تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
شنبه بیست و دوم دی 1386
ریشه یابی ....(8)

محافظه کاری فکری و رفتاری

 

  ریشه ای ترین خصلت فرهنگی ما ایرانیان که منجر به عدم پویایی ما در طول تاریخ چند صد ساله اخیر شده است، ترس ما از تغییر و پذیرش اندیشه های جدید است. اگر بتوانیم این ترس را نابود کنیم، شاید توانسته باشیم که ریشه اصلی همه مشکلات را بخشکانیم . مهم ترین راه ضعیف کردن ترس، نشان دادن غیر منطقی و غیر عقلانی بودن آن ترس است. اگر ما بتوانیم به نحو صحیح، نتایج تفکرات مترقی اجتماعی را در جوامع غربی به مردم نشان دهیم، شاید بتوانیم تا حدی مردم را قانع کنیم که این همه ترس بی جا است.

 

  پس اگر می خواهیم مردم را به پویایی فکری دعوت کنیم باید آن ها را با مدل های دیگر فکری-فرهنگی که امتحان خود را پس داده اند آشنا کنیم و چه بهتر که اگر می توانیم، این کار را با مدلهایی که شباهت هایی به فرهنگ فعلی ایران دارند، آغاز کنیم. مردم در ایران شناخت درستی از فرهنگ های دیگر و مدرنیته ندارند و معمولا شناخت آنان توسط رادیو و تلویزیون و فیلم های هالیوودی تامین می شود. از لحاظ اقتصادی و سیاسی توانایی سفر به کشورهای مدرن تنها برای عده اندکی از مردم فراهم است و گزارش رسانه ها در مورد خارج از ایران، معمولاً جهت دار است. در نتیجه شناخت مردم از کشورهای دیگر کاملاً ناقص و مشکل دار است.

 

 پس اگر ما بتوانیم مزایا و مشکلات قسمت های مختلف فرهنگ های دیگر را به خوبی بیان کنیم، می توانیم زمینه را برای کاهش محافظه کاری فکری جامعه فراهم نماییم. به طور مثال بیان نقش زن در جوامع مدرن می تواند ذهنیت منفی و به شدت جنسی ایرانیان نسبت به زن را تضعیف کند؛ که اگر نیک بنگریم این تفکر حتی در لایه های روشن فکر جامعه ایران هم طرفداران بسیار دارد. جدا از آن نحوه برخورد ایرانیان با نیاز جنسی، با ساختارهای فعلی جامعه مدرن هماهنگی ندارد و اگر نیک بنگریم این نوع بینش در تمام جوامع دنیا وجود داشته است و در طول زمان با مدرن شدن جامعه و حضور وسیع اجتماعی زن، جای خود را به تفکرات دیگری داده است. 

 

 روش دیگر کاهش محافظه کاری مبارزه با اعتقادات بدون پشتوانه است. اکثریت ایرانیان، دانایی آن چنانی در مورد تاریخ دو هزار و پانصد ساله خود ندارند. خود تاریخ غیر تحریف شده، بیانگر بی پشتوانه بودن بسیاری از فکرها و جمودهای فکری است چه اندیشه هایی که خود را حق مطلق می دانسته اند و در طول زمان مشکلات آنان مشاهده شد و چه عقایدی که وجود نداشته اند و توسط حاکمی به مردم تحمیل شد و نسلهای بعدی آن حاکم، به تمام معنا به آن عقیده باور کردند. برای مثال، نگاه به زندگی شاه اسماعیل صفوی و اعتقادی که سربازانش به حق مطلق بودن او بالاخص تا جنگ چالدران داشتند نمونه این گونه اعتقادی است و یا باز مقایسه اعتقادات ایرانیان قبل و بعد از صفویان، ریشه قسمتی از اعتقادات فعلی ایرانیان را نشان می دهد. 

نویسنده:حنیف بیات

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 7:55 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفدهم دی 1386
تفاوت فرهنگی (ماخذ وبلاگوار)

چهار سال تمام در دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز آیه وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِين َرا بر دیوار می‌دیدم اما درک دقیقی از رنگهای مختلف چهره نداشتم. فرانسه که آمدم دیدم چقدر رنگ چهره ها (و زبانها و لهجه‌ها) ملیت افراد را فریاد می‌زنند. چند وقتی است که حس می کنم رنگ چهره‌ها می‌تواند بیانگر رفتارشان هم باشد.

