مدتها پيش در خدمت دوست عزيزي كه در فرانسه تحصيل ميكرد بودم. پس از صحبتهاي متفرقه از او پرسيدم "اين مدت كه آنجا بودي چه تفاوتي بين رفتار كاري  ما با آنها  وجود دارد؟"  آنچه آن دوست بر آن تاكيد زيادي كرد عادت ما ايرانيان به انجام با عجله كارها در ساعات پاياني مهلت مقرر بود.

به اين ترتيب كه اگر براي انجام يك كار سه ماه زمان داشته باشيم ما ايرانيها معمولا در دو ماه اول كمي به موضوع فكر ميكنيم. در سه هفته اول ماه سوم با نگراني به موضوع فكر ميكنم و در هفته آخر ماه سوم  با استرس و عجله مشغول انجام كار ميشويم. اگر تصور ميكنيد  اينچنين نيست اول به خودتان بعد به اطرافيانتان نگاه كنيد، به رفتار دستگاههاي دولتي نگاه كنيد كه برآيند عادات شخصي ما هستند. در اكثر قريب به اتفاق موارد ملاحظه خواهيد نمود انجام يك حركت به دقيقه مشهور نود موكول ميشود.

 شايد اين عادت جمعي ما  حاصل نظام آموزشي ما باشد. جاييكه امتحانات پايان ترم( يا ثلث) بيشترين اهميت را داشتند ودانش آموزان و دانشجويان ايراني هم غالبا شب امتحاني شدند.شايد هم علاقه ما به هيجان و استرس و ترس مسبب اين رفتار است.در هر صورت تصور نكنيد رها شدن از اين عادت آسان است. چراكه عاداتي از اين دست به تمثيل با گوشت و خون ما سرشته شده اند.