تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
جمعه بیست و سوم آذر 1386
ریشه یابی ...(7)

عدم تبلور بلوغ احساسی در ما ایرانیان

  

  یکی از دلایل اصلی عدم تبلور بلوغ احساسی در ما ایرانیان، عدم استقلال جوانان ایرانی تا پیش و حتی بعد از ازدواج است که متاسفانه گهگاه در ایرانیان خارج کشور هم دیده می شود. یکی از دلایل اصلی چنین امری، ترس از واگذاری امور به فرزندان توسط پدر و مادر می باشد.  ترسی که منجر به این می شود که خانواده ها به قیمت گرفتن استقلال فرزندان، به تامین نیازهای مالی و اجتماعی فرزندشان در سنین جوانی بپردازند. این مساله یکی از دلایل اصلی تاخیر در ازدواج در جوانان ایرانی هم می باشد، چرا که اکثر نیازهایشان در خانه پدر و مادر تامین می شود و دلیلی برای گرفتن مسؤولیت سنگینی همچون ازدواج، در زندگی نمی بینند.

  

مشکل ذکر شده وقتی تشدید می شود، که این فرزند دختر باشد. در جامعه ایران متاسفانه هنوز به زن به عنوان یک عنصر جنسی نگاه می شود و بزرگترین وظیفه زن را ازدواج می دانند. تفکری که در جوامع قدیمی و کشاورزی (برخلاف جوامع مدرن و صنعتی) به علت فیزیکی بودن اکثر کارها (جایی که زن به طور نسبی از مرد کم می آورد) و عدم امنیت این جوامع برای زن، به تثبیت رسیده بود؛ حال اینکه با ظهور مدرنیته و افزایش کارهای فکری و کنار آن افزایش امنیت در جامعه، نقش زن هر روز در جامعه بیشتر و بیشتر شد. ازدواج ایرانی در اکثر اوقات وسیله ای برای تامین نیاز جنسی مرد و در وهله دوم زن وهمچنین ایجاد سرپناه و تامین نیازهای اقتصادی زن، می باشد. نتیجه چنین افکاری این است که زنان تا قبل از ازدواج تحت نظارت به مراتب شدید تری نسبت به برادران خود از طرف خانواده هستند.

زن و مرد در دنیای مترقی با هم برابر و نقش نسبتاً مساوی در زندگی مشترک دارند. هر دو سعی می کنند که تخصصی را یاد بگیرند و در مسایل مالی خانواده مشارکت داشته باشند و هر دو در جامعه قبل و بعد از ازدواج حضوری فعال و گسترده دارند و ازدواج بیش از اینکه وسیله ای برای تامین نیاز جنسی آنان باشد وسیله ای برای ثبات یافتن در مسایل عاطفی و روانی آنان می باشد.  چنین زن و مردی قبل از ازدواج، زندگی مستقل از خانواده را بعد از رسیدن به سنین جوانی تجربه می کنند، کار می کنند و سعی می کنند از لحاظ اقتصادی مستقل باشند و کنار این استقلال مالی، استقلال فکری و رفتاری هم دارند و خود سبک زندگی خود را انتخاب می کنند. این مسؤولیت پذیری و استقلال، خود متبلور کننده بلوغ احساسی در جوانان می باشد.

 

  پس اگر می خواهیم بلوغ احساسی را در جوانان متبلور کنیم باید دو کار را به صورت موازی انجام دهیم. یک، پدر و مادران فعلی و پدر و مادران آینده را قانع کنیم که آزادی بیشتری به فرزندانشان بدهند و اجازه دهند که خود فرزندان، شیرینی و سختی زندگی را تجربه کنند. به آنان یاد آوری کنیم که در اکثر کشورهای جهان، جوانان تقریبا بعد از هجده سالگی مستقل و آزادند و این آزادی به معنای بی بند و باری آنان نیست.

