تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
شنبه هجدهم اسفند 1386
اخبار ماه

 در نظر دارم از اين پس خلاصه اخبار برگزيده مربوط به فرهنگ كار را بصورت ماهانه در وبلاگ درج كنم.اما براي بار اول از اخبار قديمي هم استفاده ميكنم.

-امروز در ايران به مناسبت شهادت امام رضا تعطيل است. البته تا چند سال پيش بجاي روز شهادت روز ميلاد امام تعطيل بود اما نميدانم چه شد كه يكدفعه نمايندگان در مجلس پنجم طي يك طرح دو فوريتي تصويب كردند كه روز تعطيلي روز شهادت امام باشد.

-در ماه رمضان 86 ساعت كار ادارات دولتي از ساعت 9 صبح تا 2 بعد از ظهر بود.پنج شنبه ها نيز تعطيل!

-جوان 27 ساله اي كه در آغاز امسال يكدفعه مدير عامل شركت پارس خودرو شده بود چند ماه پيش يكدفعه مدير عامل شركت معظم سايپا شد!(رجوع به مطلب جوانزدگي)

-رئيس جمهور ايران مسئوليت تورم و گراني سال آينده را بر عهده مجلس گذاشت. رئيس مجلس هم ضمن رد نظر رئيس جمهور ،مسئول تورم سال بعد را خود دولت دانست!

-سال آينده همين موقعها اگر عمري بود ميتوانيم راجع به اينكه بالاخره مسئوليت با كه بوده با هم صحبت كنيم.

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 16:57 | | لینک به این مطلب
شنبه هجدهم اسفند 1386
ریشه یابی ....(9)

ایده آل گرایی

  

  ایده آل گرایی ما ایرانیان ریشه در نگاهمان به مسایل انسانی دارد. نگاهی که بر این گمان است که اندیشه ای بدون مشکل وجود دارد که ما را می تواند به مدینه فاضله فرضی رهنمون کند. حال آنکه از نگاه علمی هر اندیشه علوم انسانی نسبت به اندیشه دیگر به طور نسبی بهتر و بدتر است و هیچ دانشمند علوم انسانی ادعا ندارد که اندیشه اش برای اداره جامعه، بدون هیچ گونه عیبی است. در علوم طبیعی مثل فیزیک که رفتارها با دقیق ترین معادله های ریاضی نشان داده می شود هم تاریخ نشان داده است که معادلات دقیق تر جایگزین معادله های دقیق قبلی می شوند.

وقتی علم فیزیک این است، تکلیف علوم انسانی که به نوعی پیچیده تر است، مشخص است. حال بسیاری از ایرانیان به خاطر عدم اعتقاد درست به علوم انسانی، فکر می کنند که اگر در نظام فکری و فرهنگی خاصی چندین اشکال پیدا کنند، آن نظام فکری باطل است. حال آنکه به طور مثال آنان که با نظام های اقتصادی راست و چپ آشنا هستند می دانند که بعد از بیش از یک قرن بحث و جدل  بین طرفداران این نظام ها، با اینکه هر کسی به نوعی در جایی از این طیف ، بین نظام اقتصادی کاملاً راست و نظام اقتصادی کاملاً چپ قرار دارد، هیچ کسی ادعا ندارد که نظامی که به آن معتقد است، خالی از عیب است.

 

 

 

 متاسفانه چنین دیدگاهی در مورد انسانها هم وجود دارد وما به انسان به عنوان یک موجود که در طول میلیون ها سال تکامل یافته است نگاه نمی کنیم. موجودی که ذاتا ًبه فکر بقای خود است و کاملاً تحت محیط پیرامونش قرار می گیرد. در نتیجه چه در خود و چه در جامعه، دنبال قهرمان بی نقص و خطایی هستیم. و چون در خود چنین قهرمانی را نمی بینیم در جامعه دنبال چنین فردی که خالی از هرگونه اشتباهی باشد و ما را به سرمنزل مقصود راهنمایی کند، هستیم؛ در حالی که چنین فردی وجود ندارد. جدا از این اکثرما ایرانیان درک نمی کنیم که خیلی از افرادی که حتی اشتباه های وحشتناک می کنند تنها خود نیستند که مقصرند. بلکه اگر کسی در جامعه جنایتی می کند

همه ما به گونه ای مقصریم. پس با حذف فیزیکی یا خشونت های شدید دیگر علیه فرد، ما در حقیقت با گناهی دیگر سعی داریم که از دیدن آن چه جامعه مان ساخته است فرار کنیم. زندگی کمتر جنایتکاری یک زندگی آرام، سالم و طبیعی بوده است، شاید اگر ما هم چنین زندگیی را تجربه می کردیم فردی بسیار متفاوت بودیم. پس باید در جامعه، دیدی واقع بینانه تر نسبت به انسان تولید کنیم.

