهتر ترجیح دهند اصلا دانشگاه نروند. یا آنقدر پسران این دوران ما آنقدر از دختران در امر رقابت برای دانشگاه ضعیف تر شده باشند که ترجیح دهند اصلا بی خیال رفتن به دانشگاه شوند.
موضوع این است که مدارس ما نتوانستند یک سئوال بزرگ یا یک گمشده بزرگ در ذهن دانش آموزان ما ایجاد کنند.
جالب است که این مشکل هم اکنون در جامعه آمریکا به شدت تحت بررسی است و محققین آموزش و پرورش آمریکا متوجه عقب افتادگی پسران نسبت به دختران شده اند. لذا بلا فاصله تحقیق در این مورد آغاز شده است. اما خوب است بدانیم که مشکل آنها با مشکل ما در ایران یک فرق اساسی دارد که در نوشته بعدی آنرا توضیح خواهم داد.
... ادامه دارد .....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 20:44 توسط رضا خانبابایی
|