 در مرحله بعدی به دوستان جوانمان یادآوری کنیم که اگر در فیلم های خارجی بالاخص آمریکایی، دنیای آخر هفته جوانان و خوشی های آنان را می بینید، پشت این دنیای آخر هفته، پنج روز کار شدید و یک آدم مسؤولیت پذیر قرار دارد. به آنان پیشنهاد کنیم که سعی کنند مسؤولیت بیشتری قبول کنند و تنبلی را زرنگی خود ندانند و به دنبال استقلال های مالی و فکری، با حفظ روابط محترمانه از نسل قبل خود باشند. وقتی جوانان با سختی های زندگی روبرو شوند، خود یاد می گیرند که کار گروهی بهتری کنند، کمتر تحت تاثیر القائات اطرافیان قرار بگیرند و شخصیت شناسی قوی تری داشته باشند.    

نویسنده:حنیف بیات

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:0 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و سوم آذر 1386
كار‌،آن سوي ‌آب‌هاي گرم خليج فارس

 

آسيب‌ها - ترجمه- وحيدرضا نعيمي: 

برخلاف مهاجراني كه از افغانستان و از مرز شرقي وارد ايران مي‌شوند و از خشونت و فقر كمرشكن مي‌گريزند، ايرانياني كه به جاهايي مانند دبي راه پيدا مي‌كنند، جذب عناصري مانند امكان تحصيل، آزادي و رفاه مي‌شوند. اين گروه از مهاجران كه با هدف ارتقا و تحرك موقعيت، سفر مي‌كنند، بخش اعظم ايرانياني را كه در خارج از كشور زندگي مي‌كنند تشكيل مي‌دهند.

 

امارات متحده عربي و به خصوص دبي مقصد جذابي براي مهاجران ايراني است، چرا كه شمار زيادي از آنان در اين كشور موفقيت‌هاي چشمگيري به دست مي‌آورند.

 

 در سال 1999، امارت دبي، مركزي را براي تقويت تفاهم فرهنگي به منظور تسهيل تماس و يكپارچه‌سازي جمعيت خارجي خود افتتاح كرد. در دبي ايرانيان از آزادي اجتماعي و سياسي برخوردارند، ضمن آنكه نسبتا نزديك به ميهن و خانواده خود هستند. هر ماه بين 40 تا 50 پرواز بين امارات متحده عربي و ايران صورت مي‌گيرد. مدت پرواز از تهران به دبي حدود يك ساعت و نيم است.

 

 دولت ايران كاري براي جلوگيري از مهاجرت نمي‌كند. باشگاه ايرانيان كه بودجه آن را دولت ايران تأمين مي‌كند، بزرگ‌ترين باشگاه در ميان باشگاه‌هاي مليت‌هاي خارجي در دبي است كه برنامه‌هاي فرهنگي شبانه برگزار مي‌كند و از جمله داراي زمين فوتبال و رستوران است. اين باشگاه در منطقه ايراني‌نشين دبي به نام ديره قرار دارد.

 

براساس برخي برآوردها، شمار جامعه ايرانيان مقيم دبي به حدود 400 هزار نفر مي‌رسد كه 25 درصد جمعيت آن را تشكيل مي‌دهد. برخي ايرانيان معتقدند آزادي موجود در دبي مطابق با فرهنگ ايراني است. به همين علت، شماري از جوانان براي تحصيل در "دهكده دانش" به دبي مي‌روند كه از كيفيت بالايي برخوردار است.

 

 اغلب جوامع ايرانيان در كشورهاي مختلف از وضعيت مساعدي برخوردارند. در حقيقت، آنان تحصيل‌كرده‌تر از مردم كشورهاي پذيرنده خود هستند. مثلا در آمريكا، ايرانيان بيش از آمريكايي‌ها يا 67 مليت ديگر كه در يك بررسي جديد گنجانده شدند، مدرك كارشناسي ارشد دارند. به علاوه 7 دانشگاه ايراني در دبي وجود دارد و در دانشگاه‌هاي ديگر از جمله دانشگاه علوم و فناوري عجمان، دانشگاه پلي‌تكنيك دبي و دانشگاه آمريكايي دبي تعداد زيادي دانشجوي ايراني مشغول تحصيل هستند.