انجمن دانشجویان مسلمان فرانسه هر دو هفته یک بار "بانک مواد غذایی" راه می‌اندازد و 6 الی هفت کالا ـ نان شیر ماست کنسرو میوه و غیره ـ را در ازای یک یورو بین دانشجویان توزیع می‌کند. هر دو پنجشنبه یکبار راس ساعت پنج و نیم دانشجویان جلوی سالن فرهنگی خوابگاه ما صف می‌بندند و بعد از نشان دادن کارت دانشجویی و پرداخت یک یورو وارد سالن می‌شوند و مواد غذاییشان را دریافت می‌کنند. من دو سه سالیت که به برگزارکنندگان که همه دانشجو هستند کمک می‌کنم. اوایل برایم جالب بود که ببینم جوانان عرب که در کشور اولترا لاییک فرانسه زیر هویت مسلمانیشان انجمنی تشکیل داده‌اند چه کار می‌کنند. حالا اما با همه‌شان دوست شده‌ام و دوست ندارم تنهایشان بگذارم.

معمولا هم می‌نشینم و کارت دانشجویی بچه‌هایی که برای دریافت کالاها می‌آیند را می‌گیرم، نام و نام خانوادگی‌ و نام دانشگاهشان را یادداشت می‌کنم، می‌پرسم که آیا ساکن این خوابگاه هستند یا نه، یک یوروشان را می‌گیرم و اجازه ورودشان را صادر می‌کنم! در طی این چند سال کارت دانشجویی گرفتن و همکلام شدن چندثانیه‌ای با دانشجویان رفتارها را بشدت متناسب با چهره‌ها و درنتیجه ملیتهادیده‌ام.

 دانشجویان از نظر "رنگ" به چهار دسته بزرگ تقسیم می‌شوند: زردپوستها که چشمشان داد می‌زند مال آسیای شرقی‌اند و از دولت رابطهٔ خوب چین و فرانسه می‌شود حدس زد چینی هستند؛ مو و چشم و پوست روشنها که فرض غربی بودنشان را در احتمال اول قرار می‌دهد؛ سیاهپوست که معلوم می‌شود آفریقاییند چون زمانی مستعمره فرانسه بوده‌اند و تعدادشان در اینجا زیاد است (یعنی آمریکایی نیستند)؛ و بالاخره سبزه‌ها و گندمگونهای چشم سیاه که "سلام علیکم" گفتنشان دال بر عرب بودنشان است. اما فقط نشانه‌های ظاهری نیستند که ملیت این دانشجویان را نمایان می‌کنند.

برای من خیلی جالب است که رفتارشان را در همان چند ثانیه با قیافه‌شان تطبیق دهم. چشم بادامی‌ها سلام نمی‌کنند. اما همیشهٔ خدا هم کارت دانشجوییشان دستشان است و هم یک یوروشان. مودب می‌ایستند تا اطلاعات را یادداشت کنی و اجازه بدهی که بروند. اروپایی‌ها وقتی می‌رسند بلند بونژوق می‌گویند و با یک لبخند کارت دانشجوییشان را می‌دهند و سایر اطلاعات را هم معمولا قبل از اینکه بپرسی می‌گویند. آنها هم صبر می‌کنند تا کارشان تمام شود و آرام راه خوراکی‌ها را در پیش می‌گیرند.

سیاهها و عربها رفتاری شبیه به هم دارند. گاهی کارت ندارند، گاهی پول. گاهی بیست یورویی دارند گاهی صد تا یک سانتیمی. آدم را یاد آن جوکی می‌اندازند که جهنمی را توصیف می‌کرد که توسط ایرانی‌ها اداره می‌شد و هیچ وقت عذابش مهیا نبود چرا که یک روز قیر نبود و یک روز قیف و یک روز مامور جهنم! عربها سلام کردنشان بد نیست. یا همان سلام را می‌گویند یا بونژوق. سیاهها اما کمتر سلام می‌کنند. وقتی هم که تو به آنها سلام می‌کنی معمولا انگار که طلب داشته باشند جوابت را می‌دهند. این دو گروه بدشان نمی‌آید بدون پول دادن بروند محصول چینی. یعنی اگر مواظب نباشی از جلوی میز رد می‌شوند و به روی مبارک هم نمی‌آورند.

