تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
یکشنبه بیست و نهم دی 1387
تعطیلات کریسمس و سال نو در کانادا
اکنون که تعطیلات سال نو به پایان رسیده بد نیست نگاهی به مقدار تعطیلات افراد ساکن کانادا بیاندازیم. برخلاف تصور بیشتر ایرانیها تعطیلات کریسمس و سال نو که به مدت 5-6 روز از هم فاصله دارند کم نیست.

در این فصل سال که هوای اکثر نقاط کانادا به شدت سرد است مردم سعی میکنند بیشترین روزهای تعطیلی را داشته باشند و در منزل بمانند. در محیط دانشگاهی و تحقیقاتی بیشتر افراد از 21 یا 22 دسامبر به مرخصی میروند و حدود 6 ژانویه برمیگردند. در این بین 25 دسامبر و 1 ژانویه بطور کامل ساختمانها بسته هستند و امکان ورود به آنها وجود ندارد.

اما جالب اینجاست که بقیه روزها هر کسی می تواند با داشتن رمز ورود به محل کار و تحقیق بروند و به کار بپردازد. از نگهبان و سوال و جواب بیمورد به سبک ورودیهای دانشگاههای ایران هم خبری نیست.

یادم هست که تابستان امسال که به دانشکده فیزیک دانشگاه تهران می رفتم ناگهان با صدای ایست نگهبان آنجا متوقف شدم. با کمال تعجب پرسیدم کاری داشتید؟ گفت برای چه وارد دانشکده می شوی؟ گفتم من دانشجوی اینجا بودم و میخواهم بروم داخل. با پوزخندی گفت: حالا که دانشجو نیستید. پس نمی توانید وارد شوید.

برای چند لحظه خاطرات بسیار بدی که 2 روز قبل از دفاع فوق لیسانسم برایم ایجاد شده بود از ذهنم گذشت که میخواستم شب هم کار کنم ولی اجازه ورود نداشتم. با خود گفتم کاش این رفتار پادگانی هرچه زودتر متوقف شود.

در آمریکا و کانادا آدم واقعا متوجه نمی شود کی وارد دانشگاه می شود و کی از آن خارج میشود حتی با ماشین. دانشگاهها بسیار دوست دارند مردم عادی را به محیط دانشگاهها بکشانند و به مطالعه و تحقیق بپردازند. ما واقعا تا آنجا خیلی فاصله داریم و باید با مهندسی فرهنگ به این جریان سرعت ببخشیم.

نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 3:27 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و هفتم دی 1387
سفرنامه حج تمتع (بخش دوم)

v     چهارشنبه 27/9/87

دیشب مراسم عید غدیر داشتیم که حدود 3 ساعت طول کشید. تقریبا همه مطالب تکراری بود. بعد از جلسه فکر کردم خودم مشکل دارم. از چند تا همسفریها پرسیدم اطلاعاتت راجع به حضرت علی الان و بعد از مراسم نسبت به قبل چقدر تفاوت دارد که همه بلااستثناء گفتند هر چه گفته شده و خوانده شد، همه را قبلا هم میدانستیم. با خود گفتم حضرت علی در مراسم خودش هم مهجور و مظلوم است. در اتاق راجع به جبر و اختیار و اینکه اگر خدا همه چیز را میداند پس ما مجبوریم و اینکه علم ازلی علت عصیان کردن/نزد عقلا ز غایت جهل بود جا نمیافتاد. گفتیم خدا هم راه را داده و هم چاه را، ولی توان تشخیص و انتخاب را تعبیه کرده است. اینهمه دزدی و جنایت و ظلم را که خدا دوست ندارد انجام بشود ولی رخ دادنش نشانگر اینست که انسان اختیار دارد که حتی خلاف خواسته خدا عمل کند. استدلالات ما به جایی نرسید. آخرش مجبور شدیم با روش جدالی بگوییم اگر تئوری شما درست باشد پس شمر و امام حسین هم نهایتا باید هر دو بهشت بروند چون هر دو مجبور بوده اند؛ این جمله معترضه آنها را به تأمل واداشت.

امروز صبح بعد از نماز پیاده رفتم صحرای منا. خیابانها و چادرها و محل رمی جمرات کاملا عاری از انسان بود و در جمع یکی دو تا ماشین بیشتر ندیدم. مسجد خیف هم بسته بود. بوی تعفن زباله از همان خروجی تونل و ورودی به منا، بینی را آزار میداد و تلهای زباله که در گوشه گوشه وجود داشت هنوز جمع آوری نشده بود. نمیدانم مسئله بیشتر فرهنگی است، خستگی پرسنل بعد از این حجم فعالیت، و یا کمبود نیرو.