 

شمار دانشجوياني كه در امارات متحده عربي تحصيل مي‌كنند، از سال 2003 تا 2004 ،شش برابر شد و از 1700 نفر به 9 هزار نفر رسيد. با وجود اين‌كه بسياري از اين دانشجويان به كار‌آفرينان موفق و غالبا ثروتمند تبديل مي‌شوند، اغلب آنان با پولي كه درمي‌آورند، به ايران برنمي‌گردند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 7:53 | | لینک به این مطلب
سه شنبه سیزدهم آذر 1386
آسيب شناسي گفتمان توسعه ايراني

نظرات جالبی را در مصاحبه ذیل در مورد فرهنگ و ذهنیت ایرانی وتاثیر آن در تصمیم گیری ها میتوانید مطالعه نمایید.

در گفت وگوي تفصيلي اعتماد با دکتر محمود سريع القلم مطرح شد؛

آقاي دکتر اگر اجازه بفرماييد از اين زاويه مصاحبه را آغاز کنم که براساس اطلاعاتي که الان ما داريم و به عنوان يک روزنامه نگار روزانه اين اطلاعات را به دست مي آوريم، الان کشور در مرحله حساسي قرار دارد. يعني وضعيتي براي ايران در عرصه بين المللي و در حوزه سياست خارجي اش به وجود آمده به ويژه در بحث پرونده هسته يي که شرايط را حساس کرده است...

 

علاقه مندم اين نکته را مطرح کنم که شايد براي اولين بار بعد از انقلاب، اکنون متغيرهاي خارجي و بين المللي در ايران خيلي مهمتر شده اند. يعني اگر شما دهه هاي اول و دوم انقلاب را مطالعه کنيد، مي بينيد که کشور عمدتاً حالت داخلي دارد. يعني تصميم گيري ها و جهت گيري ها در چارچوب ملاحظات داخلي پيش مي روند و عنصر خارجي خيلي ضعيف است. ولي الان شما مي بينيد که متغيرهاي بين المللي در مسائل کلان کشور ما مجدداً مهم شده اند.

 

-يعني متغيرهاي بين المللي دوباره به کشور برگشته اند؟

 

يعني قدري مسائل تاريخي مطرح مي شود. همان طور که در تاريخ گذشته، همان قدر که عوامل خارجي در ايران خيلي مهم بودند، الان ما مجدداً برگشته ايم به همان حالتي که سياست کشورهاي ديگر اينقدر اهميت پيدا کرده اند، حتي در جهت گيري ها و سرنوشت ما.

 

البته در کشور ما خود ايرانيان تصميم مي گيرند. در گذشته حتي ايرانيان تصميم نمي گرفتند اما در شرايط فعلي، جايگاه نظام بين الملل در نظام تصميم گيري ما به شدت افزايش يافته است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:18 | | لینک به این مطلب
یکشنبه یازدهم آذر 1386
نشست مشترک

 هفته پیش نامه ای از آقای رئیس دریافت کردم مبنی بر اینکه نشست مشتر کی بین انجمن"آ"و"ب"  در  شهر هانوفر برگزار می شود و من باید بعنوان نماینده شرکت در جلسه حضور داشته باشم.طبیعتا اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که بازهم یک سری جلسات سخنرانی خسته کننده, یک مشت کتابچه و خلاصه مقالات و نهایتا یک نهار خوب  با  همکاران و دوستان کل چیزی است که در پایان سفر عاید من و شرکت متبوعم میشود !! بعبارت دیگر نشست مشترک یعنی :همه دور هم جمعند,تو هم بیا خوش میگذره !!

 

محل برگذاری نشست در یک مدرسه بود,یعنی حداقل هزینه جهت برگذاری.از نهار خبری نبود .هیئت  برگذاری لطف کرده بودند و سوپی تدارک دیده بودند که بعنوان نهار سرو می شد.مهمانان دعوت شده به دو دسته  کلی  تقسیم میشدند نمایندگان شرکتهای تولید کننده ودانشجویان دکتری و فوق دکتری در رشته های مرتبط و شاغل در بیمارستانها,دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی. جمعا سه چهار نفر هم از مقامات ارشد دو انجمن شرکت کرده بودند.

