تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
عرصه رقابت جدید برای صدا و سیما و فرهنگ رقابت

شبکه­های فارسی زبان در خارج از ایران جدید نیستند. حتی دریافت این شبکه­ها در ایران نیز جدید نیست. آنچه جدید است و تصور میکنم برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی یک چالش جدیست، ظهور شیکه­هایی حرفه­ای است که به تازگی کار خود را آغاز کرده­اند. صرف نظر از مسائل سیاسیُ  بی بی سی فارسی یا شبکه­هایی از این دست اصلا به لحاظ مسائل فنی و توانایی در جذب مخاطب با شبکه­های قدیمی فارسی زبان قابل مقایسه نیستند. این وضعیت یک محک جدی برای صدا و سیمای ایران است تا بتواند در بازاری غیر انحصاری دشواریهای رقابت را دریابد و شاید در این میان بیشتر به مخاطبان خود توجه کند!

هرچند که به تازگی خبر رسیده پخش پارازیت بر این شبکه­ها آغاز شده است که این به معنای بی علاقگی به رقابت و نگرانی از تفوق رقیب و استفاده از روشهایی برای حذف آن است.

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 9:24 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
ضمانت‌هاي بدون تعهد در خدمات پس از فروش

          متن زیر را مطالعه کنید و ناراحت شوید! این ناراحتی وقتی دوچندان میشود که بدانید همان شرکت خارجی که در ایران زیر بار تعهدات خود نمیرود در خارج از ایران شرکتی کاملاْ متعهد است. این را هم بدانید شرکتهای ایرانی که از صدقه سر مردم ایران و بازار انحصاری فروش خوبی در ایران دارند احترام همین مردم را ندارند و تحقیر آمیز با آنان برخورد میکنند!

جام جم آنلاين: اگر همين امروز تلفن همراه، خودرو و هرگونه وسيله ديجيتال و برقي‌تان كه بيشتر از 24 ساعت از خريدش نمي‌گذرد، از كار افتاد، به برچسب ضمانت كالا روي جعبه يا برگ خريد آن چندان دل نبنديد، چون از لحظه‌اي كه پايتان را از فروشگاه بيرون گذاشته‌ايد، هيچ‌كس مسوول ارائه خدمات پس از فروش نيست.

در يك فروشگاه گوشي تلفن ثابت و همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري تهران، فروشنده قصد دارد مشتري را متقاعد كند كه پس از فروش هيچ كالايي پس گرفته نمي‌شود؛ اما خانم مشتري كه دائم به برگه سبزرنگ ضمانت با هالوگرام نقره‌اي آن اشاره مي‌كند با اين ادعا كه فقط دو هفته از خريد گوشي گذشته اما گوشي خود به خود خاموش مي‌شود، زير بار نمي‌رود و پولش را مي‌خواهد.

فروشنده جوان هم با آب و تاب مي‌گويد: «خانم اين گوشي ضربه خورده، لبه‌اش پريده، از دستتان افتاده ...» و زن به خدا و پيغمبر قسم مي‌خورد كه هيچ اتفاقي نيفتاده و ... دست آخر اين چانه‌زني به نفع فروشنده تمام مي‌شود، جوان با خونسردي به صندلي چرمي تكيه مي‌دهد و مشتري با بغض و عصبانيت از فروشگاه خارج مي‌شود.

اگر اين صحنه‌ها برايتان آشنا نيست، فقط چند ساعت در بازار لوازم خانگي، گوشي تلفن همراه و وسايل صوتي و تصويري قدم بزنيد يا صبح علي‌‌الطلوع به نمايندگي‌هاي مجاز خودرو سر بزنيد و از شكوه صاحبان خودرو بشنويد كه با گذشت چند ماه گذرشان به تعميرگاه‌هاي مجاز افتاده است. چرا در ايران ضمانت يا همان گارانتي و وارانتي (ارائه كالا به ازاي كالاي معيوب تا زمان تعمير آن)‌ و خدمات پس از فروش هيچ ارزشي ندارد؟ چرا اين خدمات براي توليدكننده و فروشنده داخل هيچ الزامي نمي‌آورد و بالاخره چرا كالاي خارجي كه در ساير كشورها به داشتن ضمانت معروف است، به محض ورود به بازارهاي ايران تمام تعهداتش فراموش مي‌شود؟

قصه تكراري خدمات پس از فروش‌

دريافت هزينه براي تعمير يك كالاي برقي و ديجيتال با وجود كارت ضمانت، تاخير در تعمير و تحويل بموقع كالا يا تغيير مكان نمايندگي‌هاي مجاز و بي‌خبري مشتريان، برخوردهاي طلبكارانه و تند فروشندگان با مشتريان معترض و ... از جمله مشكلات بازار كالا در كشور است كه با وجود تكرار چندباره اين مشكل طي ساليان متمادي از رسانه‌هاي جمعي، هيچ نهاد و سازماني خود را ملزم به برطرف كردن چنين مشكلي نمي‌داند.

«5 ماه قبل يك ال‌سي‌دي... خريدم پس از 3 ماه كار، سوخت، سه هفته است در تعميرگاه مانده و گفته‌اند قطعه نداريم. علت را مي‌پرسم، هيچ‌كس جواب نمي‌دهد. خانه من سه هفته است بدون تلويزيون مانده يعني 2 ميليون تومان پولي كه پرداخته‌ام، دود شده و به هوا رفته...»

صداي پشت خط ضعيف است، پس از چند بار وصل شدن به واحد تعمير دوربين عكاسي، مسوول مربوط آب پاكي را روي دستم مي‌ريزد: «خانم اين دروبين مشكل اساسي دارد و چون قطعه نداريم، بياييد و كالايتان را ببريد.» بتازگي كالا چه ساخت داخل باشد چه خارجي،‌ نمايندگي مجاز چندان تعهدي براي تعمير كالا در خود نمي‌بيند. بسياري از مشتريان مي‌پرسند، اگر قطعه يك كالا در نمايندگي نباشد، كجا بايد دنبال آن گشت؟

در حال حاضر بازار ارائه خدمات پس از فروش به مشتريان آنقدر آشفته است كه فروشنده، مشتري را به شركت ضامن واگذار مي‌كند، شركت‌هايي كه اگرچه با تبليغات زياد، قول به ارائه خدمات پس از فروش داده‌اند، ولي هنگام عمل با بهانه‌هايي چون «از موعد خدمات گذشته»، «اين مورد آسيب‌ديدگي مشمول ضمانت نمي‌شود»، «كالا هنوز هم مشكل ندارد»، «شما به آن آسيب رسانده‌ايد» و... از تعهد خود شانه خالي مي‌كنند.

آشفته بازار خودرو

شايد شما هم صبح زود صف طويل خودروهايي را كه مقابل تعميرگاه مجاز به انتظار مانده‌اند، ديده‌ايد. خودروهايي كه از تازگي برق مي‌زنند و هنوز روكش پلاستيكي صندلي‌ها جدا نشده، اما بسياري از آنها، مشكل فني حاد و جزئي دارند. سروصداي گيربكس، رگلا ژ نبودن درها، پيچيدن صداي موتور در خودرو، روغن‌ريزي، نشت آب رادياتور، زدن كمك فنرها، ايراد جلوبندي، مشكلات برقي، ايراد سيستم ترمز، مشكل بالابر شيشه، باز شدن خود به خود در صندوق عقب و صدها مورد ديگر كه صاحبان را با وجود صرف هزينه‌هاي حداقل 8 ميليون توماني به ستوه آورده‌اند. جالب اين كه تعميركاران اين مراكز مجاز كه به ديدن نارضايتي مشتريان خود عادت كرده‌اند، از آنان مي‌خواهند كه «ماشين را بخوابانيد» اما پس از يك يا چند روز استراحت خودرو و كار تعميركاران روي آن، چه بسا كه هيچ مشكلي از خودرو حل نمي‌شود. در اين زمينه برخي كارشناسان نقص خطوط توليد و بي‌كيفيت بودن قطعات را دليل مشكلات خودروها پس از تحويل مي‌دانند؛ به طوري كه گاهي قطعات غيراستاندارد روي خودروها نصب مي‌شود.

نبود متولي، نبود ناظر، نبود آمار

نارضايتي مصرف‌كنندگان از خدمات پس از فروش از جمله مسائل موجود در جامعه است كه هنوز هيچ متولي و ناظر دقيقي ندارد.با اين كه سازماني به نام سازمان حمايت از حقوق توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان به عنوان سازماني متصل به وزارت بازرگاني فعال است، اما هيچ آمار مستدلي در خصوص تعداد مصرف‌كنندگاني كه از خدمات پس از فروش ناراضي‌اند يا از عملكرد توليدكنندگان و فروشندگان شكايت دارند، جمع‌آوري نشده است، چرا كه بسياري از اين افراد به نبود متولي عادت كرده‌اند و حاضر نيستند نارسايي‌هاي موجود در خدمات پس از فروش كالاها را پيگيري كنند.

حسين مهدوي، مديركل دفتر خدمات بازرگاني سازمان حمايت از مصرف‌كنندگان با بيان اين خبر كه دستورالعمل جديدي از سوي كميته‌اي با حضور وزارت صنايع، سازمان حمايت از مصرف‌كنندگان و اتحاديه‌ها و شركت‌هاي بازرگاني تدوين شده و قرار است به طور آزمايشي اجرا شود، ابتداي امسال اعلام كرد؛ اين دستورالعمل 6 ماه در تهران اجرا شود، اما با گذشت حدود 7 ماه از سال هنوز پيامدهاي مثبت اين دستورالعمل در احقاق حقوق مصرف‌كننده روشن نيست.

مسيح انصاري، رئيس انجمن حمايت از مصرف‌كنندگان اما همچنان بر تدوين لايحه حمايت از حقوق مصرف‌كنندگان پافشاري مي‌كند و مي‌گويد: هنوز اعتقاد دروني به تصويب اين لايحه در دولت وجود ندارد كه براساس آن به بخش خصوصي بها دهيم و كار نظارت بر ارائه خدمات پس از فروش را به انجمن‌هايي بسپاريم كه از دل مردم برخاسته‌اند.

انصاري توضيح مي‌دهد: بهاي كالا افزايش مي‌يابد، ولي به كيفيت و خدمات جانبي آن توجهي نمي‌شود، ضمانت خدماتي كه به هنگام فروش به خريدار وعده داده مي‌شود، چيست؟ بسياري از اين خدمات به ظاهر رايگان است، اما هنگام مراجعه مشتري براحتي مي‌گويند، به ما مربوط نيست حتي به مصرف‌كننده بي‌احترامي هم مي‌كنند.

وي با بيان اين مطلب كه در بسياري از كشورها اگر ضمانت‌كننده از عهده تعمير كالا برنيايد، يك جنس جايگزين مي‌دهد كه مشكلي براي مشتري پيش نيايد، اضافه مي‌كند: اما در ايران مشتري حتي حق اعتراض هم ندارد.

به گفته رئيس انجمن حمايت از مصرف‌كنندگان در اين زمينه خلا‡ قانوني وجود ندارد بلكه فرهنگ پذيرش حقوق مشتري در جامعه نيست و مديران هم حاضر نيستند اهرم‌هاي نظارتي را به انجمن‌هاي مردمي بسپارند تا آنها، وضعيت نامناسب بازار خدمات پس از فروش كالاها را به آنان منتقل كنند.

بنابراين آنچه در بازار كالاهاي برقي در ايران مشاهده مي‌شود تنها ورود جذاب و پرزرق و برق كالاها يا توليد آن در داخل با عناوين و برندهاي شناخته شده نيست، متاسفانه كمتر شركت يا توليدكننده‌اي در ايران خود را ملزم به ارائه خدمات پس از فروش مي‌داند و اغلب اين بنگاه‌ها از مسووليت اجتماعي خود شانه خالي مي‌كنند، بسياري از فروشندگان ناچيز بودن سود يك كالا، تحريم اقتصادي، افزايش تورم و هزينه واردات و توليد را به رخ مشتري‌اي مي‌كشند كه به ازاي چند صد هزار يا چند ميليون تومان دل به استفاده از كالاي بخصوصي بسته تا او را از دريافت خدمات پس از فروش منصرف كنند، اما به نظر مي‌رسد تمام اين بهانه‌ها نبود تعهد توليدكننده و توزيع كننده كالا از يك سو و بي‌توجهي سازمان‌ها در نظارت بر اين بازار بدون متولي از سوي ديگر است.

كتايون مصري

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 9:2 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
تاریخچه ای از صنایع بزرگ ایران که در حال نابودی هستند

 

مرگ برندها در ايران

 نویسنده:عليرضا بهداد

 ماخذ: روزنامه اعتماد

 «برندکشي» در ايران جان گرفت. برندهاي ايراني در حالي که مي توانستند هر کدام سفير ايرانيان در اقصي نقاط دنيا باشند، به نوبت در صف «مرگ» قرار گرفته اند تا ديگر به جز نام و نشان و خاطره يي در آلبوم صنعت کشور و حتي دنيا چيز ديگري به يادگار نگذارند. ده ها نام به جا مانده از انقلاب صنعتي ايران همچون «ارج»، «آزمايش»، «نساجي مازندران»، «پارس الکتريک»، «هپکو»، «کفش ملي» و... هر کدام حکايت از مرداني دارد که آجر به آجر ساختمان هاي جاده مخصوص کرج را روي هم گذاشتند و بزرگ ترين اتوبان صنعتي کشور را ساختند.

اينک اين اتوبان به جاي آنکه به ميراث فرهنگي صنعت کشور تبديل شود، يک به يک توسط سازمان هاي مختلف خريداري مي شود تا شايد به صورت پارکينگي براي خودروسازان درآيد يا اينکه با تغيير کاربري به مجتمع هاي مسکوني تبديل شود. سيد جعفر اميني، مديرعامل سابق پارس الکتريک، دليل مرگ برندها در ايران را فقدان سازمان ميراث فرهنگي صنعت کشور مي داند و مي گويد اگر مي دانستيم برندها چه هويتي براي ما رقم مي زنند، چنين ساده نظاره گر مرگ آنها نبوديم. تابوت برندهاي ايراني در حالي يک به يک از جلوي چشم دولتمردان به گورستان برده مي شود که کشورهاي ديگر برندسازي را در دستور کار خود قرار داده اند. در اين گزارش چند برند بزرگ را برگزيده ايم تا با بازخواني تاريخ آنها شايد بتوانيم تلنگري ايجاد کنيم و برندهايي را که هنوز نمرده اند از مرگ نجات دهيم.