بعد از ظهر با کاروان رفتیم کوه ثور که 3 روز پیغمبر قبل از هجرت به مدینه در غار آن پنهان بودند. در شبی که قرار بود هر یک از جنگجویان قبایل ضربه ای بر پیغمبر وارد آورند و حضرت علی در بستر به جای پیغمبر خوابیدند، پیغمبر از مکه به طرف این کوه حرکت کرد و در راه هم در برخورد با ابوبکر وی را همراه خود به غار برد. غار حراء در جبل النور و قبرستان ابوطالب که اولیاء زیادی در آن مدفون هستند نیز در برنامه  بازدید بود. چیز تازه ای یاد نگرفتیم و مطالب همه تکراری بود.

خیلی دوست داشتم 20-10 نفر محقق و متخصص در کاروان داشتیم و هر روز برنامه ای که برویم بصورت میدانی کلیه مکانهای مشهور و غیر مشهور را از دید تاریخی، جغرافیایی، جامعه شناسی، و .... توضیح بدهند. یکی دو روز بعد از اتمام مراسم حج  چون برنامه ای وجود نداشت و اکثر زوار یا خواب بودند یا خرید یا طواف برای زید و عمرو و 100 رکعت نماز و چند ده بار این دعا و آن دعا و  خلاصه وقت میگذراندند، میخواستم زودتر برگردم ایران و زودتر بروم مدینه. این قدر روشهای میانبر برای ثواب بردن و بهشت رفتن در کاروان برایم گفته اند که فراری و متنفر شده ام؛ احساس میکنم سرمایه عمری از دست رفته است و الان دنبال اکسیری میگردیم که مشکل را حل کند. در بهترین مکان و زمان آدم درخواست مال و زندگی و خانه آنهم برای خودش بکند، قابل تأمل است. واقعا این سفرها و این کاروانها و افراد آنها سوژه های خوبی برای تحقیق هستند.

تأثیر محیط کار و رفتار روزمره و مستمر و سر و کار داشتن با افراد خاص واقعا در فکر و نظر و گفتار و گرایشها و  تجزیه و تحلیل امور توسط غالب افراد مشهود است. یکی از دوستان در کاروان دیگر صحبت کرد و یکی دو روز زودتر توانست به مدینه برود. البته بازگشت زودتر به ایران کماکان در هاله ای از ابهام بود. در کاروان خودمان اینکار اصلا امکان نداشت و البته مسئولین کاروان هم تقصیری ندارند. مثل ایران است؛ همه میخواهند همه چیز بهتر بشود و خیلی از مشکلات فعلی را نداشته باشیم. در عین حال، چون با فرهنگ و روشهای علمی انس نگرفته ایم و آنها را در عمل تمرین نکرده ایم، پیاده کردن گسترده آن عملی نشده است. تبعات آن را در کشورهای پیشرفته صنعتی دیده ایم و می بینیم و به آنها اعتقاد داریم ولی زحمت رفتن زیر بار مسئولیت زمینه سازی و بسترسازی برای آن را بر خود هموار نمیکنیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 18:56 | | لینک به این مطلب
جمعه بیستم دی 1387
سفرنامه حج تمتع (بخش اول)

ارسالي از سوي يكي از اساتيد گرامي دانشگاه صنعتي شريف

به اين اميد كه ديگر زوار هم علاقمند شوند كنجكاوانه و متفكرانه حاجي شوند.

 

بسمه تعالی

 حج تمتع 87 (پیش نویس- فعلا بدون تنقیح و تدقیق)

بهتر از خواندن، بوَد دیدن خط استاد را

 ·        مقدمه و اهداف

مطالب پیش رو در آغاز با دست نوشته های شخصی خاطره سفر تنظیم شد و در ادامه با توجه به فراگیر بودن یک سری مسائل، در مشورت قرار شد ماهیت عمومی تری به خود بگیرد. در این راستا جلساتی با دوستانی از دو کاروان مستقر در هتل برگزار شد و نسبت به موارد مربوطه تبادل نظر صورت گرفت. در این نوشتار سعی بر این است که بعضی از مشاهدات صورت گرفته بصورت مسئله ارائه شده و بصورت مکتوب در اختیار مسئولین قرار گیرد. در مواردی نیز پیشنهادات اصلاحی حتی المقدور به صورت واقعگرایانه مطرح گردد. هدف هم انشاءا... زیر سؤال بردن یا نادیده گرفتن زحمات صادقانه عوامل مختلف ستاد و صف حج و زیارت نیست بلکه کمک به فراگیر شدن فرهنگ نوشتاری است؛ قرآن ما خواندنی است ولی مکتوب است و قسم به قلم، به عنوان امانتی نگاشتنی، حتما حکمتی دارد.