 

و اما چه گذشت:

 در مدت 2 روز این نشست فقط 2 نفر سخنرانی کردند.تمامی جلسات بصورت حلقه بحث و گفتگو بود. همه میبایست حرف می زدند و خبری از متکلم وحده نبود .افراد شرکت کننده (بر اساس علاقه به موضوع) به دو دسته تقسیم شدند و درهر گروه درباره کمی و کاستی ها و البته افق های پیشرفت بطور مفصل بحث کردند و در پایان بیانیه ای به این شرح صادر شد :

 

با سلام خدمت شرکتها و صاحبان صنایع,

 

به پیوست دو لیست خدمت شما ارسال میشود.لیست اول ایرادات  و کاستی های  کار ما است. لطفا یک راه حلی چیزی برای ما اختراع کنید. نگران پولش هم اصلا نباشید.ما برای خلاقیتهای شما و زمانی که صرف میکنید هر چقدر نیاز است پول میدهیم.

 

لیست دوم ایرادات کار شماست.شما شش ماه وقت دارید که این ایرادات را بر طرف کنید. در غیر این صورت اسم شما اتوماتیک وار در لیست شرکت های فاقد صلاحیت ثبت شده و شما میتوانید با استفاده از پتانسیلی که دارید  بزودی  به یکی از بزرگترین شرکت های غاز چرانی آلمان تبدیل شوید.

 

زیاده عرضی نیست

کمیته مشترک انجمن های "آ" و "ب"

 

 حالایواش یواش دارم معنی رابطه صنعت و دانشگاه رو می فهمم......

 

نوشته شده توسط مجید در 17:44 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه یکم آذر 1386
آموزش بدون مهارت‌هاي كاربردي، گره‌گشا نيست

 

رفتارها - بنيامين صدر: (ماخذ همشهری آنلاین)

نرخ بيكاري در كشور ما بالاست، به‌طوري‌كه 50 درصد از بيكاران، جوان هستند.

از اين گذشته به‌نظر مي‌آيدآموزش سنتي پاسخگوي نياز اشتغال نيست و بايد با ارتقاي توانايي‌هاي كاربردي، به سراغ كسب و كارهاي جديد رفت كه بكر و دست نيافته‌اند در حال حاضر 35 درصد از جمعيت ايران را جوانان تشكيل مي‌دهند و ايران جزء جوان‌ترين كشورهاي جهان است با اين مقدمه ديدگاه 2 تن از استادان دانشگاه تهران را درباره موانع پيش‌روي جوانان براي استقلال مالي و پيدا كردن شغل مناسب را مي‌خوانيم.

 

آموزش تضميني براي اشتغال نيست

 غلامعباس توسلي، استاد دانشگاه تهران مي‌گويد: در ايران آموزش و اشتغال هر كدام كار خود را مي‌كنند، بنابراين براي ايجاد تعامل بين اين دو مقوله بايد هماهنگي ايجاد شود.

او كه هفته گذشته در حاشيه همايش مشاغل نوين راهكاري براي اشتغال جوانان در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، سخن مي‌گفت، افزود: جمعيت  ۱۵ تا  ۲۵ ساله هم‌اكنون به‌اوج خود رسيده است به‌طوري كه حدود  14ميليون نفر دانش‌آموز و 3 ميليون و  ۲۰۰هزار نفر دانشجو در كشور مشغول به تحصيل هستند كه بايد وارد بازار كار شوند به گفته او، بايد امكان مشاركت يك جوان به‌عنوان كنشگر در جامعه فراهم شود.

 

توسلي گفت: سالانه حدود ۱۶۰هزار نفر در رشته‌هاي علوم انساني، ۶۰ هزار نفر در رشته‌هاي علوم پايه،  ۳۴هزار نفر در رشته‌هاي پزشكي،  ۹۰هزار نفر در رشته‌هاي فني و مهندسي، ۳۰هزار نفر كشاورزي و  ۱۲هزار نفر در رشته‌هاي هنر از دانشگاه‌هاي كشور فارغ التحصيل مي‌شوند.