 کفش ملي

 «سرور بزرگوارم، جناب آقاي علي سعيدلو، با تقديم مراتب ارادت و اخلاص، بنده رحيم ايرواني موسس گروه صنعتي کفش ملي در اسماعيل آباد جاده قديم کرج که در آنجا بيش از 34 کارخانه و در ايران 430 فروشگاه کفش ملي تاسيس کردم که حتماً جنابعالي مسبوق هستيد، اينک آواره در انگليس هستم. اکنون که برنامه مهم جناب آقاي رئيس جمهور ايجاد کار است، پيشنهاد مي کنم که طي تصويبنامه يي کارخانجات بنده را مرجوع دارند، در اين صورت حداقل ظرف سه سال ده هزار کارگر و کارمند استخدام خواهم کرد. از حضور جنابعالي که هميشه اهل حساب و کتاب بوده و هستيد، استدعا دارم در اين مورد با جناب آقاي وزير صنايع مذاکره فرماييد و اطلاع دهيد که فوراً براي اداي توضيحات بيشتر به حضورتان شرفياب شوم. بنده فعلاً در لندن انگليس هستم و چنانچه اوامري باشد با کمال افتخار در اختيار جنابعالي خواهم بود. به حضور مبارک پيشنهاد مي کنم که اگر شغل دولتي ميل نداريد، رياست گروه صنعتي ملي را قبول بفرماييد، خود بنده معاون سرکار خواهم شد.» او هرگز جوابي دريافت نکرد و در 12 اسفند ماه 1384 بعد از طي روز کامل کاري از اتاق کارش در ضلع غربي ساختمان محل سکونتش در يکي از خيابان هاي شهر لندن به خانه برگشت و درگذشت.

 ايرواني پيش از انقلاب دو برادر را که در جريان زلزله بويين زهرا خانواده خود را از دست داده بودند، به فرزندخواندگي پذيرفت و بعدها براي ادامه تحصيل به اروپا فرستاد. همين دو برادر در روزهاي انقلاب در کارخانه را به روي ايرواني بستند و او را از ملک خويش بيرون کردند.

 ايرواني از پيشتازان و بنيانگذاران صنعت مدرن کفش در ايران است که از سال 1336 تا 1357 بيش از 52 شرکت در صنعت کفش و چرم و بيش از 400 فروشگاه زنجيره يي کفش ملي در سطح ايران تاسيس کرد. شايد کمتر ايراني باشد که نشان فيلي که در بيضي زردرنگ منحصر شده را نشناسد. در هر شهرستان شعبه يي از کفش ملي هنوز هم فعال است که کارمندان دولتي آن هنگام فروش اين کفش به مشتريان اعلام مي کنند قيمت را شرکت تعيين کرده و نمي توانيم تخفيف بدهيم، کفش ملي يکي از برندهاي معروف ايرانيان است که بخش خصوصي آن را بنيان گذاشت و پس از انقلاب در اختيار دولت قرار گرفت. اين برند با ارزش در حالي که مي توانست بازار کفش چرم دنيا را در اختيار خود بگيرد، اکنون به شرکتي تبديل شده که چون فردي سرطاني روز به روز قوايش تحليل رفته و انتظار مرگ خود را مي کشد.

کفش ملي که پس از مصادره، زيرمجموعه سازمان صنايع ملي ايران شد اما چندي بعد بابت رفع ديون (بدهي دولت) به سازمان بازنشستگي کشوري واگذار شد. مديريت دولتي هرگز نتوانست بر ارزش اين برند که روزگاري تغذيه کننده کفش ارتش سرخ اتحاد جماهير سوسياليستي و مردان و زنان مجاري، لهستاني و رومانيايي بود چيزي بيفزايد. نه تنها چيزي افزوده نشد بلکه اين برند طي سال هاي گذشته با درجا زدن روز به روز مرگ خود را به نظاره نشسته است.

داود ميرخاني رشتي (مديرعامل ايران خودرو در دهه 60) در کتاب خاطرات خود آورده است؛ «قبل از انقلاب در شرکت آي بي ام کار مي کردم، يکي از دوستانم به انگليس رفته بود. وقتي که برگشت براي فرزندانش از اروپا کفش هديه آورده بود. اما وقتي که ايران آمد فهميد کفش ملي خودمان را از انگليس خريده و به ايران آورده و خيلي دمغ شده بود.»

 کفش ملي که روزگاري بين 9 تا 11 هزار کارگر داشت، در حال حاضر بين 400 تا 500 کارمند آن هم در فروشگاه هاي خود در سطح کشور دارد. ماشين آلات اين کارخانه تماماً فروخته شد تا غول بزرگ کفش ملي امروز به انباري تبديل شود که بخشي از آن در اختيار شرکت سايپا است و بخش ديگر آن تبديل به انبار کفش شده است. سوله هاي اين شرکت که روزگاري صادرکننده و تامين کننده بزرگ کفش در دنيا بود، اينک به مکاني تبديل شده که چشم طمع برخي از کارخانه هاي اطراف براي تصرف آن به انتظار نشسته است. از کفش ملي امروز تنها يک بيضي زردرنگ که فيلي سياه رنگ و سر به زير در آن است، مانده.

به عبارت ديگر از آن کارخانجات بزرگ تنها نام و نشاني به جامانده تا ساير توليدکنندگان کفش در سراسر کشور محصولاتي را به توليد برسانند، نشان کفش ملي را روي آن بزنند و از طريق فروشگاه هاي کفش ملي به فروش برسانند. در روزگاري که اين کارخانه فعال بود، صنعت چرم کشور نيز رونق گرفت تا جايي که چرم ايران زبانزد خاص و عام شد. اما امروز با توقف توليد و درجا زدن صنعت کفش در کشور صنعت چرم ايران نيز به اين ورطه کشيده شد تا پاکستان جاي ايران را در صنعت چرم دنيا بقاپد. در صنعت کفش به غير از کفش ملي دو برند «بلا» و «وين» نيز متولد شدند که پس از انقلاب به دليل وابستگي مديران و بنيانگذاران آنها به خاندان پهلوي و نظام شاهنشاهي مشمول بند «پ» شدند. تا پس از متواري شدن آنها اين دو کارخانه نيز به مصادره شوراي انقلاب درآمده و زيرمجموعه يي از سازمان صنايع ملي کشور شد و از کفش بلا نيز همچون کفش ملي تنها نام و نشاني باقي مانده است.

خط توليد اين کارخانه قطعه قطعه شد و به بخش خصوصي واگذار شده است. مديريت اين برند اکنون در دست بانک ملي ايران است به طوري که تنها با استفاده از فروشگاه هاي بلا در سطح کشور کفش هايي را از ساير توليدکنندگان در فروشگاه هاي بلا عرضه مي کند. کفش وين نيز به عنوان سومين برند بزرگ صنعت کشور که پيش از انقلاب توسط مرحوم مصطفي حسين زاده وارد چرخه توليد شد، از 800 کارگر و کارمند خود تنها 70 نفر را حفظ کرده تا در 24 فروشگاه و نمايندگي اين برند به فعاليت بپردازند. کارخانه وين که در کيلومتر 13 جاده مخصوص کرج قرار داشت، به گروه خودروسازي بهمن واگذار شد تا اين شرکت سازمان خدمات پس از فروش خود را در بخشي از آنجا بنيان نهد و بخش ديگر را به خط توليد خودرو «موسو» تبديل کند.

 محمود بوذري مديرعامل وين در رابطه با آخرين وضعيت اين برند به «اعتماد» مي گويد؛ در حال حاضر عمده فعاليت وين به بازرگاني و فروش کفش معطوف شده است. اين شرکت با کارخانه هاي داخلي صنعت کفش قرارداد امضا مي کند و محصولات آنها را تحت نام وين در 24 فروشگاه خود در سراسر کشور به فروش مي رساند. به عبارت ديگر وين نيز مانند کفش ملي و بلا ديگر توليدي در کشور ندارد و تنها نام و نشاني از خود به جا گذاشته است.

 نساجي مازندران

 در کنار فروشگاه هاي کفش ملي، فروشگاه هاي نساجي مازندران حتي در دور افتاده ترين شهرستان هاي کشور نمايندگي داشت. اگرچه هنوز فروشگاه هاي کفش ملي و بلا در شهرستان ها زنده مانده اند اما نمايندگي هاي فروش نساجي مازندران و حتي تابلوي سردر آن مغازه ها کاملاً از بين رفته اند. نساجي مازندران به غير از فروشگاهي زير 100 متري در خيابان ساري (امير مازندراني) قائمشهر ديگر در کشور شعبه يي ندارد. اين کارخانه در سال 1336 در زميني به مساحت تقريبي 30 هکتار در شرق قائمشهر (شاهي سابق) ايجاد شد تا منسوجات پرده يي، ملحفه يي، پيراهني، فاستوني و... را به توليد برساند. هزينه اين واحد توليدي بزرگ صنعتي از محل اعتبارات دولتي تامين شد. نساجي مازندران از سه کارخانه شماره يک، دو و سه تشکيل شده بود.

در شماره يک واحد چيت سازي بود. در شماره دو منسوجات پرده يي، ملحفه يي، پيراهني، فاستوني و... به توليد مي رسيد و کارخانه شماره سه که در سال 1356 از محل سرمايه شرکت و با مشارکت بانک صنعت و معدن به بهره برداري رسيد، براي توليد نخ و منسوجات نخي و مصنوعي به کار گرفته شد. نساجي مازندران که روزگاري شمال کشور را به قطب نساجي کشور تبديل کرده بود، در حال حاضر بخشي از آن به انبار شرکت سايپا تبديل شده تا همواره خودروسازان مشتري پر و پا قرص برندهاي شکست خورده ايران شوند و در کمين بمانند تا از سوله هاي آن که براي صدها نفر شغل ايجاد مي کرد، به عنوان انبار خودرو با چند نفر نگهبان استفاده کنند.

 نساجي مازندران قائمشهر را که روستايي بيش نبود، تبديل به شهري بزرگ کرد تا به غير از مازندراني ها کارگراني از سراسر کشور به اين شهرستان هجوم آورده و در آنجا سکني گزينند تا به برکت وجود اين کارخانه روزي خود و خانواده شان را دشت کنند. روند حرکت توليدي در نساجي مازندران به گونه يي بوده که با فرسودگي ماشين آلات بخش هاي مختلف اين سه کارخانه تعطيل شده و همواره قائمشهر را به محل اعتراض کارگران کارخانه نساجي تبديل کرده است. شايد کمتر خانواده يي را در اين شهرستان بتوان پيدا کرد که عضوي از آن در کارخانه نساجي فعاليت نداشته است. اين کارخانه هم اکنون تنها گوني و کفن به توليد مي رساند تا عملاً برند نساجي مازندران همچون ديگر برندهاي به جا مانده از اوايل انقلاب به چشم خويش ببيند که جانش مي رود.

 نساجي مازندران که مي توانست در بين توليدکنندگان اين صنعت در دنيا جايگاهي کسب کند اينک به شرکتي تبديل شده که مديرعامل آن بايد هر روز به اعتراضات کارگري رسيدگي کند، ماشين آلات قديمي را از خط توليد خارج کند و براي جايگزيني آن کاسه چه کنم چه کنم در دست گيرد و همچنين از دامي که شرکت هاي خودروساز و ساير سرمايه داران براي زمين هاي وسيع اين کارخانه چيده اند راهي براي فرار بجويد. براساس اعلام وزارت صنايع و معادن قرار است سرمايه گذاران ترک براي احياي اين برند راهي يک از عالي ترين استان هاي کشور شوند. که اين موضوع نيز با اما و اگرهايي مواجه شده است.

بخش خصوصي داخلي مدعي است سرمايه گذاران ترک براي احياي اين واحد توليدي دلاري را به ايران نمي آورند اما دولت مي گويد ترک ها قرار است 100 ميليون دلار پول نقد با خود به کشورمان بياورند تا برند نساجي مازندران را دوباره زنده کنند. نساجان داخلي مدعي اند که بخش خصوصي داخلي به راحتي مي تواند اين کارخانه را به روزگار خوش توليد بازگرداند. حال اينکه دولت چنين فرصتي را از آنها گرفته است. مرگ برند در صنعت نساجي تنها به نساجي مازندران ختم نشده است، کارخانه چيت ري (بافکار) نيز که يکي از قديمي ترين واحدهاي نساجي کشور به شمار مي آيد، دو سال پيش کاملاً تعطيل شد تا بنياد جانبازان و مستضعفان که اين کارخانه را به تصرف خود در آورده بود، اينک نه از محل توليد بلکه از محل فروش زمين هاي وسيع اين کارخانه در حوالي بزرگراه بعثت درآمدي را کسب کند.

 ارج

 علينقي عاليخاني وزير اقتصاد ايران (1348 - 1341) در کتاب خاطراتش مي گويد؛ «در آخرين سفري که به شوروي کردم به آقاي نوويکو نايب نخست وزير شوروي که قائم مقام کاسيگن نخست وزير وقت شوروي بود، يک يخچال ايراني (ارج) هديه دادم. او فوق العاده خوشحال شد و به من تاکيد کرد راننده خودش مي آيد تا يخچال را ببرد و تاکيد کرد مبادا يخچال را به دفترش بفرستم.» يخچال ايراني در آن زمان به قدري شهرت يافته بود که يکي از بالاترين مقام هاي اجرايي آن کشور بزرگ از تصاحب آن ذوق زده شده و درخواست مي کند محصولي را که ساخت ايران بر رويش درج شده، براي استفاده خانواده اش به منزل ببرد.

 روزي که سيروس ارجمند در سال 1316 اولين و بزرگ ترين کارخانه توليد کننده لوازم خانگي ايران را وارد عرصه صنعت و اقتصاد کشور کرد، شايد نمي دانست 70 سال بعد مديران وقت کشور تصميم مي گيرند زمين هاي اين کارخانه را در جاده مخصوص کرج براي فعاليتي ديگر (؟،) در نظر بگيرند و اين کارخانه را به شهرکي صنعتي در گرمسار استان تهران منتقل کنند. ارج که يکي از برندهاي خوشنام ايران طي هفت دهه گذشته بوده، در سال 1316 با ساخت ابزار صنعتي به چرخه توليد گام نهاد و با توليد کولر آبي و يخچال به سوي ساخت لوازم خانگي پيش رفت. ميرخاني رشتي درباره اين شرکت مي نويسد؛ «مديرعامل ارج ايده مهندسي- صنعتي داشت و با روش هاي مهندسي کار مي کرد.» شايد به همين سبب بود که محصولات ارج نسبت به ساير رقبايش در بازار اقبال بيشتري به دست آورد. ارج پس از آنکه مصادره شد، به مانند ساير شرکت هاي مصادره يي زيرمجموعه سازمان صنايع ملي شد.

