«محمدجواد لاريجاني» اداره کشور با «برنامه» را يک «طنز» دانست و تاکيد کرد؛ «در کشور اعتقادي به برنامه وجود ندارد بلکه تلقي ما از حکمراني، حکمراني کارپردازانه است که نتيجه آن تصميم سازي به جاي تصميم گيري است.»
دبير مطالعات حقوق بشر قوه قضائيه در همايش ماهانه جامعه مهندسين با موضوع «تاثير انقلاب اسلامي بر تحولات منطقه يي» با پرسش هاي حاضران درباره کارآمدي و نوع مملکت داري در ايران روبه رو شد و البته پاسخ هاي جالبي براي اين سوال ها داشت. به گزارش ايسنا وي گفت؛ «ما بعد از انقلاب به نوعي مملکت داري عادت کرديم که مملکت داري کارپردازانه است، مسائل و مشکلات پيش مي آيد و ما درصدد حل مشکلات و مسائل برمي آييم و در واقع به برنامه ريزي در کشور ما توجه نشده است. اينکه گفته مي شود برنامه در کشور ما يک جوک است، يک حادثه اتفاقي نيست، چون در واقع ديده مي شود اعتقاد چنداني به برنامه وجود ندارد، مثلاً وقتي يک برنامه نوشته مي شود سال اول که بودجه مي آيد آنقدر انحراف وجود دارد که برنامه از مسير منحرف مي شود.»
وي با بيان اينکه به نظر مي رسد ما برنامه گريز هستيم، افزود؛ «مناسب است فرهنگ مملکت داري متناسب با برنامه در کشور ايجاد شود.» لاريجاني در ادامه در پاسخ به اين پرسش که در کارآمدي و حکومت داري نمره چند داريم و شما چه نمره يي مي دهيد، گفت؛ «نمره يي که من مي دهم نمره بالايي نيست؛ البته اين مقايسه عملکرد در مقايسه با عملکرد کشورهاي اطراف صورت نمي گيرد؛ چرا که ما از آنها خيلي جلوتريم، اين مقايسه بر اساس مقايسه در يک افق بلند صورت مي گيرد.» وي در پايان با بيان اينکه يک مدير لايق و توانمند از 100 چاه نفت نيز مهم تر و باارزش تر است، گفت؛ «ضروري است به نيروي انساني توجه بيشتري بکنيم؛ چپ و راست قدر نيروي انساني را نمي دانند.» ماخذ: روزنامه اعتماد 8/11/87
بازدید علمی دانشجویان از صنعت در این ترم عملی نشد. بلیط هواپیما لازم بود که دانشکده گفت سابقه ندارد و منابع مالی نداریم. کارفرما ایاب و ذهاب محلی و اقامت و غذا را قبول کرد ولی بلیط را گفتند چون وضعیت اقتصادی خوب نیست، امکان ندارد. برداشت از منابع پروژه ها نیز با توجه به سهیم بودن جوانترها در دستاوردهای مالی بر اساس فرمولی مشخص و شفاف و قابل اصلاح، تصرف دیکته ای میشد که قرار شده وجود نداشته باشد یا به حداقل رسانده شود و ماهیت اضطراری داشته باشد. حاصل کار ضرر کردن دانشجو و نهایتا نظام است. مسئولیت این وضعیت، مثل بقیه مشکلات، همه هستند و در عین حال، هیچ کس هم نیست. استاتیک ماندن سیستم آموزشی/تحقیقاتی، نگاه مالی سرانه ای به دانشگاهها، ساده بودن خریدهای خارجی صنایع، و ارزیابی مبتنی بر محوریت مقالات ژورنال خارجی، نرخ رشد علمی کشور را کند کرده است.
v چهارشنبه 4/10/87 (هر انسانی در رهن کارهایی است که انجام داده)
امروز ساعت 3 صبح به مدینه رسیدیم و ساعت 9 زیارت دوره ای بود. نمیخواستم همراه با جمع بروم ولی گفتم شاید خوب نباشد. در بین الحرمین داستان خانمی شروع شد که در زمان خلفاء از حضرت فاطمه کمک خواست و عمله ظلمه ریختند و زدند؛ حالا آنموقع اینطور بود و حالا هم این وهابیها مانع میشوند. ما باید از اینها کتک بخوریم و اهانت بشنویم ولی ثابت کنیم که ائمه بقیع تنها نیستند. ای پیغمبر به صورت سیلی خورده دخترت و طفل سقط شده اش و ... حاجت ما و آنهایی که التماس دعا گفته اند را روا کن. رفتم یک گوشه ای دورتر از جمعیت نشستم.
در این فکر فرو رفته بودم که زیارت پیغمبر که میاییم چکار باید بکنیم. قبلا هم مطرح کردم ولی تشبیه موضوع را شاید ملموستر کند. به عنوان نمونه وزیر و رئیس جمهور، کارمند و مدیر اداره، و دانشجو و معلم را در نظر بگیرید. یک وزیر برود وقت ملاقات بگیرد به رئیس جمهور بگوید من پارسال کارهایی که تو به مردم قول دادی، انجام ندادم. الان هم با کمبود منابع مواجه هستم و کارها خراب شده و باعث سرافکندگی خود و شما شده ام. اولا پارسال را نادیده بگیر، بعد هم مقداری منابع اضافی به من تخصیص بده که جلوی دوست و دشمن شرمنده نشوم. کارمند هم به مدیر بگوید من امور محوله را انجام ندادم و مردم نظر بدی به اداره و شخص شما پیدا کرده اند. دانشجو هم آخر ترم به معلم بگوید این ترم کلاس نیامدم، کتاب نخواندم، و الان که امتحان پایان ترم است یک کاری بکن من قبول بشوم. یا بهانه تراشی کند و بگوید مریض بودم، دارم کار میکنم که کمک خانواده باشم، مشکل روحی داشتم.
حتی اگر کریمانه بخواهد عمل شود میگوید قبول میکنم تا حالا مشکل داشتی، فرصت میدهم برو تلاش کن و جداگانه از تو امتحان میگیرم. کسی که مسموم شده باید سیستمش را سم زدایی کنند تا بعد بتواند غذای سالم بخورد؛ اگر سم زدایی نکردند هر چه خورد بالا میاورد و اگر بعد از سم زدایی هم غذا نخورد میمیرد. اگر مال باخته سارق را بخواهد عفو کند، حداقلش اینست که قبول کند مال طرف را برگرداند؛ بعد هم باید از این کار دست بر دارد. زشتی درخواستها در این مثالها بسیار بدیهی است ولی ما آنقدر خود را گول زده ایم که برایمان عادی شده است و خجالت نمیکشیم. خدا بر هر کاری قادر است ولی هر کاری - آنهم بر اساس هوی و هوس ما- را انجام نمیدهد. ارزش این شخصیتها را اینقدر پایین آوردن که خلافهای ما را سرپوش بگذارند، واقعا قدرناشناسی و ناشکری است
ادامه مطلب
