تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386
گزارش اشتباه

آیا تا بحال به چنین عبارتی برخورد کرده اید؟ گزارش اشتباه ؟  اشتباه نکنید. منظورم گزارشی نیست که اشتباه باشد این را که هرروز می بینید !!! منظورم گزارش یک اشتباه است. آنهم اشتباه خودتان .این شاید درمحیط های آکادمیک امری غیرعادی نباشد, ولی در محیط کار ,عملی خارق القاعده است. تصور کنید همین فردا گزارشی از تمامی اشتباهاتتان بنویسد و تقدیم آقای رئیس بکنید.چه اتفاقی ممکن است بیافتد؟

اگر در آلمان کار میکنید,احتمالا این گزارش یکی از وظایف تعریف شده شماست. هدف از این گزارش جلوگیری از ارتکاب همین اشتباه توسط همکاران است. این یعنی یک نفر اشتباه می کند و همه تجربه میکنند.

خوب است بدانید که از سال2008 با کمک شرکت بیمه AOK   وبیمارستان کودکان شهر Bremen سایتی در دسترس پزشکان قرار می گیرد تا اشتباهات خود را با همکارانشان در سراسر آلمان در میان بگذارند.ناگفته پیداست که اینکار چه حجم عظیمی از تجربه را جابجا میکند.

اگر قانع شدید ,همین الان یک قلم و کاغذ بردارید و یک گزارش اشتباه, ببخشید گزارش یک اشتباه را بنویسید. یادتان باشد که از کارمندان زیر دستتان هم بخواهید برای شما بنویسند. فقط قول بدهید که آنها را بابت اشتباهاتشان اخراج نکنید , البته اگر خودتان نهایتا در اثر گزارش اشتباهاتتان اخراج نشدید.

..

 

نوشته شده توسط مجید در 19:35 | | لینک به این مطلب
جمعه هجدهم آبان 1386
ریشه یابی ...(5)

آب و هوا و فرهنگ

 

 یکی از عوامل شکل دهنده فرهنگ ها،  آب و هوا می باشد. من در این جا قصد ندارم به آب و هوا به عنوان عامل ایجاد رفتار های غلط نگاه کنم؛ بلکه به عنوان یک عامل اصلی تولید فرهنگ نگاه می کنم که نکات مثبت و منفی خود را در پی دارد. آب و هوا به طرق بسیار بر فرهنگ ملتی در طول تاریخ اثر می گذارد که از دیدگاه من مهم ترین آنها عبارتند از:

تاثیر نسبی گرما در پر رنگ تر شدن هویت جنسی مرد و اثرات فراوان آن در نقش زن در جامعه، کمبود آب و مساله مدیریت آن، تاثیر آب و هوا بر سیستم رفت و آمد آدم ها و کلاً برهم کنش طبیعت و انسان به صورت سخت یا ساده کردن زندگی.

 

 برای درک بهتر اگر به کشورهای اروپایی بنگریم، کشورهای شمالی اروپا دارای مردمانی سرد تر، قانون گراتر، باافکاری لیبرال تر و زنانی قوی تر درعرصه اجتماعی، نسبت به جنوب اروپا هستند. اوج این مساله در کشورهای اسکاندیناوی و آلمان دیده می شود که زنان در عرصه های حکومتی فعال، دولت ها چپ گرا، برهم کنش های انسانی خشک تر و منطقی تر و آمار جرم و جنایت، پایین است. عده ای بر این عقیده اند که با گرم شدن هوا، هویت جنسی مرد پر رنگ تر و خشونت او افزایش، و زمینه های تسلط مردان بر زنان فراهم تر می شود.

جدا از این با گرم شدن هوا، انسان ها از لحاظ اجتماعی گرم ترو به برخوردهای نزدیک تر، علاقه مند تر می شوند و زمینه رابطه های عاطفی قوی تر و در کنار آن برخوردهای خشن تر به وجود می آید. جدا از آن خشکی آب و هوا هم به گونه های دیگر می تواند بر رفتارهای ملتی اثر بگذارد. کمبود آب معمولاً نیاز به یک حاکم مقتدر، جهت مدیریت آب را بالاتر میبرده است. ولی نکته مهم این است که به نظر می آید این تاثیرات با مدرن شدن بشر در حال کمرنگ شدن است.