در دهه 70 مديران دولتي اين شرکت با اختلاس 20 ميليارد توماني پرونده مالي اين شرکت را به فساد کشيدند تا براي مدتي ارج با حاشيه هايي روبه رو شود. پس از آن اختلاس ارج هرگز ارج نشد تا اينکه امروز به وضعيتي رسيده که قصد انتقال کارخانه آن را به سمنان دارند. ارج که بزرگ ترين برند لوازم خانگي کشور است، در حالي که مي توانست بازارهاي اروپايي را نيز به تسخير خود درآورد، امروز به شرکتي تبديل شده که حتي در داخل کشور جايگاه خود را رفته رفته از دست مي دهد تا اين برند در کنار ساير برندهاي مرده به مجروحي بيمارستاني تبديل شود که اگر پرستاران به او نرسند، اين شرکت نيز به سرنوشت کفش هاي ملي، بلا و وين و نساجي مازندران و چيت ري تبديل خواهد شد. ارج که روزگاري در بالاترين سطح فناوري محصول توليد مي کرد امروز به شرکتي تبديل شده که همان محصولات قديمي خود را با تغييراتي به توليد رسانده و روانه بازار مي کند.

 در کنار ارج کارخانه آزمايش نيز که يکي از برندهاي قديمي کشور به شمار مي آيد، دچار چنين وضعيتي شده است. انگار فلسفه يي است تا شرکت هاي مصادره يي هرگز روز خوش نبينند. شايد پيشنهاد مديرعامل يکي از اين شرکت هاي مصادره يي مبني بر سپردن برندها به وارثان بتواند پاياني بر اين فلسفه شوم باشد.

 

پارس الکتريک

 حاج محمدهاشم برخوردار سومين فرزند حاج محمدحسين در خانواده يي که چند نسل آن در يزد به تجارت مشغول بودند، در سال 1308 به دنيا آمد. خانواده برخوردار فوق العاده سنتي و مذهبي بودند. حاج محمدهاشم با توجه به سرمايه يي که سال ها از محل تجارت به دست آورد، از سال 41 تا 56 به همراه برادرش به سرمايه گذاري هاي صنعتي روي آوردند. کارخانه هاي پارس توشيبا، پارس شهاب، پارس الکتريک، باتري پارس، لوازم خانگي پارس و چندين واحد صنعتي را بنيانگذاري کردند تا هشت هزار نفر در اين کارخانه ها مشغول کار شوند. پارس الکتريک نيز مصادره شد تا از طريق سازمان صنايع ملي به شرکت سرمايه گذاري تامين اجتماعي (شستا) واگذار شود. از بين شرکاي تجاري اين شرکت تنها گرونديگ آلمان که در بين برندهاي صوتي و تصويري برند درجه سوم اروپا به شمار مي آمد، با اين شرکت همکاري اش را ادامه داد.

گرونديگ چند سال پيش براي هميشه مرد و پارس الکتريک نتوانست مرده اين برند را خريداري و به نام خود ثبت کند. از اين رو براي توليد تلويزيون دست نياز خود را به سمت کارخانه هاي کره يي (به غير از برندهاي معروف) دراز کرد که با يکي از قديمي ترين برندهاي صوتي و تصويري آسيا همکاري کند. پارس الکتريک در حالي که مي رفت علاوه بر توليد تلويزيون هاي ال سي دي، لپ تاپ ايراني را نيز وارد بازار کند، با تغيير ناگهاني مديرعاملش مواجه شد تا مثل ساير برندها با آينده يي نامعلوم روبه رو شود. مديرعامل اين شرکت طي سال هاي گذشته چندين بار تغيير يافته که اين عدم ثبات باعث شده 300 نفري که از خانواده هشت هزار نفري پارس باقي مانده همچنان براي آينده اين شرکت نگران باشند. برندهايي که نام برده شد تنها چند نمونه از برندهاي معروف کشور هستند که مرگ آنها نزديک شده است.

 در کنار اين برندها چندين نام بزرگ ديگر که مي توانستند نام ايران را در صدر صنعت دنيا قرار دهند، امروز قرار است تغيير کاربري دهند يا احتمالاً براي کارکنان کارخانه يي ديگر به آپارتمان تبديل شوند. هپکو اراک نمونه بارز اين برند است که توسط برادران رضايي در دهه 50 پايه گذاري شد تا ماشين آلات معدني مورد نياز را براي استخراج معادن مس سرچشمه و کروميت اسفندقه تامين کند. پس از انقلاب هپکو با بهره گيري از شرکايي همچون ولوو سوئد، کوماتسو ژاپن و ليبهر و... به همکاري خود ادامه داد تا به سبب تحريم ها تنها از همکاري با کاترپيلار باز بماند. برادران رضايي که از ايران رفتند، هپکو مانند ساير خودروسازان زيرمجموعه سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران شد. اين شرکت که يکي از شاهرگ هاي حياتي صنعت در استان مرکزي است با اجراي اصل 44 به بخش خصوصي واگذار شد تا بيژن نامدار زنگنه وزير نفت دولت اصلاحات بر صدر اين شرکت مديريت کند.

حساسيت انتصاب اين مدير اصلاح طلب تا آنجا بالا بود که يکي از بزرگ ترين پيمانکاران قراردادهاي خريد خود را از هپکو لغو کرد تا مورد غضب دولت نهم قرار نگيرد. هپکو با از دست دادن اين مشتري انحصاري و بزرگ روزبه روز با مشکلات مالي عديده يي مواجه شد و هرگز نتوانست کشتي به گل نشسته خود را به ساحل نجات برساند. هپکو که چهار برابر ولوو سوئد مساحت دارد پس از واگذاري به بخش خصوصي عملاً به برندي در حال احتضار تبديل شد که اين روزها نه مي تواند محصولي به فروش برساند و نه اينکه آينده يي اميدوارکننده پيش روي خود ببيند. اين شرکت در حالي مي تواند رشد و توسعه خود را جشن بگيرد که معادن و راه سازي در کشور توسعه يابد. رکود آن فعاليت ها باعث شد بزرگ ترين و تنها سازنده ماشين آلات سنگين خاورميانه روزگار خوشي نداشته باشد و بيم آن مي رود با کاهش توليد، شمارگان توليدش به چيزي در حد صفر کاهش يابد.در کنار هپکو، تراکتورسازي تبريز نيز از ديگر برندهايي است که توليد آن در حال حاضر به يک چهارم سال قبل کاهش يافته و با پنج هزار محصول به فروش نرفته همراه شده است. بيسکويت گرجي، کاشي ايران، کاشي سعدي، بينالود و شرکت پارس مينو از ديگر برندهاي نامي کشور هستند که همچون ساير برندهاي معتبر ديگر آينده نامعلوم خود را به نظاره نشسته اند.

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 13:56 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
پیامد فیلترینگ اینترنت در ایران

پدرام سلطاني رئيس كميسيون فناوري اطلاعات اتاق بازرگاني تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا ضمن اشاره به تاثير فيلترينگ در كشور و حوزه فناوري اطلاعات اظهار داشت: تاثيرات فيلترينگ در دو بخش تجارت الكترونيك و توسعه حوزه IT و اينترنت قابل بررسي است، به عبارتي تاثير فيلترينگ بر تجارت الكترونيك و حوزه اينترنت قطعا يك تاثير منفي و انكارناپذيري است كه بخش مهم آن عدم توسعه صنعت IT و ضريب نفوذ اينترنت در كشور به واسطه فيلترينگ است.
سلطاني ادامه داد: مكانيزم‌هاي فيلترينگ و سيستم آن باعث كندي سرعت اينترنت و در نتيجه ايجاد مشكل جهت اتصال كاربر به اينترنت مي‌شود و سرعت سايت‌هايي را كه فيلتر نيستند را نيز كند مي‌كند، سيستم فيلترينگ باعث مي‌شود كاربر براي استفاده از سايت‌هاي فيلتر نشده هزينه بيشتر و وقت بيشتري را نيز تلف كند، اين در حالي است كه كاربران اينترنت در ايران جزو قشر تحصيلكرده و نخبه هستند و به حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي، ديني، اجتماعي، فرهنگي و... اشراف دارند.


وي افزود: وقت اين افراد براي رشد و توسعه كشور ارزشمند است ولي اين افراد مجبورند براي استفاده از اينترنت يك كار نيم‌ساعته را با صرف وقت و انرژي مضاعفي انجام دهند كه اگر بخواهيم ميزان وقت تلف شده اين نخبگان كشور را در كاربران روزانه كشور (تقريبا 7 ميليون كاربر روزانه در ايران وجود دارد) ضرب كنيم تقريبا وقت نخبگان كشور 7 ميليون ساعت تلف مي‌شود.
وي خاطرنشان كرد: سيستم فيلترينگ باعث شده خيلي از سايت‌هاي علمي و مفيد بي‌جهت فيلتر شوند چراكه سيستم فيلترينگ سيستمي الكترونيكي بوده و جهت فيلتر سايت‌ها از كلماتي كه در خود ضبط دارد، استفاده مي‌كند و بر همين اساس بيشتر سايت‌هاي پزشكي و مفيد در كشور فيلتر هستند و اين امر باعث محروميت كاربران از اين سايت‌ها مي‌شود.


رئيس كميسيون فناوري اطلاعات اتاق ايران ادامه داد: نتيجه فيلترينگ طبيعتا استفاده كاربران از فيلترشكن است كه اين امر خود يك دور زدن قانون به حساب مي‌آيد و هيچ دولتي حق ندارد شرايطي را فراهم كند كه حرمت قانون و قبح قانون‌شكني از بين رود، از نظر بنده اين يكي از قصورات دولت است كه باعث سوق‌دهي كاربران به سمت استفاده از فيلترشكن مي‌شود.
وي ادامه داد: همه اين تاثيرات در بخش تجارت الكترونيك نيز نمود پيدا مي‌كند چرا كه در بخش تجارت الكترونيك نكته مهم استفاده راحت كاربران از اينترنت و اتصال سريع به آن است كه در نتيجه نبود سرعت كافي اينترنت آن در ايران، حوزه تجارت الكترونيك هر روز ضعيف‌تر مي‌شود.
سلطاني افزود: آمار جديد ارائه شده نشان از رتبه پايين ايران در زمينه سرعت اينترنت و بخش دانلود و آپلود است، در حالي كه در گذشته غرور ايراني به اين امر راضي نمي‌شد ولي هم‌اكنون ديگر همه مردم به اين امر عادت كرده‌اند كه اين نكته بسيار تاسف‌باري است.


وي ادامه داد: نكته بسيار مهمي كه وجود دارد اين است كه در ايران زيرساخت‌هاي مناسبي براي استفاده از اينترنت وجود دارد ولي انگار عمدي وجود دارد كه كاربر براي استفاده از اينترنت به جهت سرعت پايين آن خسته شود و همين امر در تجارت الكترونيك نيز به نوع ديگر باعث انصراف شركت‌ها براي استفاده از اين ابزار مهم است، به عنوان مثال در اين بخش كاتولگ‌هايي وجود دارد كه براي مشاهده آن احتياج به سرعت بالايي است ولي با سرعت كنوني در ايران بازرگانان از استفاده از تجارت الكترونيك خسته مي‌شوند.
سلطاني دنياي مجازي را دنياي سهل و آسان دانست و گفت: استفاده از دنياي مجازي هرچقدر راحت‌تر و سريع‌تر باشد استقبال از تجارت الكترونيك نيز بيشتر خواهد شد و عدم اين امر باعث شده ما در ايران هر سال پله پله به عقب برگرديم، همچنين كه كشور ما از نظر ميزان توسعه‌يافتگي فناوري اطلاعات و ميزان دسترسي به اينترنت تقريبا دو سالي است كه در رده‌بندي آماري جهان از جدول نيز خارج شده است.


وي گفت: ايران يك جامعه تحصيل كرده با نيروي جوان است و اين نيرو به اينترنت و استفاده از آن شوق دارد و تا زماني كه استفاده از اينترنت در ايران تسهيل‌تر ازحالا نشود، توسعه كشور در شان ايراني نخواهد بود.
سلطاني در پايان با اشاره به آمار جديدي كه از ضريب نفوذ اينترنت در ايران ارائه شده گفت: درست است كه ضريب نفوذ ايران افزايش يافته است ولي اگر واقعا زيرساخت‌هاي اينترنت و IT در كشور مناسب‌تر و فراهم‌تر بود اين ضريب نفوذ بيشتر مايه خجالت بود، همچنين كه اين افزايش ضريب نفوذ همگام با افزايش ضريب نفوذ اينترنت در كل جهان است.

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 13:42 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
فرهنگ ایرانی و دموکراسی

پس از انتخابات اخير رياست جمهوري در ايران آنقدر حوادث تلخ روي داد كه شخصا تا مدتها علاقه اي به نوشتن نداشتم هرچند از منظري ديگر اتفاقا در اين فاصله زماني بايد نوشتن مطالب بيشتر مي شد!

مطالب مختلفي براي نوشتن به ذهنم مي رسد از فرهنگ كار تا فرهنگ انتخابات ، از گسست اجتماعي تا دشمني و عداوت در جامعه ايراني .اما فكر كردم مطلب مندرج در وبلاگ خانم ضابط  در اين زمان بسيار قابل تامل هست كه ذيلا آن را ملاحظه خواهيد نمود.


این روزها گذشته از «گفتگو»هایی که در بالا وجود دارد درگیریهای کلامی بین مردم هم زیاد است. ظاهرا بین طرفداران احمدی نژاد و طرفداران موسوی. برای ما مردمی که فرهنگ شنیدن صدای مخالف بینمان رواج ندارد و کمتر نهاد یا فردی در تولید چنین فرهنگی می کوشد مسلما آسان نیست که بشنویم کسی حرفی غیر از حرف ما می زند. داغ می کنیم. خودم هم اولیش. از روی چیزهای که در وبلاگها مختلف می خوانم می توان حدس زد که مردم چگونه در پی همین جدالها دو دسته شده اند.