 

او ادامه داد: با چنين حجم زياد فارغ‌التحصيلان دانشگاهي، منزلت دانشگاهي در كشور در حال افت است و تحصيلات دانشگاهي نقش واقعي خود را براي جوانان ايجاد نكرده است توسلي گفت: درصورتي كه افراد تحصيل‌كرده از يافتن شغل نااميد شوند يا حتي شغلي بيابند كه با تحصيل آنها همخواني نداشته باشد، دچار ياس و سرخوردگي خواهند شد.

 هرچند كه آموزش عالي مي‌تواند تنها براي كسب شغل نباشد و كاركرد‌هاي مختلفي ديگري نيز داشته باشد.به گفته او، آموزش عالي نه تنها زمينه اشتغال را ايجاد مي‌كند، بلكه قادر است زمينه ايجاد يك شهروند مطلوب را طوري فراهم كند كه نه تنها از خود بلكه از كار خود نيز احساس رضايت كند.

 

توسلي اينچنين به سخنان خود پايان داد كه دست اندركاران با تحرك جامعه بايد به موضوع جهاني شدن بينديشند چون اگر نتوان از امكانات موجود استفاده كرد بي‌شك جوانان را يا به مهاجرت يا به طغيان ترغيب مي‌كنيم.

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:5 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه یکم آذر 1386
ریشه یابی...(6)

راه حل های خرد مقیاس برای اعتلای فرهنگی جوامع ایرانی

  

  مخاطب اصلی من در این بخش با اینکه غالب جامعه ایرانی را شامل می شود ولی بیشتر خطاب به ایرانیانی است که به دلایل مختلف از جمله، دسترسی به امکانات بالای فرهنگی، تیزبینی در مسایل اجتماعی، دانایی بالاتر در زمینه های علوم انسانی و یا داشتن تجربه زندگی در خارج از ایران، درک بهتری از مشکلات فرهنگی رایج در ما ایرانیان دارند.

با این حال میانه جامعه، هم که تا حدی درک از مشکلات دارد با اینکه شاید آنچنان مسایل را ریشه ای نبیند، هم مخاطب این بخش هستند.  همیشه سوال اصلی برای روشنفکران ایرانی که بیش از ژست گیری ، قصد موثر بودن داشته اند، این بوده است که چگونه می توانند بیشترین تاثیر را در جامعه داشته باشند. برای درک بهتر به مثال روی می آورم؛ مشابه این مساله وقتی است که انسان نیکوکاری می خواهد پول خود را صرف کار خیر کند.

 دو راه اصلی وجود دارد. یکی دادن ماهی به معنای برآوردن غذای روزمره انسان محتاج و یا یاد دادن ماهیگیری به معنای یاد دادن روش های کسب مهارت و به دست آوردن شغل است، که قطعاً دومی کاری سخت تر و پیچیده تر است. و باز در مرحله بعد سوال این است، که چه کسی مستحق تر برای گرفتن ماهی و یا برای یادگرفتن ماهی گیری، می باشد.

  

 

خرد کردن محافظه کاری فکری

   

همان طور که در قسمت دلایل عدم ارتقا فرهنگی ما ایرانیان گفته شد، ریشه اصلی اکثریت مشکلات فرهنگی ما ایرانیان محافظه کاری فکری است. اینکه درک مفاهیم مدرنیته این قدر در ایرانیان ثقیل می نماید و سنت در تار و پود فکری ایرانیان ریشه دوانده است، دلیلی جز محافظه کاری فکری ندارد. اگر مقاله قبلی مشکلات فرهنگی ما ایرانیان را خوانده باشید، به یاد دارید که مشکلات را من به پنچ دسته اصلی تقسیم کردم:

۱. عدم تبلور بلوغ احساسی در ما ایرانیان، ٢. محافظه کاری فکری و رفتاری، ۳. ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نفس، ۴. تفکر طبقاتی و عدم توجه به آزادی های فردی  و ۵.عدم درک روح قوانین جامعه مدرن. حال من در این قسمت راه حل هر قسمت را بر اساس کاهش دادن ترس و محافظه کاری ارایه می دهم. البته در کنار مساله ترس، به مساله ایده آل گرایی غیرعقلانی ما ایرانیان هم خواهم پرداخت. 

نویسنده :حنیف بیات

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 7:52 | | لینک به این مطلب