دو سه بار سیاهپوستها را در حین تقلب دستگیر کردیم. به من پول یکنفر دادند و سر میز مواد غذایی که رسیدند گفتند پول دو نفر را دادیم. مسئول آمد و بعد از سوال کردن از من و فهمیدن ماجرا آرام رفت به طرف گفت که انگار شما اشتباه کرده‌اید و باید به اندازه یک نفر بردارید. عربها هم که وقتی می‌بینند اداره‌کنندگان مسلمان هستند زود پسرخاله می‌شوند و چند بار شده که بدون پول دادن و با قیافه حق به جانب به طرف مواد غذایی بروند.

دوستی هم می‌گفت وقتی که بهشان می‌گوییم یا نان می‌توانید بردارید یا شیرینی، می‌گویند نه، من هر دو را می‌خواهم بردارم. دفعه قبل وقتی محصولات به آخر رسیده بود و چند کالا بیشتر باقی نمانده بود گذاشتیم که هر کس که می‌آید برود مجانا بردارد. از قضا دوتا چشم بادامی آمدند. من بردمشان و گفتم از اینهایی که اینجا هست هر چه می‌خواهید مجانی بردارید. هی تشویقشان کردم که هر چه هست بردارند چون اگر می‌ماند نی‌دانستیم باید چه بکنیم و احتمالا سر من بیچاره خراب می‌شد که تا دو هفته بعد در اتاق فسقلیم نگهشان دارم. بعد از اینکه یک کارتن بزرگ را پر کردند قبل از اینکه از سالن خارج شوند با اینکه من صد بار گفته بودم مجانی است یک نفر دیگر را پیدا کردند و دوباره ازش سوال کردند که آیا مجانی است یا نه. من حیران مانده بودم که چقدر اینها کار درستند.

دنیا یک نمایشگاه جالب از انسانهاست، با ظاهرها و باطنهایی که از زمین تا آسمان با هم فرق می‌کنند. ظاهرها گاه بدجوری خبردهنده رفتارها هستند. اما خطرناک است اگر فکر کنیم یک اصل کلی است.

 

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 9:13 | | لینک به این مطلب
جمعه هفتم دی 1386
ضریب هوشی ایرانیان

هوش براي ما ايراني ها بسيار مهم است.هنگام تحسين از افراد هوش يكي از صفاتي است كه به آن معمولا اشاره ميكنيم.در مورد بچه ها ،هوش اهميتش دو چندان ميشود.حتما بچه ما يا نزديكانمان باهوشند!اگر بچه شاگرد اول كلاس شود با قطعا هوش بوده است و به ساير صفات توجهي نمي كنيم،مثلا نميگوييم منظم ،خلاق يا سختكوش است و جالبتر اينكه اگر هم بچه مردود شود،باز هم باهوش بوده اما از هوشش استفاده نكرده است!

 

ميان ما  ايراني ها رايج است كه ايراني ها بسيار باهوهشند و مردم كشورهاي ديگر كودن و ابلهند و به اين موضوع هم مفتخريم. جدول ذيل از سايت ويكي پديا استخراج شده است.در آن ضريب هوشي مردم كشورهاي مختلف از جمله ايراني ها را ميتوان مشاهده كرد.من شخصا اعتقاد دارم هوش يكي از عوامل تاثير گذار بر زندگي افراد و اجتماع است و تنها عامل نيست اما بسيار از هموطنان با تكيه بر اينكه هوش ايراني در جهان سرآمد است تخيلات زيادي را به هم ميبافند.تصور ميكنم مطالعه اين آمار قدري از خودشيفتگي ما ايراني ها بكاهد و باعث شود ما به ديگر عوامل موثر نيز توجه كنيم.

 

 

 

 

 

Country  

 

IQ (2006)[1]  

 Hong Kong

107

 Singapore

103

 North Korea

105*

 South Korea

106

 Japan

105

 People's Republic of China

100

 Taiwan

104

 Italy

102

 Iceland

98*

 Mongolia

98*

 Switzerland

101

 Austria

102

 Luxembourg

101*

 Netherlands

99

 Norway

98

 United Kingdom

100

 Belgium

100

 Canada

97

 Estonia

97*

 Finland

97

 Germany

102

 New Zealand

100

 Poland

99


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 10:23 | | لینک به این مطلب