 دو دسته شدن مردم به لحاظ سیاست شاید به خودی خود چندان مهم نباشد چرا که در همه کشورها اختلافهای سیاسی هست. چیزی که مهم است اینست که این دو گروه دشمن هم شده اند و خودی و غیرخودی می کنند. خیلی جاها می خوانم که موسوی با نپذیرفتن شکستش باعث شد مردم دودسته شوند.

اما من فکر می کنم این دودستگی مردم و این شکافی که بینشان ایجاد شده سابقه ای طولانی تر از این انتخابات دارد.شکاف هیچگاه یک شبه به وجود نمی آید. این انتخابات فقط باعث شد این حقیقت عریان شود. خودی و غیر خودی کردن و فرق گذاشتن بین آدمها بر اساس همین قضاوت و حتی گاه محروم کردنشان از حقوقی مثل دستیابی به شغل یا ورود به دانشگاه سالهاست که در روح و رفتار و گفتار ما ریشه دارد. خود من در این چند سالی که فرانسه زندگی می کنم بارها به خاطر حجابم مورد چشم غره و رو ترش کردن و محل گذاشته نشدن هموطنانم واقع شدم. تازه اگر به وضوح به من نمی گفتند که جاسوس جمهوری اسلامی هستم. هر چند که من به این افراد حق نمی دهم که چنین رفتاری با من داشته باشند اما می فهمم که دیدی منفی به حجاب من داشته باشند و من را از خودشان ندانند.

چون خود من هم دیدی منفی نسبت به کسانی دارم که شبیه آنهایی هستند یا عین کسانی با من حرف می زنند که از دوره راهنمایی تا پایان لیسانسم یا به جوراب سفیدم گیر دادند یا به آستین بی مچ مانتوام یا هر بار که آدم را جایی می دیدند سرتا پایمان را جوری نگاه می کردند که انگار معلم دانش آموز خاطی را. شکل این آدمها و استدلالشان همیشه تحقیر شدنم را برای من تداعی کرده است. هر چند که سعی خودم را می کنم اما سخت می توانم دید خوبی به این آدمها داشته باشم. برای من فقط تحقیر است اما برای دوستم که در گزینش دبیری رد شده بود چون چادری نبوده، پایمال شدن حقش. و آن خانمی که من را بخاطر حجابم اخ و تف می داند شاید با دیدن من یاد مساله دردناکتری می افتد.

اینها مثال های کوچکی هستند برای اینکه بگویم ما مدتهاست دو دسته شده ایم. دسته ای که تحمیل کرد و دسته ای که تحمل کرد. اما به این عریانی نبود و فرصتی برای «گفتگو» راجع به آن نبود که به این وضوح خودش را نشان دهد. مونولوگ بود اما دیالوگ نه. چرا که یک گروه اکثر قریب به اتفاق وسایل ارتباطی را داشت و حرفش را می زد اما گروه دیگر نه. حتی در همین گفتگوهای بین فردی هم باید دقت می کرد که طرف خودی باشد که مبادا به خاطر زدن حرف مخالف فردا برایش دردسر درست شود. مگر اینکه پشتش گرم بود و خیالش راحت که دردسری برایش درست نمی شود یا پی هر نوع دردسری را به تنش می مالید.

آدمها برای اینکه حس کنند وجود دارند احتیاج به حرف زدن و عمل در فضایی عمومی دارند. این را یکی از محققین ارتباطات فرانسویبه خوبی نشان داده. و در ضمن گفته است فضای عمومی، نه در خانه و بین دوست و آشنا. اصلا یک شرط برای اینکه انسان احساس کند «وجود دارد»  اینست که حرف بزند و ببیند که شنیده می شود. وقتی دو طرف دعوا به یک اندازه اجازه و حق حرف زدن و شنیده شدن داشته باشند هر دو به یک اندازه احساس «آدم بودن» می کنند. این حس آدم نبودن و به حساب نیامدن یک دسته را بگذاریم کنار اینکه ما هیچ وقت فرهنگ گوش کردن به حرف مخالف را در جامعه مان نپرورده ایم. همین می شود که همین که وقتی کسی به آرامی گفت شمایی که صلاحیت شورای نگهبان در قضاوت راجع به انتخابات را رد می کنید بی جا کرده اید که اصلا نامزد همین انتخابات شده اید، طرف داغ می کند و داد و قال راه می اندازد. تو گویی که سالها خفگی را باید سر گوینده خالی کند.

منبع: وبلاگوار

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 18:8 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
انتخابات ،فرهنگ ايراني و اينترنت!

از اوايل صبح 25 خرداد فضاي مجازي ايران هم ملتهب شد و اينترنت بازهاي ايراني وارد جنگ سايبر شدند. تقريبا تا ظهر بيشتر سايت‌هاي ايراني به خصوص سايت‌هاي خبري از کار افتاده بودند و مسئولان اين سايت‌ها از بازديد کننده فراواني که روي سايتشان آمده بود هم ذوق زده بودند و هم نگران!

به گزارش خبرآنلاين، ماجرا از اين قرار بود که کاربران اينترنت ديروز با يکي از ساده‌ترين ابزارهاي جنگ سايبر آشنا شده بودند و با ارسال لينک سايت‌هايي مثل pagerboot.com به يک ديگر تلاش مي‌کردند تا سايت رقيب را با ارسال request‌هاي اضافي به زانو درآورند.

اما جالب‌تر از آن ببينيد وقتي که يک خبرگزاري جدا از وظيفه اصلي که همان انتشار اخبار آن هم بدون قضاوت است، از اين راه براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌کند.

خبرگزاري فارس با قراردادن کدي در انتهاي صفحه خود هم همين کار را کرد. حالا با هر بار مراجعه به اين خبرگزاري، يک Request اضافي به سايت mirhossein.com فرستاده مي‌شود. قبل از اين Captuer هم همين کد براي سايت‌هاي بالاترين و قلم نيوز بود.

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 16:33 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هفدهم خرداد 1388
اينترنت و نوع تفكر وزير ايراني

وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات: پهناي باند 56 كيلو بيت براي دانشگاه‌ها هم كافي است!

  آخرين اخبار از وزارت محترم ICT كه روز شنبه روي خروجي يك خبرگزاري نزديك به دولت قرار گرفت، نقل قول بحث‌برانگيزي از شخص وزير است: پهناي باند 56 كيلو بيت براي مصارف كاربران اينترنتي خانگي و دانشگاه‌ها حتي براي دانلود كتاب‌هاي 500 صفحه‌اي مناسب است؛ اظهار نظري عجيب كه اگر آن را با تلاش كشورهاي پيشرفته دنيا براي افزايش سرعت اينترنت در حد چند گيگا بايت مقايسه كنيم، بسيار مضحك به‌نظر مي‌آيد.

گذشته از آن‌ كارشناسان اين سؤال را مطرح مي‌كنند كه آيا وزير تاكنون با سرويس Dial Up به اينترنت متصل شده است تا دركي از سرويس‌هاي 56 كيلوبيتي داشته باشد؟ و يا اينكه واقعاً شايسته است مصارف خانگي و دانشگاهي را هم رده بدانيم؟

كارشناسان مي‌گويند وضعيت ارتباطات و فناوري اطلاعات ايران در 3-2سال اخير به جايي رسيده كه ديگر نمي‌توانيم خودمان را با كشورهاي هم رده خود نيز مقايسه كنيم. اگر كمي در نقشه جهان به سمت شرق برويم، با نگاه گذرايي به كشورهايي چون مالزي در خواهيم يافت كه سرعت اينترنت پر سرعت مالزي 1792 برابر ايران و قيمت اينترنت پر سرعتش تقريباً 16 هزار برابر كمتر از ايران است.

ماخذ:روزنامه همشهري 88/3/17

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 11:0 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هفدهم خرداد 1388
تلاش همگاني براي ترويج فرهنگ كار

كار و موضوعات مربوط به آن، داراي ابعادي است كه هركدام در جاي خود دامنه‌اي وسيع دارد.  در عصر كنوني جنبه‌هاي گوناگوني با موضوعات بسيار گسترده و پيچيده كه براي هركدام تدبيري و انديشه‌اي لازم است، پديد مي‌آيند.در فرهنگ اسلامي، كار و تلاش چون مجاهدت در راه خدا، مقدس و ارزنده است و بر آن در آيات و روايات تأكيد و سفارش شده است.

 كار به‌عنوان سرمايه عظيم و اثرگذار، از عوامل مهم براي تربيت انسان‌هاست. استاد شهيد مطهري در كتاب تعليم و تربيت در اسلام مي‌فرمايد: «كار در عين اينكه معلول فكر، روح، خيال و جسم آدمي است، سازنده خيال، عقل، فكر و جسم است و به‌طور كلي سازنده و تربيت‌كننده انسان است.» در هر صورت بايد پذيرفت كه براي معرفي تأثيرات اقتصادي و فرهنگي كار در بعد اجتماعي نيازمند فعاليت بيشتر هستيم. بازشناسي و بازتعريف ابعاد گوناگون اجتماعي كار بيش از پيش بايد صورت گيرد.

 فرهنگ كار حلقه گمشده‌اي است كه مي‌تواند عهده‌دار اين مسئوليت باشد. فرهنگ كار در تلاش است تا بتواند تجلي‌بخش فكري و رفتاري يك جامعه در مورد كار باشد.دلبستگي، احترام و اعتقاد و ايمان به كار را احيا كند و در بهترين حالت بتواند با همراهي مجموعه عواملي، انسان را به كار سوق دهد و براي او انگيزه و تمايل و عشق به كار ايجاد كند.

 نقش فرهنگ كار در اعتلاي حيات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه، ما را بر آن مي‌دارد تا براي بالا بردن آن از هيچ سعي و كوششي دريغ نكنيم و براي اشاعه و ترويج فرهنگ كار، به‌عنوان يك ضرورت اعتقادي و ملي، خود و ديگران را دعوت به همكاري كنيم. برخي تصور مي‌كنند فرهنگ كار در يك محيط اداري و يا صنعتي و يا در محيط‌هاي كار معنا پيدا مي‌كند و اين محيط‌ها امكان و زمينه‌اي براي زمينه رشد و شكوفايي فرهنگ كار است.

 اين‌چنين تفكري اگر به كلي اشتباه نباشد ناقص است.بدون ترديد در رابطه با توسعه فرهنگ كار، عواملي چون «مديريت، كارشناسي پرسنلي، ضوابط و قوانين كار و عوامل ديگري» اثر‌گذار خواهد بود اما نبايد از عناصر و يا مجموعه‌هاي ديگر قبل از دوران شغلي، غافل بمانيم.توجه به مقوله مهم فرهنگ كار، با برخورداري از دخالت و نظارت نهادهاي ديگري چون خانواده نيازمند مديريت است. نهاد خانواده از اركاني است كه در ساخت و پرورش شخصيت فرد نقش اساسي ايفا مي‌كند.در اين مورد مي‌توان نحوه شكل‌گيري شخصيت فرد را در ارتباط با كار و تلاش جست‌وجو كرد. از اين‌رو نقش مديريتي پدران و مادران با برخوردهاي صحيح مي‌تواند در تقويت فرهنگ كار نقش بسزايي داشته باشد.تشويق فرزندان به كار و تلاش، خلاقيت و نوآوري، استقلال و تعاون و... مقدمه‌اي براي آشنايي و ورود به بازار كار و روابط اجتماعي است.

 نهاد ديگري كه از آن به‌عنوان تأثيرگذار در معرفي فرهنگ كار مي‌توان نام برد، محيط‌هاي آموزشي (مدرسه، دبيرستان، دانشگاه) است. اقداماتي كه حتي شروع آن مي‌تواند از مهد كودك باشد، آشنايي با مقوله كار و خلاقيت، برانگيختن حس كنجكاوي در ميان كودكان و نوجوانان، امري بديهي و ضروري است. ترويج و توسعه فرهنگ كار، بسيج عمومي و مردمي و تحريك جامعه به سوي رشد و بالندگي، تلاش و همت، دوري از سستي و تنبلي، با همكاري و همدلي همه افراد نيز از ديگر عوامل تأثيرگذار در اين زمينه است.

 از نظر افكار عمومي، بيكاري، سستي و كاهلي در ميان افراد جامعه بايد به‌عنوان يك آفت اجتماعي تلقي شود و همگان براي مقابله با معضل بيكاري بسيج شده و براي ارتقاء سطح فرهنگ كار همت گمارند. عامل مؤثر ديگر در جهت رشد و شكوفايي فرهنگ كار، تلاش و برنامه‌ريزي مسئولان است.قوانين و ضوابط، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل، لوايح و... بايد بستري مناسب براي دستيابي آسان به كار باشد. مسئولان بايد افراد جامعه را با برنامه‌ريزي دقيق و منسجم به كوشش و فعاليت هدايت كنند و باعث از ميان برداشتن موانع و عوامل بازدارنده شوند. در بعد ديگر، اهالي فرهنگ و هنر و رسانه‌ها، سهم بسزايي در فراگير شدن مقوله كار و فرهنگ كار در سطح جامعه دارند. خلق آثار فرهنگي، هنري، اطلاع‌رساني و تبليغات و برنامه‌سازي از مجموعه فعاليت‌هايي است كه مي‌تواند در جهت نهادينه كردن فرهنگ كار مفيد واقع شود.

 بهره‌وري نيروي كار، يكي ديگر از مهم‌ترين عوامل توسعه در جهت رشد و تقويت فرهنگ كار است. نيروي كار در هر سازمان و تشكيلاتي و يا هر واحد صنعتي و يا توليدي و... به‌عنوان عاملي مهم با استفاده از تعهد و تخصص و به‌كارگيري صحيح و شايسته مهارت خود، اهميت و نقش نيروي انساني را در محيط‌هاي شغلي آشكار مي‌سازد.درمجموع مي‌توان گفت كه براي بالا بردن سطح فرهنگ كار در ميان اقشار جامعه همگان عهده‌دار مسئوليت معرفي ارزش و قداست كار هستند. مردم و مسئولان هركدام به سهم خود معرف و مبلغ فرهنگ كارند. به جرأت مي‌توان گفت ايجاد و تقويت روحيه كارآفريني؛ تشويق و ترغيب جوانان به مقوله كار و تلاش، خلاقيت و ابتكار، تعاون و همكاري، نوآوري و... از وظايف مهم و اساسي خانواده و آموزش و پرورش به‌شمار مي‌آيد.از اين‌رو براي پاسخگويي به اين مسئوليت نيازمند برنامه‌ريزي دقيق هستيم.