مشارکت کنندگان در این بحث بر این باور نیستند که کلیه نظرات آنها صائب و ثاقب یا لزوما قابل اجرا میباشد چون به علت عدم درگیری نزدیک با مسائل اجرایی و عدم دسترسی به اطلاعات کامل، بعضی از پیچیدگیها برای آنها ملموس نمیباشد. در عین حال، به مصداق مالا یُدرَک کله لایُترَک کله، در حد بضاعت کوشیده شده است که مسائل به شیوه ای قابل دفاع بررسی و تحلیل اجمالی شده تا برای قشر وسیعتری قابل استفاده باشد. بعضی قسمتها کماکان نظر شخصی است و مخاطبین خاص خود را دارد که سعی شده نمایان و مشهود باشد. عبارات قرضی بصورت چوله (ایتالیک) مشخص شده اند. در کل، مسئولیت نواقص و معایب و بد سلیقگیها بعهده اینجانب است که نقادی و نه منقادی خوانندگان مطلوب و مورد درخواست است.

شیوه های مختلفی برای طبقه بندی موضوعات وجود دارد (به نمونه پیوست 1 رجوع شود) که در این گزارش شیوه زمانی/مکانی انتخاب شده است. امید است که این گزارش بتواند جزو اولین روایتهای مستندسازی تجربیات توسط دانشگاهیان و نقطه شروعی باشد که در روایتهای بعدی با همکاری و همفکری طیف وسیعتری از صاحب نظران جامعیت بیشتری به خود بگیرد.

 

·        خلاصه مسافرتی حج تمتع (راهها پیموده ام تا کوی او)

ساعت 9 شب قرار شد فرودگاه باشیم و پرواز ساعت 1 صبح دوشنبه 11/9/87 بود. شلوغی مسیر فرودگاه و داخل ترمینال حجاج و نبود پارکینگ کافی از مواردی است که همه اش تکرار میشود و قبح مسئله ریخته شده است. در قسمت دوم کنترل هم حدود 2 ساعت در صف بودیم. ساعت 4:45 صبح دوشنبه به جده رسیدیم و تا ساعت 10 مشغول گذر از کنترلهای سعودی بودیم. ساعت 11:30 به جحفه رسیدیم که باید محرم میشدیم. نماز را یکبار با جماعت اهل تسنن خواندیم و مجددا ظهر و عصر شیعیان تکرار شد. ساعت 50/13 به سمت مکه حرکت کردیم و ساعت 45/16 در ورودی مکه بودیم. در ابتدای مکه در محلی به نام توجیه الحجاج بود که یک بطری آب و یک بسته تنقلات دادند که مسئولین کاروان گفتند بگیرید بخورید ولی بدانید که تبلیغات وهابیت است (البته هیچ چیزی حتی روی جعبه ندیدیم). ساعت 21 از هتل به مسجدالحرام رفتیم و مراسم عمره تمتع را تا ساعت 5/1 صبح سه شنبه انجام دادیم. چهارشنبه 14/9 کاری نداشتیم و پنجشنبه ساعت 8 رفتیم سنگ برای رمی جمرات جمع کنیم.

4 بعد از ظهر شنبه 16/9 برای عرفات محرم شدیم و ساعت 15/5 رسیدیم. یکشنبه 17/9 مراسم برائت از مشرکین و دعای عرفه داشتیم و 5 بعد از ظهر به سمت مشعرالحرام حرکت کردیم و 5/9 رسیدیم و بعضیها هم 5/1 صبح دوشنبه چون ترافیک زیاد بود. بعد از طلوع آفتاب 10 ذیحجه به سمت منی رفتیم و قبل از صبحانه برای رمی جمره عقبی رفتیم (خانمها را قبلا برده بودند). بعد از آن اطلاع دادند قربانی انجام شد و سرها را در محیطی بسیار غیر بهداشتی تراشیدیم و از احرام خارج شدیم. صبح روز سه شنبه 19/9 برای رمی جمرات اولی، وسطی، و عقبی رفتیم و قرار است روز چهارشنبه نیز تکرار شود. بعد از آن به سمت مکه رفته و مراسم پایانی طواف و نماز طواف و سعی و طواف نساء و نماز طواف نساء را خواهیم داشت که اعمال رسمی حج تمتع بدینگونه پایان مییابد.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 16:2 | | لینک به این مطلب