الف راهی بیمارستان شد. ج هم در این مدت فقط  مشغول کاسبی بود ،ارتباطات اقتصادی هم با گنهکاران  مقیم در واحد ایجاد کرد. الف  4 روزدر بیمارستان  ماند تا خوب شد اما با بهانه  آسیب دیدگی از قوانین موجود استفاده وبا حقوق خوبی  زودتر از موعد بازنشسته شد

 

روز نهم پس از کناره گیری الف مسئولان جهنم  س را با عجله بجای الف مامور به خدمت در جهنم ایرانی ها کردند.س از محل بازدیدی کرد و بعد نزد مسئولان بالاتر رفت.در آنجا ضمن اشاره به تخریب اجاق  اول و اسف بار دانستن وضعیت موجود ،اعلام کرد واحد مربوطه 9 روز از دیگر واحدها عقب است و اگر قرار است به آنها برسند میبایست امکانات بیشتری در اختیار او قرار گیرد به همین جهت تقاضای 4 نیروی با تجربه دیگر علاوه بر ج کرد. یکی از مسئولان به او اعتراض کرد وگفت "  6 نفر نیروی کافی برای 3 واحد است و برای 1 واحد خیلی زیاد است،اکثر واحدها به رغم نداشتن تجربه روز اول راه افتادند و باقیمانده هم تمامی روز دوم راه اندازی شدند " اما س با چرب زبانی گفت "من پس از 1 ماه جهنم ایرانی ها را به سطح دیگر جهنمها میرسانم و پس از 2 ماه داغ ترین جهنم موجود را تحویل شما خواهم داد".

 

(س به فکر جهنم ایرانیها نبود او میخواست کارها را به زیردستان واگذار کند و در فراغت ایجاد شده باب  آشنایی و رابطه با مسئولان جهنم  را باز کند .او به انتخابات صنفی آینده میاندیشید)

س پس از دریافت اجازه، 4 نفر  از دوستان و اقوام خود را به محل آورد ضمن معرفی ش بعنوان جانشین از بقیه خواست از او اطاعت نمایند اوهمچنین مقدار زیادی مصالح برای مرمت اجاق 1 خریداری و به محل آورد و بعد دیگر کسی او را در جهنم ایرانی ها ندید.

ش معتقد بود که قبل از هرکاری لازم است اجاق 1 بازسازی و اجاق جدید 3 هم به مجموعه اضافه شود. مشکلی که در ادامه گریبانگیر این واحد شد این بود که هیچکدام بنایی بلد نبودند بنابراین پس از خرابکاریهای زیاد( ج تا توانست از این ساختن و خراب کردنها جیبهای خود را پر کرد) البته بدون نقشه و امکانات کافی ! با مایه گذاشتن از جان بعد از20  روز دو اجاق آماده بهره برداری شد.

در روز افتتاحیه (29 روز پس از آغاز بکار دیگر جهنمها) س در حضور مسئولان بالاتر که در محل حاضر شده بودند ضمن تشکر از مقامات ،از مشکلات فراروی خود گفت و ادامه داد "فقط یک آدمی که عشق به خدمت داشته باشد در اینجا میتواند کار کند..."

( س مطمئن بود که در انتخابات نفر اول میشود.ج راضی از جیبهای پر پول امیدوارانه به آینده نگاه میکرد.ش هر چند مدیون س بود اما یواش یواش داشت از لذت قدرت خوشش میآمد و اصولا هیچکدام در فکر انجام کار اصلی و لذت بردن از انجام آن کار نبودند)

روز 29  اافتتاحیه                      بعلت فراموش کردن نصب دودکش اجاقها کار نکردند و س برکنار شد

روز 45   افتتاحیه                      دودکشها نصب شده بودند اما ش یادش رفته بود هیزم بخرد ش بر کنار شد

......................                        ..............................................................................

......................                         .........................................................................

روز 195                                خاکستر هیزمها از هیچکدام از 10 اجاق تخلیه نشده بود !جهنم روشن نشد

....................                          .........................................................................................

روز 287                                  متصدیان نسبت به حقوق خود معترضند.جهنم  همچنان خاموش بود

....................                            ....................................................................................

 

نتیجه اخلاقی:

ایرانی ها توانایی زیادی در کوچک و حقیر کردن کارهای بزرگ و برعکس بزرگ و پیچیده کردن کارهای کوچک دارند.

ایرانی ها کارهای بزرگ را به مردان کوچک و کارهای کوچک را به مردان بزرگ میدهند.

ایرانی ها بیش از اصل کار به حواشی کار علاقه و توجه دارند

ایرانی ها روش دیگری برای انجام کار ها نمیشناسند....