ماخذ:روزنامه همشهري

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 10:54 | | لینک به این مطلب
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388
و آنچه ما داریم

و آنچه ما داریم( نویسنده حنیف بیات)

نگاهی تحلیلی به خصایص مثبت فرهنگ ایرانی و نقش آن در تبلور مدرنیته بومی

 خلاصه کلام: در ادامه نوشته های قبلی که در باب فرهنگ ایرانی بود، در این مقاله به خصایص و ظرافت هایی در فرهنگ ایرانی اشاره می شود، که بیانگر هویت خاص فرهنگ ایرانی است. شناخت و درک این هویت موجب می شود که بتوان نسخه مدرنیته را به گونه ای بومی برای ایران پیچید که در حرکت به سمت هویتی مطلوب تر نه تنها انتهای حرکت که یک جامعه مدرن است، بلکه طول مسیر حرکت هم برای ایرانیان توام با  افتخار و اعتماد به نفس باشد. این مقاله نگاهی کلی به یک سری از روحیات  ممتاز فرهنگی ایرانیان  دارد که در دو قسمت اصلی  «هنر و ظرافت در لذت» و «سطح بالای هیجان در زندگی» تنظیم شده است.

 *  مقدمه

 در دو نوشته قبلی [۱،۲] سعی شد که به قسمتی از مشکلات فرهنگی ما ایرانیان و ریشه های این مشکلات اشاره شود. با این حال به طورطبیعی این احساس برای بسیاری از خوانندگان و دوستان می تواند ایجاد شود، که با وجود این همه کاستی های فرهنگی، حتماً هویت ایرانی هویتی است کاملاً معیوب و اگر ما هم زمانی برخوردار از تمدنی پر افتخار بودیم، اینک تمدنی هستیم سرشار از کاستی، که چیزی برای عرضه نداریم و از آن گذشته درخشان [۳] جز چند جشن ملی چیزی به ارث نبرده ایم! در طول چند سال گذشته همان طور که با مقایسه فرهنگ های مختلف پی به بسیاری از کاستی های فرهنگ ایرانی برده ام (که عمدتاً از غیاب تفکر مدرن [۴] ناشی می شود)، در کنار آن هم بسیاری از توانایی های فرهنگ ایرانی را نیز لمس کردم. تواناهایی که به نظر من ریشه در نگاه اکثریت ایرانیان به زندگی دارد، نگاهی گرم که در جستجوی زیبایی و شادی است. البته به علت فقدان قدرت و ثروت کافی، توانایی تبلیغ و معرفی آنچه را که داریم، نداشته ایم به گونه ای که بسیاری اوقات خود هم فراموش می کنیم که چه داریم. در دنیایی که محصولات فرهنگی کشورهای مقتدر غربی، برای به دست آوردن بازار فروش بیشتر، در رقابتی نابرابر تلاش می کنند که محصولات فرهنگی بومی کشورها را کمرنگ جلوه دهند، دفاع از آنچه که محصول قرن ها ممارست ما ایرانیان می باشد و در بسیاری از اوقات هویت پیچیده و ظریفی دارد، امری واجب می نماید. در این مقاله به این مساله خواهم پرداخت که با اینکه فرهنگ حاکم بر ما ایرانیان حداقل در شرایط کنونی فرهنگی است که در بسیاری زمینه ها کارایی های خود را از دست داده است و در حرکت به سمت یک فرهنگ مدرن دچار استخاره ای طولانی مدت شده است، ولی همین فرهنگ، به شدت غنی است در تولید لذت، هنر و شادی، و مملو از ظرافت هایی است که بسیاری از فرهنگهای حاکم بر کشورهای پیشرفته فاقد آن هستند. ظرافت هایی که در راستای افزایش شادی و هیجان و در نتیجه لذت بیشتر بشر از زندگی تعبیه شده اند، لذت هایی که به نسبت ماندگارند و نه کاملاً موقتی و گذرا. البته شایان ذکر است که بسیاری از این قابلیت ها به دلایل مذهبی قدرت ظهور آنچنانی پیدا نکرده اند و یا در دوره هایی به پیشرفت خود ادامه نداده اند [۵].

با این حال بسیاری نشانه ها حاکی از آن است که فرهنگ ایرانی توانسته است به استعدادهایی آراسته شود که در صورت عدم برخورد با موانع عقیدتی، قدرت شکوفایی فراوان دارد. شرط عقل است که آنچه را داریم حفظ کنیم و به آن بیفزاییم و نه ممکن است و نه عاقلانه است که برای ساختن خانه ای نو، خانه فعلی را از بن ویران کنیم. من در این نوشته سعی دارم به ارزشمند بودن قسمتی از بنیادهای فرهنگی ایرانیان اشاره کنم و در کنار آن به خصلت هایی از ما ایرانیان اشاره خواهم کرد که در کنار نکات منفیی که دارند، فواید ویژه خود را نیز دارند و می توانند قابل پذیرش باشند. آشنایی با این روحیات قطعاً ما را به قبول این امر نزدیک می کند که هر ملت هویت خود را دارد و از نگاهی نقادانه نسبت به فرایند جهانی شدن [۶]، در روند تبلور مدرنیته در کشورها قرار نیست همه فرهنگ ها شبیه هم شوند. وجود تفاوتهای بنیادی بین نژادها و فرهنگ ها ایجاب می کند که نسخه مدرنیته به گونه های متفاوت و به صورت بومی برای فرهنگ های مختلف پیچیده شود، که همین گوناگونی دنیا را زیباتر می کند. شناخت و درک مدرنیته بومی با اینکه کاره ساده ای نیست ولی روحیه مضاعف برای حرکت به سمت مدرنیته در ما ایرانیان ایجاد می کند.  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 16:37 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
تغييرات فرهنگي

چندي پيش فرصتي به دست آمد تا كتاب مقدمه ابن خلدون را مروري بكنم. اين كتاب در سال 1370 ميلادي نوشته شده است. در آن زمان هنوز كشورهاي خاورميانه پر قدرت به نظر ميرسيدند. ابن خلدون كه پدر جامعه شناسي لقب گرفته است هم پيش بيني نكرده بود كه قدرت به كشورهاي اروپايي منتقل خواهد شد. اما به نكات ريزي در آن زمان اشاره ميكند كه هم اكنون با گذر زمان ما متوجه ميشويم كه از نشانه هاي ظهور يا سقوط قدرتها هستند.

ابن خلدون در بخشي از كتابش به شرح كار نسخه برداري از كتابها ميپردازد.او ميگويد نسخه بردار لازم است ضمن اطلاع از روش نگارش صحيح بر موضوع كتاب نيز احاطه داشته باشد تا بعلت نسخه برداري طوطي وار دچار خطا نشود.او همچنين تاسف ميخورد كه بعلت افزايش بي توجهي مردم به كتابخواني ،صنعت استنساخ در كشورهاي اسلامي رو به فراموشي مي رود.      

در جايي ديگر ابن خلدون از علوم عقلي مثل رياضيات و فلسفه ميگويد و باز تاسف ميخورد از اينكه اين علوم چون قرون گذشته در ممالك اسلامي ديگر طرفداري ندارد و به اين نكته مهم اشاره ميكند كه شنيده است در سواحل شمالي درياي روم (همچون ايتاليا ) اين علوم رونق فراواني پيدا كرده اند. 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:19 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
پلاك جديد، پلاك قديم

عاقبت پس از سالها شهرداري تهران فهميد كه الصاق پلاك به در خانه ها و اماكن مفيد و جزء وظايف شهرداري است!(امان از ادارت و سازمانها كه به وظايف خود آشنا نيستند) همه مي دانند كه پيدا كردن يك نشاني در تهران چقدر دشوار است كه بخشي از مشكل از نداشتن پلاك ناشي مي شد. بعلت تعلل شهرداري در ساليان قبل هم اكنون كه پلاكهاي جديد را نصب ميكنند بعلت تغييرات بافت شهر بعضا تفاوتهاي زيادي بين شماره پلاكهاي جديد و قديم ايجاد شده است واين به معناي يك مشكل جديد است! شما در تهران هنگام نشاني گرفتن حتما هم پلاك جديد را بپرسيد و هم پلاك قديم را ،چراكه در برخي معابر اختلاف اين دو به بيش از 100 عدد ميرسد!

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:16 | | لینک به این مطلب
جمعه یازدهم بهمن 1387
داشتن برنامه در کشور طنز است !

«محمدجواد لاريجاني» اداره کشور با «برنامه» را يک «طنز» دانست و تاکيد کرد؛ «در کشور اعتقادي به برنامه وجود ندارد بلکه تلقي ما از حکمراني، حکمراني کارپردازانه است که نتيجه آن تصميم سازي به جاي تصميم گيري است.»

 دبير مطالعات حقوق بشر قوه قضائيه در همايش ماهانه جامعه مهندسين با موضوع «تاثير انقلاب اسلامي بر تحولات منطقه يي» با پرسش هاي حاضران درباره کارآمدي و نوع مملکت داري در ايران روبه رو شد و البته پاسخ هاي جالبي براي اين سوال ها داشت. به گزارش ايسنا وي گفت؛ «ما بعد از انقلاب به نوعي مملکت داري عادت کرديم که مملکت داري کارپردازانه است، مسائل و مشکلات پيش مي آيد و ما درصدد حل مشکلات و مسائل برمي آييم و در واقع به برنامه ريزي در کشور ما توجه نشده است. اينکه گفته مي شود برنامه در کشور ما يک جوک است، يک حادثه اتفاقي نيست، چون در واقع ديده مي شود اعتقاد چنداني به برنامه وجود ندارد، مثلاً وقتي يک برنامه نوشته مي شود سال اول که بودجه مي آيد آنقدر انحراف وجود دارد که برنامه از مسير منحرف مي شود.»

 وي با بيان اينکه به نظر مي رسد ما برنامه گريز هستيم، افزود؛ «مناسب است فرهنگ مملکت داري متناسب با برنامه در کشور ايجاد شود.» لاريجاني در ادامه در پاسخ به اين پرسش که در کارآمدي و حکومت داري نمره چند داريم و شما چه نمره يي مي دهيد، گفت؛ «نمره يي که من مي دهم نمره بالايي نيست؛ البته اين مقايسه عملکرد در مقايسه با عملکرد کشورهاي اطراف صورت نمي گيرد؛ چرا که ما از آنها خيلي جلوتريم، اين مقايسه بر اساس مقايسه در يک افق بلند صورت مي گيرد.» وي در پايان با بيان اينکه يک مدير لايق و توانمند از 100 چاه نفت نيز مهم تر و باارزش تر است، گفت؛ «ضروري است به نيروي انساني توجه بيشتري بکنيم؛ چپ و راست قدر نيروي انساني را نمي دانند.»  ماخذ: روزنامه اعتماد 8/11/87

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 22:32 | | لینک به این مطلب
جمعه یازدهم بهمن 1387
سفرنامه حج تمتع (بخش سوم)

 بازدید علمی دانشجویان از صنعت در این ترم عملی نشد. بلیط هواپیما لازم بود که دانشکده گفت سابقه ندارد و منابع مالی نداریم. کارفرما ایاب و ذهاب محلی و اقامت و غذا را قبول کرد ولی بلیط را گفتند چون وضعیت اقتصادی خوب نیست، امکان ندارد. برداشت از منابع پروژه ها نیز با توجه به سهیم بودن جوانترها در دستاوردهای مالی بر اساس فرمولی مشخص و شفاف و قابل اصلاح، تصرف دیکته ای میشد که قرار شده وجود نداشته باشد یا به حداقل رسانده شود و ماهیت اضطراری داشته باشد. حاصل کار ضرر کردن دانشجو و نهایتا نظام است. مسئولیت این وضعیت، مثل بقیه مشکلات، همه هستند و در عین حال، هیچ کس هم نیست. استاتیک ماندن سیستم آموزشی/تحقیقاتی، نگاه مالی سرانه ای به دانشگاهها، ساده بودن خریدهای خارجی صنایع، و ارزیابی مبتنی بر محوریت مقالات ژورنال خارجی، نرخ رشد علمی کشور را کند کرده است.

v     چهارشنبه 4/10/87  (هر انسانی در رهن کارهایی است که انجام داده)

امروز ساعت 3 صبح به مدینه رسیدیم و ساعت 9 زیارت دوره ای بود. نمیخواستم همراه با جمع بروم ولی گفتم شاید خوب نباشد. در بین الحرمین داستان خانمی شروع شد که در زمان خلفاء از حضرت فاطمه کمک خواست و عمله ظلمه ریختند و زدند؛ حالا آنموقع اینطور بود و حالا هم این وهابیها مانع میشوند. ما باید از اینها کتک بخوریم و اهانت بشنویم ولی ثابت کنیم که ائمه بقیع تنها نیستند. ای پیغمبر به صورت سیلی خورده دخترت و طفل سقط شده اش و ... حاجت ما و آنهایی که التماس دعا گفته اند را روا کن.  رفتم یک گوشه ای دورتر از جمعیت نشستم.

در این فکر فرو رفته بودم که زیارت پیغمبر که میاییم چکار باید بکنیم. قبلا هم مطرح کردم ولی تشبیه موضوع را شاید ملموستر کند. به عنوان نمونه وزیر و رئیس جمهور، کارمند و مدیر اداره، و دانشجو و معلم را در نظر بگیرید. یک وزیر برود وقت ملاقات بگیرد به رئیس جمهور بگوید من پارسال کارهایی که تو به مردم قول دادی، انجام ندادم. الان هم با کمبود منابع مواجه هستم و کارها خراب شده و باعث سرافکندگی خود و شما شده ام. اولا پارسال را نادیده بگیر، بعد هم مقداری منابع اضافی به من تخصیص بده که جلوی دوست و دشمن شرمنده نشوم. کارمند هم به مدیر بگوید من امور محوله را انجام ندادم و مردم نظر بدی به اداره و شخص شما پیدا کرده اند. دانشجو هم آخر ترم به معلم بگوید این ترم کلاس نیامدم، کتاب نخواندم، و الان که امتحان پایان ترم است یک کاری بکن من قبول بشوم. یا بهانه تراشی کند و بگوید مریض بودم، دارم کار میکنم که کمک خانواده باشم، مشکل روحی داشتم.