 

 

 

 پس کاری که می توان کرد این است با نشان دادن عیب ها و محاسن هر نظام فکری این مفهوم را به جامعه منتقل کنیم که تصور ما از یک تفکر خالی از عیب، وجود خارجی ندارد و نشان دهیم که جوامع معمولاً بر اساس شرایط خود تفکری را با تفکری دیگر که مشکلات کمتری داشته است جایگزین کرده اند و آرام آرام جامعه ای بهتر ساخته اند. تشویق به استفاده بیشتر از اینترنت و یا هر رسانه جمعی منصفی ، می تواند در رشد این فکرنقشی اساسی بازی کند. تشویق به خواندن تاریخ ایران و دول دیگر دنیا باز در تولید این فکر که هیچ فرد و فکری خالی از مشکل نیست و خوب و بد بودن امری است نسبی، می تواند به شدت موثر باشد.

 به طور مثال در طول تاریخ، بهترین و محبوب ترین افراد، اشتباهات نه چندان کمی کرده اند، با این تفاوت که میزان اشتباهشان کمتر بوده است. مطرح کردن مسایل علمی در مورد سیستم مغز انسان هم می تواند در به وجود آوردن دیدگاه عقلانی در مورد انسان موثر باشد، دیدگاهی که در آن، انسان خالی از خطا و عیب، امری تعریف نشده است و رفتارها و پاسخ های مغز ما به مسایل، ناشی از یک شبکه بسیار عظیم از نورون و سیناپس است که در طول زمان آموزش دیده است.  

نویسنده:حنیف بیات

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 16:56 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هفتم اسفند 1386
نقش زبان انگلیسی در توسعه ملی

مطلب ذيل از وبلاگ فرهنگ،مديرت و كسب و كار در ايران اخذ شده است.نويسنده با نگاهي جامع به نقش زبان انگلیسی در توسعه ملی ایران پرداخته است. من به دو موضوع نظر شما را جلب ميكنم. اول آنكه معمار توسعه مالزي "ماهاتير محمد"در پاسخ به اين پرسش كه اگر دوباره مسئول برنامه ريزي براي پيشرفت مالزي شويد نسبت به گذشته چه كار جديدي انجام خواهيد داد گفت(نقل به مضمون)"تدريس برخي درسها را در مدارس مالزي به زبان انگليسي انجام خواهيم داد" و دوم آنكه يادمان باشد تمام دانشمندان بزرگ ايران همچون رازي،خوارزمي و ابن سينا بر زبان علمي عصر خودشان يعني عربي تسلط كامل داشتند و آثار مهمشان نيز به زبان عربي نوشته شده است و اين كارشان از ديد ما كاملا منطقي بوده است.

 

 

امتحان پایان ترم درس «سیاست گذاری توسعه کارآفرینی» یک سوال جالب داشت که بیشترین نمره را هم این سوال به خود اختصاص داده بود. خلاصه اش این بود که یک برنامه توسعه کارآفرینی برای کشور به طور خلاصه بنویسید! سوال بسیار خوبی بود چون اجازه می داد هر چی در طول ترم یاد گرفتیم و هر چی خودمان بهش فکر کرده بودیم و هر چی از جاهای دیگر خوانده بودیم را به هم وصل کنیم و خلاقیت به خرج بدهیم و یک برنامه خلق کنیم. برای پاسخ به همچین سوالی مجبور می شوید به همه چیز فکر کنید و همه عوامل درگیر و روابطشان با یکدیگر را در نظر بگیرید...

 

بگذریم از ارزش های آموزشی اینگونه سوالات....

 

در طول پاسخی که به این سوال نوشتم فکر کنم سه یا چهار بار زیر سرفصل های مختلف مانند «توسعه روابط بین المللی»، «آموزش»، «حرکت به سمت فعالیت های دانش محور» و... نوشتم «توسعه زبان انگلیسی».

 

در بررسی عوامل عقب ماندگی اقتصادی ایران بعضی مشکلات خودشان از مشکلات ریشه ای تری ریشه می گیرند. اگر بتوانیم ریشه ای ترین مشکلات را شناسایی کنیم، قدم بسیار مفیدی برداشته ایم. به نظر من یکی از موانع بسیار ریشه ای توسعه اقتصادی در ایران سواد پایین ایرانیان در زبان انگلیسی است.

 

سه دلیل برای این ادعا را در ادامه تشریح می کنم

 

.

عقب ماندگی علمی (به خصوص در علوم انسانی)

 

واقعیت این است که بالا بروید، پایین بیایید، بیشتر دانش بشر به زبان فارسی وجود ندارد. به زبان انگلیسی وجود دارد. تا هنگامی که در دانشگاه هایمان سواد انگلیسی در حدی باشد که امروز هست سطح دانش در این دانشگاه ها هم تعریفی نخواهد داشت. این موضوع به خصوص در علوم انسانی مهم است چرا که وابستگی این علوم به زبان بیشتر است. به طور متوسط در دانشگاه های ایران نه تنها بیشتر دانش جهان را نمی فهمیم بلکه بسیاری از آن را که فکر می کنیم فهمیده ایم، اشتباه فهمیده ایم!