حتی اگر کریمانه بخواهد عمل شود میگوید قبول میکنم تا حالا مشکل داشتی، فرصت میدهم برو تلاش کن و جداگانه از تو امتحان میگیرم. کسی که مسموم شده باید سیستمش را سم زدایی کنند تا بعد بتواند غذای سالم بخورد؛ اگر سم زدایی نکردند هر چه خورد بالا میاورد و اگر بعد از سم زدایی هم غذا نخورد میمیرد. اگر مال باخته سارق را بخواهد عفو کند، حداقلش اینست که قبول کند مال طرف را برگرداند؛ بعد هم باید از این کار دست بر دارد. زشتی درخواستها در این مثالها بسیار بدیهی است ولی ما آنقدر خود را گول زده ایم که برایمان عادی شده است و خجالت نمیکشیم. خدا بر هر کاری قادر است ولی هر کاری - آنهم بر اساس هوی و هوس ما- را انجام نمیدهد. ارزش این شخصیتها را اینقدر پایین آوردن که خلافهای ما را سرپوش بگذارند، واقعا قدرناشناسی و ناشکری است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 22:30 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و هفتم دی 1387
سفرنامه حج تمتع (بخش دوم)

v     چهارشنبه 27/9/87

دیشب مراسم عید غدیر داشتیم که حدود 3 ساعت طول کشید. تقریبا همه مطالب تکراری بود. بعد از جلسه فکر کردم خودم مشکل دارم. از چند تا همسفریها پرسیدم اطلاعاتت راجع به حضرت علی الان و بعد از مراسم نسبت به قبل چقدر تفاوت دارد که همه بلااستثناء گفتند هر چه گفته شده و خوانده شد، همه را قبلا هم میدانستیم. با خود گفتم حضرت علی در مراسم خودش هم مهجور و مظلوم است. در اتاق راجع به جبر و اختیار و اینکه اگر خدا همه چیز را میداند پس ما مجبوریم و اینکه علم ازلی علت عصیان کردن/نزد عقلا ز غایت جهل بود جا نمیافتاد. گفتیم خدا هم راه را داده و هم چاه را، ولی توان تشخیص و انتخاب را تعبیه کرده است. اینهمه دزدی و جنایت و ظلم را که خدا دوست ندارد انجام بشود ولی رخ دادنش نشانگر اینست که انسان اختیار دارد که حتی خلاف خواسته خدا عمل کند. استدلالات ما به جایی نرسید. آخرش مجبور شدیم با روش جدالی بگوییم اگر تئوری شما درست باشد پس شمر و امام حسین هم نهایتا باید هر دو بهشت بروند چون هر دو مجبور بوده اند؛ این جمله معترضه آنها را به تأمل واداشت.

امروز صبح بعد از نماز پیاده رفتم صحرای منا. خیابانها و چادرها و محل رمی جمرات کاملا عاری از انسان بود و در جمع یکی دو تا ماشین بیشتر ندیدم. مسجد خیف هم بسته بود. بوی تعفن زباله از همان خروجی تونل و ورودی به منا، بینی را آزار میداد و تلهای زباله که در گوشه گوشه وجود داشت هنوز جمع آوری نشده بود. نمیدانم مسئله بیشتر فرهنگی است، خستگی پرسنل بعد از این حجم فعالیت، و یا کمبود نیرو.

بعد از ظهر با کاروان رفتیم کوه ثور که 3 روز پیغمبر قبل از هجرت به مدینه در غار آن پنهان بودند. در شبی که قرار بود هر یک از جنگجویان قبایل ضربه ای بر پیغمبر وارد آورند و حضرت علی در بستر به جای پیغمبر خوابیدند، پیغمبر از مکه به طرف این کوه حرکت کرد و در راه هم در برخورد با ابوبکر وی را همراه خود به غار برد. غار حراء در جبل النور و قبرستان ابوطالب که اولیاء زیادی در آن مدفون هستند نیز در برنامه  بازدید بود. چیز تازه ای یاد نگرفتیم و مطالب همه تکراری بود.

خیلی دوست داشتم 20-10 نفر محقق و متخصص در کاروان داشتیم و هر روز برنامه ای که برویم بصورت میدانی کلیه مکانهای مشهور و غیر مشهور را از دید تاریخی، جغرافیایی، جامعه شناسی، و .... توضیح بدهند. یکی دو روز بعد از اتمام مراسم حج  چون برنامه ای وجود نداشت و اکثر زوار یا خواب بودند یا خرید یا طواف برای زید و عمرو و 100 رکعت نماز و چند ده بار این دعا و آن دعا و  خلاصه وقت میگذراندند، میخواستم زودتر برگردم ایران و زودتر بروم مدینه. این قدر روشهای میانبر برای ثواب بردن و بهشت رفتن در کاروان برایم گفته اند که فراری و متنفر شده ام؛ احساس میکنم سرمایه عمری از دست رفته است و الان دنبال اکسیری میگردیم که مشکل را حل کند. در بهترین مکان و زمان آدم درخواست مال و زندگی و خانه آنهم برای خودش بکند، قابل تأمل است. واقعا این سفرها و این کاروانها و افراد آنها سوژه های خوبی برای تحقیق هستند.

تأثیر محیط کار و رفتار روزمره و مستمر و سر و کار داشتن با افراد خاص واقعا در فکر و نظر و گفتار و گرایشها و  تجزیه و تحلیل امور توسط غالب افراد مشهود است. یکی از دوستان در کاروان دیگر صحبت کرد و یکی دو روز زودتر توانست به مدینه برود. البته بازگشت زودتر به ایران کماکان در هاله ای از ابهام بود. در کاروان خودمان اینکار اصلا امکان نداشت و البته مسئولین کاروان هم تقصیری ندارند. مثل ایران است؛ همه میخواهند همه چیز بهتر بشود و خیلی از مشکلات فعلی را نداشته باشیم. در عین حال، چون با فرهنگ و روشهای علمی انس نگرفته ایم و آنها را در عمل تمرین نکرده ایم، پیاده کردن گسترده آن عملی نشده است. تبعات آن را در کشورهای پیشرفته صنعتی دیده ایم و می بینیم و به آنها اعتقاد داریم ولی زحمت رفتن زیر بار مسئولیت زمینه سازی و بسترسازی برای آن را بر خود هموار نمیکنیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 18:56 | | لینک به این مطلب
جمعه بیستم دی 1387
سفرنامه حج تمتع (بخش اول)

ارسالي از سوي يكي از اساتيد گرامي دانشگاه صنعتي شريف

به اين اميد كه ديگر زوار هم علاقمند شوند كنجكاوانه و متفكرانه حاجي شوند.

 

بسمه تعالی

 حج تمتع 87 (پیش نویس- فعلا بدون تنقیح و تدقیق)

بهتر از خواندن، بوَد دیدن خط استاد را

 ·        مقدمه و اهداف

مطالب پیش رو در آغاز با دست نوشته های شخصی خاطره سفر تنظیم شد و در ادامه با توجه به فراگیر بودن یک سری مسائل، در مشورت قرار شد ماهیت عمومی تری به خود بگیرد. در این راستا جلساتی با دوستانی از دو کاروان مستقر در هتل برگزار شد و نسبت به موارد مربوطه تبادل نظر صورت گرفت. در این نوشتار سعی بر این است که بعضی از مشاهدات صورت گرفته بصورت مسئله ارائه شده و بصورت مکتوب در اختیار مسئولین قرار گیرد. در مواردی نیز پیشنهادات اصلاحی حتی المقدور به صورت واقعگرایانه مطرح گردد. هدف هم انشاءا... زیر سؤال بردن یا نادیده گرفتن زحمات صادقانه عوامل مختلف ستاد و صف حج و زیارت نیست بلکه کمک به فراگیر شدن فرهنگ نوشتاری است؛ قرآن ما خواندنی است ولی مکتوب است و قسم به قلم، به عنوان امانتی نگاشتنی، حتما حکمتی دارد.

مشارکت کنندگان در این بحث بر این باور نیستند که کلیه نظرات آنها صائب و ثاقب یا لزوما قابل اجرا میباشد چون به علت عدم درگیری نزدیک با مسائل اجرایی و عدم دسترسی به اطلاعات کامل، بعضی از پیچیدگیها برای آنها ملموس نمیباشد. در عین حال، به مصداق مالا یُدرَک کله لایُترَک کله، در حد بضاعت کوشیده شده است که مسائل به شیوه ای قابل دفاع بررسی و تحلیل اجمالی شده تا برای قشر وسیعتری قابل استفاده باشد. بعضی قسمتها کماکان نظر شخصی است و مخاطبین خاص خود را دارد که سعی شده نمایان و مشهود باشد. عبارات قرضی بصورت چوله (ایتالیک) مشخص شده اند. در کل، مسئولیت نواقص و معایب و بد سلیقگیها بعهده اینجانب است که نقادی و نه منقادی خوانندگان مطلوب و مورد درخواست است.

شیوه های مختلفی برای طبقه بندی موضوعات وجود دارد (به نمونه پیوست 1 رجوع شود) که در این گزارش شیوه زمانی/مکانی انتخاب شده است. امید است که این گزارش بتواند جزو اولین روایتهای مستندسازی تجربیات توسط دانشگاهیان و نقطه شروعی باشد که در روایتهای بعدی با همکاری و همفکری طیف وسیعتری از صاحب نظران جامعیت بیشتری به خود بگیرد.

 

·        خلاصه مسافرتی حج تمتع (راهها پیموده ام تا کوی او)

ساعت 9 شب قرار شد فرودگاه باشیم و پرواز ساعت 1 صبح دوشنبه 11/9/87 بود. شلوغی مسیر فرودگاه و داخل ترمینال حجاج و نبود پارکینگ کافی از مواردی است که همه اش تکرار میشود و قبح مسئله ریخته شده است. در قسمت دوم کنترل هم حدود 2 ساعت در صف بودیم. ساعت 4:45 صبح دوشنبه به جده رسیدیم و تا ساعت 10 مشغول گذر از کنترلهای سعودی بودیم. ساعت 11:30 به جحفه رسیدیم که باید محرم میشدیم. نماز را یکبار با جماعت اهل تسنن خواندیم و مجددا ظهر و عصر شیعیان تکرار شد. ساعت 50/13 به سمت مکه حرکت کردیم و ساعت 45/16 در ورودی مکه بودیم. در ابتدای مکه در محلی به نام توجیه الحجاج بود که یک بطری آب و یک بسته تنقلات دادند که مسئولین کاروان گفتند بگیرید بخورید ولی بدانید که تبلیغات وهابیت است (البته هیچ چیزی حتی روی جعبه ندیدیم). ساعت 21 از هتل به مسجدالحرام رفتیم و مراسم عمره تمتع را تا ساعت 5/1 صبح سه شنبه انجام دادیم. چهارشنبه 14/9 کاری نداشتیم و پنجشنبه ساعت 8 رفتیم سنگ برای رمی جمرات جمع کنیم.

4 بعد از ظهر شنبه 16/9 برای عرفات محرم شدیم و ساعت 15/5 رسیدیم. یکشنبه 17/9 مراسم برائت از مشرکین و دعای عرفه داشتیم و 5 بعد از ظهر به سمت مشعرالحرام حرکت کردیم و 5/9 رسیدیم و بعضیها هم 5/1 صبح دوشنبه چون ترافیک زیاد بود. بعد از طلوع آفتاب 10 ذیحجه به سمت منی رفتیم و قبل از صبحانه برای رمی جمره عقبی رفتیم (خانمها را قبلا برده بودند). بعد از آن اطلاع دادند قربانی انجام شد و سرها را در محیطی بسیار غیر بهداشتی تراشیدیم و از احرام خارج شدیم. صبح روز سه شنبه 19/9 برای رمی جمرات اولی، وسطی، و عقبی رفتیم و قرار است روز چهارشنبه نیز تکرار شود. بعد از آن به سمت مکه رفته و مراسم پایانی طواف و نماز طواف و سعی و طواف نساء و نماز طواف نساء را خواهیم داشت که اعمال رسمی حج تمتع بدینگونه پایان مییابد.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 16:2 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
وقتي در كانادا زندگي ميكنيد بايد به موارد زير عادت كنيد!

 وقتي در كانادا زندگي ميكنيد بايد به موارد زير عادت كنيد!(ماخذ :وبلاگ كانادا از نگاه يك مهاجر)

 

وقتی مطلب "عادت می کنی" رو نوشتم تعدادی از دوستان ساکن کانادا نکات جالبی رو بهش اضافه کردن. من بعضی از این نکات رو که تقریبا همه شون توی بخش کامنتهای همون مطلب اومده در زیر میارم. اسم نویسنده رو نمی گم چون شاید دلشون نخواد اینجا ذکر بشه. در ضمن تاکید می کنم که لزوما همه ساکنین کانادا به همه این چیزها عادت نکردن یا با این نکات موافق نیستن.

 

  • احترام گذاشتن به نظرات سایر وبلاگ نویسها
  • آل یو کن ایت سوشی (یعنی یه پولی میدی و تا دلت می خواد سوشی می خوری) که خداییش هم خیلی خوشمزه اس
    در نیاوردن خمیر داخل نانهای باگت
  • کیکهای بد مزه تولد
  • کالباسهای بدون سیر
  • ظرف میوه بدون خیار
  • ترش نکردن برای سالهای سال  
  • انتخاب واحد راحت دانشگاه
  • کاهو بدون گل (گل به کسر گاف)
  • میوه سوا کردنی
  • جشنهای تولد با حداکثر چهار خانواده
  • تعداد زیاد بچه های هر خانواده
  • خرید بیش از حد پوشاک
  • زندگی در خانه های ویلایی


  • بی شمار اسباب بازی در اطاق هر بچه
  • نریختن سس گوجه روی پیتزا
  • تنهایی و آرامش
  • خرید و پرداخت آنلاین
  • خرید با کردیت کارت بدون نیاز به ورود رمز (PayPass)



  • روزنامه های رایگان
  • knock at the door به جای آیفون تصویری (باید در بزنی تا در خونه رو برات باز کنن از آیفون خبری نیست)
  • ندیدن پلیس با کلاشینکف سر هر چهاراه
  • نترسیدن که هر روز ممکنه جنگ بشه!
  • ثابت موندن تقریبی قیمت اجناس
  • توقف ماشینها پشت خط عابر پیاده
  • آبگرمکن اجاره ای در خانه ی شخصی خودت
  • تلویزیون کابلی ماهاته 80 دلار
  • آموزش و پرورش 100 در 100 رایگان
  •  انواع مختلف کلاسهای مجانی برای جذب تحصیل کرده ها در بازارکار
  • داشتن حداقل 5 مدل هوا در یک روز
  •  ساعت چهارونیم صبح هوا روشن میشه و ده شب تاریک (تابستان)
  •  هفت و نیم صبح هوا روشن میشه و چهارونیم عصر تاریک(زمستان)
  •  روزهای تعطیل صبحانه رو با خانواده تو مک دونالد خوردن
  •  صندوقدار با وسواس خاصی تا سنت آخر بقیه پولتونو بهتون برمیگردونه
  • بچه های چند ساله ایرانی که فارسی رومیفهمن ولی نمیتونن جواب بدن
  • وجود کنیسه, مسجد,معبد بودایی و کلیسا دیوار به دیوار هم توی یه خیابون
  •  فروشگاهی که هم گوشت کاشه (گوشت حلال کلیمی ها) داره هم گوشت حلال
  • خرید خیلی از چیزها در آخر فصل حتی تا 90 در صد تخفیف واقعی
  • خرید دی وی دی کارتون 40 دلاری برای بچه هات
  • بچه ها تو کتابخونه عمومی وی بازی میکنن!!!!!!!
  • بعضی از بچه ها بعد ازظهرها میرن تو حیاط مدرسه بازی میکنن!!!!!!!!!!!!!!!!
  • بیمه ی عمومی
  • گرفتن دسته چک در کمتر از یک روز بدون داشتن پارتی و ضامن و آشنا و ...
  • تاکسی سواری با ورودی 2 دلار و رفتن تا فرودگاه حدود 60 دلار
  • همین مسیر تا فرودگاه رو میشه با دو دلار و بیست وپنج سنت هم رفت(ttc)
  • بلیط اتوبوس 3 دلاری با اعتبار 2 ساعته(viva)
  • مسافرکش شخصی نمی بینی
  • رسیدن پلیس,آمبولانس و آتش نشانی همزمان در کمتر 3 دقیقه به سر صحنه تصادف
  • عذرخواهی رسمی مسئولان از مردم تو تلویزیون
  • خانه نماینده پارلمان تو محله خودته و بچه اش هم تو مدرسه بچه تو
  • دلتنگ شدن همه دوست و دشمن برای دیدنت
  • کارکردن آقای دکتر 3 ماه پیش تو Tim Hortons به عنوان صندوقدار
  • باران یخ یا همون فیریزینگ رین که صد البته با تگرگ تفاوتی فاحش داره
  • خرید دانه ای میوه مثلا یک دانه سیب یا هر میوه دیگه
  • برگذاری بازارهای نوروزی قبل از نوروز با کیفیتی خوب
  • پارکینگ مخصوص افراد معلول و ناتوان در نزدیکترین جای ممکن به درب ورودی فروشگاهها و مالها

  • stop all way سر تمام تقاطع های فرعی
  • برگذاری مراسم شب رقص توی مدارس و آوردن دی جی تو این شب برای بچه ها
  • غم غربت هم هست دیگه چه کار میشه کرد
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 22:31 | | لینک به این مطلب
جمعه پانزدهم آذر 1387
اخبار

سلام به دوستان

با عرض پوزش به علت عدم حضور 1 ماهه، مجددا در خدمت شما سروران عزيز هستم .براي شروع  چهار خبر را به جالب را به اطلاع ميرسانم.

1)      وزير رفاه و تامين اجتماعي در پاسخ به اين پرسش كه چرا خط فقر را اعلام نميكنيد گفته است كه در آن صورت آن دسته افراد تحقير ميشوند!

2)      سيدمحمد جهرمي وزير کار و امور اجتماعي گفت؛با توجه به اينکه ايران بايد تا شش سال آينده به قله هاي برتري در منطقه دست يابد راهي جز توانمندسازي و مسووليت پذيري منابع انساني، تحول و نوآوري در آموزش کسب و کار وجود ندارد. وي تاکيد کرد؛ حدود 70 درصد از فارغ التحصيلان دانشگاهي تحصيلات شان معطوف به بازار کار نيست و بعد از فارغ التحصيلي بايد تحت آموزش هاي فني و حرفه يي قرار گيرند!

3)      چند روز پيش كه از ميوه فروشي گوجه فرنگي كيلويي 1200 تومان خريدم در راه برگشت به خانه با خودم گفتم اين تورم در 2،3 سال اخير چه به سر مردم آورد كه از اين قيمت نه من متعجب شدم و نه باقي مردم والا 3 سال پيش كه همين گوجه قيمتش به 1000 تومان رسيد غوغايي در كشور ايجاد شد. حالا مثل اينكه مردم به گران شدن همه چيز عادت كرده اند!

4)      در ماه گذشته ميزان موجودي حساب ذخيره ارزي تبديل به معما شده است  اين مبلغ از طرف دولت اعلام نميشود! و مجموعه كارشناسان سركار رفته اند. جالب اينجاست كه اختلاف نظر بر سر ميزان موجودي تا 80 ميليارد دلار هم رسيده است تا واقعيت چه باشد!

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 17:44 | | لینک به این مطلب
جمعه دهم آبان 1387
نگاهي بر توسعه مالزي

سخنراني ماهاتيرمحمد در ايران(21شهریور 86)دنیای اقتصاد

نگاهي بر توسعه مالزي

يكي از چيز‌هايي كه ما وضع كرديم تعامل نزديك دولت و بخش‌خصوصي بود.

اين تعامل به شما اين توانايي را مي‌دهد كه تجارت خيلي راحت انجام بشود و سود آن نيز از طريق ماليات به دولت برگردد.

چندي پيش وزارت تعاون ميزبان دكتر ماهاتيرمحمد نخست‌وزير اسبق مالزي بود. وي در زمان رياست خود، فعاليت‌هايي را براي تحقق توسعه‌ كشور خود انجام داد و نقش بسزايي در اجرايي كردن برنامه 2020 مالزي داشت و از سوي ديگر پروژه‌هايي را براي فقرزدايي و اشتغال عمومي از طريق تثبيت مالكيت و گسترش آن به انجام رساند. سخنراني ذيل، در همايش «چشم‌انداز توسعه» در ايران توسط وي انجام شده است.

وزير محترم تعاون و جناب آقاي بختياري استاندار محترم و اعضاي هيات علمي و دانشگاهيان:

مي‌خواهم از وزارت تعاون تشكر كنم به خاطر دعوت من و فرصتي كه فراهم كردند تا در اين جلسه با جوامع مختلف اصفهان تعامل داشته باشيم و از همديگر چيز ياد بگيريم. ديروز من بازديدي از شهر اصفهان داشتم و آنچه در اين شهر ديدم به من اين شجاعت را مي‌دهد كه باور داشته باشيم كه در كشورهاي اسلامي به خصوص ايران مي‌توانيم به گذشته پر افتخارمان بازگرديم. چيزي كه اينجا ديدم بيش از چيزي است كه در كشور خودم مي‌توانم ببينم، مخصوصا زماني كه در سال 1957 استقلال كسب كرديم. وقتي ما مستقل شديم مالزي كشور تقريبا فقيري بود و درآمد سرانه 200 دلاري داشت، ما فقط صادرات لاستيك و قلع داشتيم و رشد ما در واقع متوقف بود. ما اين شانس‌ را داشتيم كه كشور ما ثبات سياسي داشت و اين به‌رغم آن بود كه مردم مالزي از سه گروه مختلف با يك فرهنگ زبان و مذهب مخصوص به خود تشكيل شده‌اند. ما در مالزي ماليسي‌ها را داريم كه طبق تعريف مسلمانند، تعداد بسيار زيادي چيني داريم كه دينشان بودايي است و همچنين هندي‌ها كه اكثرا هندو هستند، به علاوه شمار زيادي از ساكنان كه مسيحي هستند. به‌نظر مي‌رسد تلفيق اين قوميت‌ها نبايد داراي ثبات باشد اما خوشبختانه اولين نخست‌وزير به‌گونه‌اي توانست اين موافقت را به‌وجود بياورد، او ثروت و دارايي را ميان همه مردم تقسيم كرد و توانست از اين طريق ثباتي خاص در مالزي پديد آورد. ما البته يك كشور دموكراتيك هستيم كه بايد خودمان را به قوانين و مقررات محدود كنيم، به همين دليل ما تضاد و منافع زيادي نداريم به‌جز سال 1969 كه مقداري مخالفت‌هاي قومي داشتيم و از آن واقعه درس‌هايي گرفتيم. در آن واقعه حدود 200 نفر كشته شدند و اموال زيادي از بين رفت.

ما از خودمان سوال كرديم اصلا چه فايده‌اي داشت اين تضادها؟ تصميم گرفتيم به توافق اوليه خودمان يعني تقسيم همه چيز بين مردم و گروه‌هاي مختلف بازگرديم و تعامل كنيم كه در اين صورت است كه رشد مالزي بيش از گذشته خواهد شد . ما در واقع يك دولت ملي داريم و هدفمان خدمت بيشتر و بهتر به مردم و كشور است. براي اين منظور بايد به‌گونه‌اي بتوانيم از دارايي‌هاي خودمان استفاده و براساس داشته‌هايمان رشد كنيم.تصميم گرفتيم صنعتي بشويم اما اين صنعتي شدن چگونه بود، وقتي كه ما تكنولوژي و دانش فني و بازار را نداشتيم. اگر بخواهيم صنعتي بشويم بايد درهاي كشور را روي خارجي‌ها باز كنيم تا آنان در صنايع توليدي كشور ما سرمايه‌گذاري كنند. در واقع هدف، آوردن صنعت به مالزي بود براي توليد و كار. بنابر اين علاقه‌اي نداشتيم كه سرمايه‌گذاران ماليات بدهند و اين فضاي مطلوب سرمايه‌گذاران براي آن بود كه سياست ماليات تاجرپسند ايجاد كنيم، آنها نيز علاقه‌مند شدند. اين اقدام زماني انجام شد كه كشور ما به‌تازگي مستقل شده بود و مي‌خواست از شر خارجي‌ها خلاص شود و صنايع را ملي كند. در عين‌حال اين استقبال خارجي‌ها ما را نگران كرد كه شايد آنان اقتصاد ما را بي‌ثبات كنند. ما در اين زمان برعكس ملي كردن صنايع و شركت‌ها حدود 60درصد سهام شركت‌هاي ثبت شده را به خارجي‌ها واگذار كرديم و به آنها گفتيم كه بايد كاري كنند كه ما قادر به انجام آن نبوديم. در واقع آنان بايد صنعت توليد كار را پايه‌گذاري مي‌كردند كه پذيرفتند. در حال حاضر مالزي نيازمند نيروي كار خارجي است. از 27ميليون جمعيت مالزي حدود دو ميليون نفر كارگران خارجي هستند و نيازمان هم تا حدودي تامين است. با ورود صنايع جديد، آموزش آن نيز آغاز شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 17:33 | | لینک به این مطلب
جمعه دهم آبان 1387
ديدگاههاي ماهاتير محمد

ديدگاههاي ماهاتير محمد –معمار مالزي پيشرفته- ارزش مطالعه و بررسي را دارد. از طرفي در سال آخر رياست جمهوري آقاي احمدي ن‍ژاد هستيم و امكان بررسي كارنامه ايشان هم تا اندازه اي فراهم است. مقايسه ديدگاههاي اين دو مقام ارشد دولتي هرچند بصورت ناقص به ما كمك ميكند بفهميم چرا وضعيت ايران بدين شكل است و مالزي به آن شكل.متن زير جديد نيست اما گوياست.

 چندی پیش آقای محمود احمدی نژاد, شبکه دو سیما را به انجام مصاحبه ای در نهاد ریاست جمهوری دعوت کرد .چند ماه قبل از آن هم شبکه دو سیما آقای ماهاتیر محمد نخست وزیر اسبق مالزی را جهت انجام مصاحبه ای مشابه به استودیوی گفتگوی ویژه خبری شبکه دو فرا خواند

 اگرچه تکرار تجربیات کشورها عینا ممکن نیست و الگوهای توسعه هر کشور با مقتضیات همان کشور قابل تدوین است , با اینحال شما را به مرور بخشهای مشابه دو مصاحبه ( وبصورت تکمیل یافته با گزیده هایی از سایر اظهارات بیان شده )دعوت میکنیم.

 ***********************************************

محمود احمدی نژاد: دسترسی ما به انرژی هسته ای معادلات دنیا را به سرعت تغییر خواهد داد. نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری توان حمله و آسیب رسانی به جمهوری اسلامی ایران را ندارند, زیرا کارشناسان ما بطور دقیق تمامی حرکات آنان را مورد تحلیل قرار می دهند

  ماهاتیر محمد: اگر قدرت اقتصادی داشته باشید ,دولت شما قدرت دارد از کشور دفاع کند.چرا که ازتجارت و کارآفرینی قدرت حاصل میشود ومیتواند جهت دفاع هم بکار گرفته شود.ما نتوانستیم کشور صنعتی شویم چون مستعمره بودیم .بعدها "در کنار هم" در رقابت شرکت کردیم.ما کشوری فقیر با درآمد سرانه 300 دلار بودیم که با حفظ" ثبات سیاسی" , تولید ناخالص خود را از 12 میلیارد دلار به 230 میلیارد دلار رساندیم

 ************************************************

 محمود احمدی نژاد: ما دنبال مردمی سازی هستیم نه خصوصی سازی. مشارکت مردم را بصورت مستقیم به شکل سهام عدالت وبصورت غیر مستقیم به شکل واگذاری در بورس انجام میدهیم.ما مخالف سرمایه گذاری نیستیم, بلکه مخالف تبعیض و تصرف منابع مالی توسط عده قلیلی هستیم.

  ماهاتیر محمد: مادر کنار حقوق اکثریت به حقوق گروههای کوچک هم توجه کردیم به طوریکه مخل حقوق گروه اکثریت نشود.نتیجه آنکه سطح فقر از 32 به 4 درصد رسید.نه اینکه به هر قیمتی باید به توسعه رسید اما به هر حال باید قیمت آنرا بپردازید. همانقدر که به فقرا رسیدگی میشود به ثروتمندان هم باید رسیدگی شود. ما معتقديم سود بخش خصوصي از طريق ماليات به دولت نيز مي‌رسد. دولت 28% از سود بخش خصوصي را به عنوان ماليات دريافت مي‌كند در عوض دولت هيچ سرمايه گذاري در زمينه‌اي كه بخش خصوصي فعال است نمي‌كند.