 

محدود ماندن ما به زبان فارسی باعث می شود نتوانیم در توسعه دانش بشر نقش چندانی داشته باشیم. چیز زیادی به علم جهان اضافه نمی کنیم و خودمان را از مقدار زیادی از آن محروم می کنیم. دلیل اینکه کشور ایران این همه سال از علم کارآفرینی محروم بوده چیست؟! کمی خجالت آور است که اقرار کنیم یک دلیل عمده آن این بوده که برای واژه Entrepreneurship معادل فارسی نداشتیم. حالا برای کارآفرینی معادل پیدا کردیم و رشته علمی آن را راه انداختیم. بقیه واژه هایی که هنوز نمی شناسیم چطور؟ به جرأت ميیتوانم بگويم كه بسياری از مقالات علمی جهانتراز امروزی را اصلاْ ترجمه هم نمی توانیم بکنیم چون برای تعداد زیادی از واژه های آنها معادل نداریم. در نتیجه اصلاْ جامعه علمی ایران سراغشان هم نمی رود!

 

انزوای فرهنگی / سیاسی / اقتصادی

 

در یک پروژه هنری می خواستند برای تشویق خیالپردازی هنرمندانه از افراد بخواهند که یک عکس از صحنه های دور و برتان بگیرید که فکر می کنید احتمالاْ شبیه جای مرموزی است که تا به حال نرفته اید. برای این جای مرموز شهر تهران انتخاب شده است! (لینک) ما با مردم جهان زیاد ارتباط نداریم. آخر زبانمان زیاد خوب نیست. در نتیجه آنها هم زیاد با ما ارتباط ندارند. در نتیجه تهران می شود یک سرزمین عجیب و غریب که هیچ کس نمی شناسد.

 

بازارهای ما همچنان محدودیت هایی برای تجارت آزاد دارند و برای همین هنوز عضو سازمان تجارت جهانی نیستیم. تحقیقات نشان داده که کشورهایی که تجارت خارجی را آزادتر گذاشته اند از لحاظ اقتصادی موفق تر بوده اند. سیستم پولی و بانکی ما آنقدر عقب افتاده و جدا از جهان است که هنوز به راحتی نمی توانیم کارت اعتباری تهیه کنیم یا با حساب های الکترونیکی تجارت کنیم. در خارج سال ها است که این فناوری ها پول در جیب مردم ریخته است. از نظر سیاسی هم که دیگر خودتان می دانید تا چه اندازه محبوب هستیم. التبه همه این انواع انزوا با یکدیگر مرتبط هستند. مثلاْ طبق مطالعات آقای زاکرمن از مرکز تحقیقات اینترنت و جامعه هاروارد (لینک)، تأثیرگذارترین عامل در مقدار توجهی که کشورها در رسانه ها می گیرند، GDP آنها است.

 

بله دوستان. ما در جهان منزوی هستیم. و عین خیالمان هم نیست!

 

چرا عین خیالمان نیست؟! چون زبانمان خوب نیست! اصلاْ کاری نداریم که دیگران ما را نمی شناسند. ما هم آنها را نمی شناسیم. اصولاْ وقتی زبان کسی را نمی فهمید و از هم دور زندگی می کنید و ارتباطی با ههم ندارید زیاد برای هم معنی دار نیستید. یک استاد دانشگاه در ایران هیچ لزومی نمی بینید که علم خود را به سطح جهانی برساند و به انگلیسی مقاله بنویسد یا با خارجی ها ارتباط علمی داشته باشد. چون خارجی ها تأثيری در زندگی اش ندارند. دانشجویانش و همکارانش همه ایرانی اند و برای ایرانی هایی که اکثراْ هم زبانشان زیاد خوب نیست بیشترین معنی را دارد.

 

ترجمه و ترجمه و ترجمه و پول های هدر رفته ایرانیان

 

فکر کنید چقدر پول و زمان و انرژی در ایران صرف ترجمه می شود؟ چقدر در دانشگاه هایمان پول و زمان و انرژی که باید خرج تولید و توسعه و یادگیری و کاربرد دانش بشود خرج ترجمه آن می شود؟ خواندن یک مقاله دو صفحه ای انگلیسی و درک آن شاید برای من ۱۰ دقیقه طول بکشد ولی ترجمه آن حداقل یک ساعت وقت می گیرد. اما استادهای من در دانشگاه برای اینکه من علم یاد بگیرم به من نمی گویند از آن مسیر ۱۰ دقیقه ای بروم و در هر ساعت به اندازه ۶ مقاله دو صفحه ای مطلب یاد بگیرم. به من می گویند ترجمه کنم و در نتیجه بهره وری یادگیری خودم را حداقل یک ششم کاهش دهم. جمع بزنید روی کل ایران. سواد کم در زبان انگلیسی بهره وری کشور را به شدت پایین آورده است. و البته همه می دانند که بهره وری عامل کلیدی توسعه اقتصادی است. مایکل پورتر نشان داد که بهره وری عامل کلیدی رقابتپذیری کشورها است.

 

حالا بعد از اینکه این مطلب را نوشتم، باید بروم نزدیک به ۵۰-۶۰ صفحه ای که اساتید مختلف برای ترجمه به من مشق داده اند را انجام بدهم! یک نیروی جوان این کشور به جای تولید ارزش های بهتر با کارایی بیشتر باید تمام وقت شب و روزش را بنشیند و ترجمه کند!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 19:29 | | لینک به این مطلب