  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 17:32 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و ششم مهر 1387
فرهنگ كار مديران اجرايي !

مديران اجرايي كه بجاي كار نظريه پردازي ميكنند!

سالهاي سال در ايران رايج بود مديران مسئول بيشتر از آنكه از  مسائل واحدهاي  زير مجموعه خود صحبت كنند ، به مباحثي چون ماترياليسم و استكبارجهاني و تذهيب نفس ميپرداختند! و طبيعتا آنچه مورد توجه قرار نميگرفت شرح وظايف خودشان و آن مجموعه بود. خوشبختانه بالاخره اين موضع مديران مورد انتقاد قرار گرفت و رئيس مجلس ايران كه نماينده مردم قم نيز هست گفت: اين خط و آن خطي بودن، به درد قم نمي خورد. ما براي توسعه قم نيازمند يك ذره عرضه هستيم و بنا نيست مديران در قم نظريه پردازي كنند، بلكه بايد كله شان را بيندازند پايين و براي مردم كار كنند.

 

 لاریجانی: شهردار قم و 50 میلیاردتومان، مفقودالاثر شده اند!

لاريجاني در جمع مديران قم از كشف دو مورد مفقودالاثر جديد در اين شهر خبر داد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری انتخاب، وي گفت: پنجاه ميليارد تومان پولي كه براي متروي قم اختصاص يافته بود مفقودالاثر شده بود و مدتي گشتيم تا پيدا كنيم و حالا آمده سر جايش !

 

نماينده مردم قم در ادامه به مفقودالاثر شدن شهردار قم هم اشاره كرد و افزود: شهردار قم مفقودالاثر شده و سه ماه است كه شهردار نداريم، اما اكنون كه شهردار انتخاب شده، انتظار اين است كه بار رشد و توسعه قم را بر دوش بكشد.

 

لاريجاني افزود: اين خط و آن خطي بودن، به درد قم نمي خورد. ما براي توسعه قم نيازمند يك ذره عرضه هستيم و بنا نيست مديران در قم نظريه پردازي كنند، بلكه بايد كله شان را بيندازند پايين و براي مردم كار كنند.

ماخذ:روزنامه قدس

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 20:35 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و ششم مهر 1387
30 درصد صحبتها دعا و ثنا و درود!

در روزنامه اعتماد متن نطق پيش از دستور علي عباسپور در مجلس راجع به مدرك جعلي آقاي کردان وزير كشور چاپ شده بود .صرف نظر از موضوع صحبتها آنچه نظر اينجانب را جلب كرد مقدمه طولاني مطلب اصلي بود كه تقريبا 30 درصد كل صحبتها و زمان اختصاص داده شده به ايشان را شامل ميشد !

  

درود بيکران به روان تابناک قافله سالار قافله انسانيت و مصداق واقعي «کالجبل الراسخ» که سينه هر باد وزنده يي را شکافت و به دو نيم نمود و فرمود «امريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند» و آرزوي طول عمر باعزت براي مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه يي و درود بيکران به روان پاک مطهر کبوتران خونين بال که اذان عشق را بر مناره خون سروده و بر بال سپيد ملک نشستند و به سوي حضرت دوست اوج گرفتند. تا نزد او «احياء مرزوق» و «عند ربهم يرزقون» شوند. خاصان درگاه حضرت حق که نظام مقدس همه نگري و يکسان نگري جمهوري اسلامي را نزد ما به امانت نهاد و رسالت حفظ آن را برعهده ما گذاشته و اقتضاي حراست از آرمان پير سفر کرده واگذاري آن امانت بزرگ به اهلش مي باشد که مبناي ايفاي نقش در اين مقوله را کلام حق در قرآن کريم مشخص کرده است. ان الله يامرکم...

 

جناب آقاي رئيس، نمايندگان محترم، همان گونه که ملت شريف و شما نمايندگان معزز استحضار داريد، يكي از مهم ترين ارکان اجرايي دولت در مملکت وزارت کشور است؛ وزارتخانه يي که وزيرش با داشتن 30 استاندار و با اختيارات وسيعي که در دولت نهم به وزارت کشور و بالطبع به استانداران سراسر ايران اسلامي تفويض شده و مسووليت خطير برقراري امنيت، آرامش و ثبات سياسي در داخل کشور را عهده دار است، بايد از هر جهت امين ملت و مورد وثوق دولت باشد و از هرگونه شائبه يي که صداقت و امانتداري وي را تحت الشعاع خود قرار دهد، کاملاً مبرا باشد. وزير کشور که پس از مقام منيع رياست جمهوري بالاترين مقام مسوول جهت اداره مملكت محسوب مي شود بايد ضمن حفظ اقتدار در برابر مسوولان تحت امر خويش، فاقد هرگونه نقطه ضعفي باشد و از مقبوليت و کاريزماي لازم در بين آحاد جامعه برخوردار باشد.

 وزير کشور آيينه تمام عيار سياست هاي اجرايي کشور و تبلور تفکر صادقانه، پاک و بي آلايش دولتي است که بيش از 70 ميليون نفر سرنوشت خودشان را به دست او سپرده اند و اين آيينه بايد همچنان پاک و از هرگونه زنگاري مصون بماند. بر اساس آموزه هاي قرآني، روش و منش حکومت پيامبر عظيم الشأن اسلام و نيز مديريت علوي بايد مسووليت هاي مهم کشوري را به عنوان امانات الهي به دست امين ترين مردم و صادق ترين آنها بسپاريم.نمايندگان محترم مجلس، امروز در برابر پرسش اساسي موکلان خود و افکار عمومي جامعه قرار گرفته اند که آيا در برابر سپردن مسووليت مهم وزارت کشور به شخصي که از ابتداي کار، از جاده صداقت و انصاف منحرف شده يا به بيراهه رفته است، دقت لازم، کافي و وافي مبذول نموده اند و اگر در روز دادن راي اعتماد به وزير کشور، در خصوص سوابق تحصيلي وي اطلاعي نداشته اند، اکنون که به اعتراف شخص وزير کشور پي به جعلي بودن مدارک ارائه شده برده اند، آيا همچنان مجلس شوراي اسلامي هلال را رويت ننمود تا روزه سياسي خود را افطار نمايد؟ اگر وزيري که با اشتباهات مکرر نظام مديريتي کشور را به چالش کشيده و موجب سلب اعتماد آحاد جامعه از مسوولان با مدارک بالا را فراهم آورده و اين گونه با عملکرد ناصواب خود دولت، مجلس و جامعه علمي و دانشگاهي را به سخره گرفته است و حاضر نيست پس از اين همه خطاها و مجعولات، از مسووليتي که به ناحق بر آن تکيه زده کناره گيري و استعفا نمايد،

 آيا شما نمايندگان محترم که بسياري از شما عزيزان عنوان اصولگرايي را به همراه داريد، بايد دست روي دست گذاشته و تنها نظاره گر وهن ملت، دولت و مجلس باشيد؟ آيا اگر طرحي براي سوال و استيضاح چنان وزيري آماده شود، منافات با مباني اصولگرايي و رسالت نمايندگي است يا اينکه نمايندگان محترم به وظيفه قانوني خود عمل مي نمايند؟اينجانب از شخص وزير کشور مي خواهم تا فرصت باقي است، قبل از آنکه مجلس به وظيفه قانوني خود عمل کند، گزينه استعفا و کناره گيري از اين مسووليت مهم را مورد بررسي و تجديد نظر قرار دهند.

 

رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 20:34 | | لینک به این مطلب
شنبه ششم مهر 1387
آگهي تبليغاتي از نوع ديني!

اين آگهي در تهران به رغم ممنوعيت خريد و فروش فيشهاي حج پخش شده است.

هرچه سريعتر با تهيه فيش حج عمره در محضر امامان بقيع (ع) باشيد.ضمنا تا دير نشده به فكر حج واجب خود و خصوصا والدين 65 ساله خود نيز باشيد.

لطفا به مفاهيم تعدادي از آياتي و روايات در خصوص اهميت حج توجه فرماييد: با توجه به فتاوي تمام آيات محترم عظام مبني بر اينكه تشرف به حج تمتع به محض استطاعت اشخاص بر آنها واجب گرديده و ترك يا به تعويق انداختن آن معصيت و گناه كبيره است و با نظر به اينكه حج حق واجب خداوند تبارك و تعالي بر انسان است و به محض نيت حج باب رحمت مفتوح ميشود و طواف خانه حق عملي مبارك است و هيچ عمل صالحي جاي حج را نميگيرد و پاداش هيچ عملي به پاداش حج نمي رسد و زائران بيت خدا مهمان او ميباشند و خداوند درخواست و حاجتشان را برآورده ميسازد و دعايشان را مستجاب ميفرمايد و شفاعتشان را ميپذيرد و ترك كننده حج روز قيامت در صف يهود و نصاري محشور ميشود و....

 فيش حج عزيزاني را كه فعلا به هر دليل از جمله عدم استطاعت مالي قصد تشرف ندارند(عادي) و يا از نظر جسمي توانائي تشرف ندارند(پزشكي) و يا در قيد حيات نيستند و به رحمت حق پيوسته اند (ورثه اي) را به بالاترين قيمت خريداري نموده و يا با دو فقره فيش حج سالهاي بعد تعويض مي نمائيم.

با يك تلفن نماينده ما در تمام نقاط كشور در خدمت شماست

تماس و مراجعه تا 10 شب حتي تعطيلات

تهران...بعد ار تقاطع قريب ، جنب نرده هاي دانشكده دامپزشكي ، شماره...

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 0:30 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
چند خبر

مقامها و نشانهايي كه كاروان ورزشي ايران امسال در المپيك دريافت كرد - به لحاظ  ضعيف بودن – همه را شگفت زده كرد!

يكي از مقامات گفت شايد مشيت الهي بر اين بوده است!

رئيس كميته المپيك ايران  كه همزمان رئيس فدراسيون فوتبال هم  است در پاسخ منتقدان خود كه يكي از علل نتيجه گيريهاي ضعيف ايران را دو شغله بودنش ميدانستند گفت: من بعلت توانمنديهايم دو شغله هستم!

متاسفانه از اين دست افراد توانمند در ايران خيلي زياد است و ايران حق ديگر كشورها را دارد مي خورد ،بشود اين افراد  توانمند را راضي به مهاجرت به ديگر كشورها كرد – البته آن كشورها را هم بايد قانع كرد كه اين افراد توانمندند -  هم براي  مردم ديگر كشورها  خوب است هم براي ايران كه با تراكم افراد توانمند و چند شغله مواجهه است !

در آخر اينكه در ماه رمضان كه ماه امساك در خوردن و آشاميدن است مواد غذايي در ايران گران شده است! و ديگر اينكه ساعات كار ادارات دولتي هم از 9 صبح شده تا 2 بعدازظهر. باز هم كارمندان بنالند!

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 20:53 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
هاروارد را فراموش کنید

هفته نامه آمریکایی نیوزویک، گزارشی را در مورد موفقیت های دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در کشورهای غربی چاپ کرده است.

در ابتدای این گزارش که با عنوان "دانشجویان درخشان جمهوری اسلامی" به قلم افشین مولوی چاپ شده آمده است: هاروارد را فراموش کنید - یکی از بهترین موسسات دانشگاهی جهان در ایران است.

 نویسنده گزارش می افزاید که در سال 2003، موفقیت گروهی دانشجوی خارجی در کسب نمرات عالی در امتحان ورودی بسیار دشوار دوره دکترای دانشکده برق دانشگاه استانفورد، مدیران دانشکده را شگفت زده کرد.

 به نوشته نیوزویک، اینکه این دانشجویان آمریکایی نبودند تعجبی نداشت زیرا درخشش داوطلبانی از کشورهای آسیایی و نقاط دیگر جهان در دانشگاه های آمریکایی امری بی سابقه نیست اما به گفته مدیران استانفورد، آنچه که باعث شگفتی می شد این بود که اکثر این داوطلبان موفق، از یک کشور و یک دانشگاه خاص، یعنی دانشگاه صنعتی شریف در ایران  بودند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 20:51 | | لینک به این مطلب
جمعه پانزدهم شهریور 1387
از گلستان

بخشهايي از يكي از حكايتهاي گلستان سعدي را در ادامه ملاحظه خواهيد نمود.اين حكايت درباب فضيلت قناعت آورده شده است. در كلاسهاي درس ادبيات هم با همين ديد بررسي و مطالعه ميشود اما من در اينجا ميخواهم فارغ از مسائل اخلاقي اين حكايت را از ديدگاه توانمندي و افق ديد بازرگانان آن دوران بررسي كنم.ابتدا بخشهايي از حكايت را مطالعه بفرماييد:

 بازرگاني را شنيدم كه صد و پنجاه شتر بار داشت....شبي در جزيره كيش مرا به حجره خويش در آورد...كه فلان انبازم به تركستانست و فلان بضاعت به هندوستان....

 

گفت گوگرد پارسي خواهم بردن به چين كه شنيدم قيمتي عظيم دارد

و از آنجا كاسه چيني به روم آرم

و ديباي رومي به هند

و فولاد هندي به حلب

و آبگينه حلبي به يمن

و برد يماني به پارس و زان پس ترك تجارت كنم....

 سعدي از نام بردن محلهاي كوچك و ناشناس در گلستان خودداري كرده است پس با اين اوصاف احتمالا جزيره كيش در زمان سعدي محلي نام آشنا بوده است. بر خلاف اعصار بعد از سعدي تا 50 ،60 سال پيش كه مجددا جزيره كيش مشهور شد.

لطفا دقت نماييد كه اين بازرگان در ساير كشورهاي آنروز داراي شريك و سرمايه بوده است. همچنين اين آقاي بازرگان يك وارد يا صادركننده كالا به/از ايران نبوده بلكه حوزه فعاليتش كل دنياي متمدن آنروزگاران بوده است.همانند تجار بين المللي كنوني كه فارغ از مليت خود اقدام به خريد و فروش در سطح جهاني ميكنند. اين وضعيت ايران و ايرانيان آن زمان است كه البته حمله وحشتناك مغول را هم از سر گذرانده اند.

يادمان باشد كه اين حكايت حدودا مربوط  به  سالهاي 1200 تا 1300 ميلادي است. تقريبا همان دوره اي كه انگليس در نظر دنياي متمدن آنروز جزيره اي دور افتاده و پوشيده از جنگل بود و رابين هود درجنگل شروود با حاكم ناتينگهام در جدال !

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 11:22 | | لینک به این مطلب