 

  

 

 تاثیر آب و هوا در افزایش عقب افتادگی فرهنگ جنسی

 

   مسلما آب و هوای به نسبت گرم و خشک ایران خصایص فرهنگی مرتبط با خود را به همراه داشته است که قسمتی مطلوب و قسمتی نامطلوب از لحاظ کارایی اجتماعی می باشد. ولی شاید برجسته ترین تاثیر آب و هوا را در فرهنگ ایران، آن هم نه به عنوان عامل اصلی، کمک به عقب افتادگی فرهنگ جنسی در ایران دانست. فرهنگی که به زن نه به عنوان یک فرد مشابه مرد، بلکه بیشتر به عنوان تامین کننده نیازهای مرد نگاه می کند. جدا از آن آب و هوا می تواند درشکل گیری روحیه طغیان گر و قانون گریز ما ایرانی ها هم موثر باشد، با اینکه باز عامل اصلی ایجاد این رفتار نیست. برای مثال، در شمال کشور ایران که هوا معتدل و مرطوب است شاهد قدرت یافتن زن در اجتماع هستیم. قدرتی که شامل افزایش مدیریت زن در خانه  و حضور گسترده و ملموس او در جامعه ( به طور مثال حضور فعال در کشتزارها با لباس های شاد)، می شود. 

 

 جدا از این ابزارهای کنترلی مرد همچون غیرت، که معمولا یک مالکیت شدید یک طرفه مرد بر زن است، در شمال کشور ضعیف تر از جاهای دیگر ایران است و جالب این جاست که این رفتار مترقی از طرف اکثر باقی جامعه ایران از طریق تولید فکاهی به سخره گرفته می شود.  و یا در جهتی مخالف در سیستان و بلوچستان و جنوب کشورکه آب و هوایی به شدت گرم دارند، چند همسری رایج تر، پوشش زنان سخت گیرانه تر و خشونت علیه زن به اسم غیرت بالاتر است. 

رفتارهای خشونت آمیز نسبت به زن مسلماً به کاهش آزادی زن منجر می شود و واضح است که عدم حضور فعال در جامعه و کاهش تنوع روابط انسانی منجربه عدم تبلور بلوغ کامل احساسی و اجتماعی زن می شود. همان طور که در قسمت قبلی هم بیان شد عدم ارتقا فرهنگی زن به عنوان پرورش دهنده نسل بعد در نقش مادر فقر فرهنگی نسل بعد را در پی دارد که اگر دقت کنیم عامل اصلی انتقال بسیاری از خرافات و عقاید غلط ، خود مادران هستند و نکته تلخ این است که خود بسیاری از عقاید غلط غیر علمی در مورد جنس مؤنث رو به نسل بعد منتقل می کنند و در نتیجه این حلقه معیوب ادامه پیدا می کند.

نویسنده:حنیف بیات

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 14:51 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نهم آبان 1386
مسئولیتهای دولتی(1)

بیو گرافی ذیل مربوط به یکی از مسئولین کشور است.مدتها بود که چنین اطلاعاتی را جستجو میکردم تا اینکه در روزنامه همشهری مورخ 5/6/1386 آن را پیدا کردم .نام شخص مذکور را ذکر نمی کنم چون بحث اصولا راجع به شخص ایشان نیست بلکه مربوط به مسئولیتهای دولتی است.

 

متولد: 1332 ، مدرک تحصیلی: کارشناس ارشد عمران

26 سالگی  مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

27            معاون عمرانی استانداری کهگیلویه و بویر احمد

28            قائم مقام سازمان برنامه و بودجه

32            رئیس بنیاد مستضعفان

38            دبیر کل بانک مرکزی

41            قائم مقام مدیر عامل شرکت فولاد

48            وزیر امور اقتصادی و دارایی

52            معاون کل وزارت امور اقتصادی و دارایی

53           مدیر عامل بانک توسعه صادرات

 

مبحث "مسئولیتهای دولتی" چهار بخش دارد 1-مسئولیتهای بی ارتباط با کار قبلی 2-جوان زدگی 3- تخصص ستیزی 4-تجربه گریزی  ،در این هفته به بخش یک میپردازیم.

 همانطور که ملاحظه میفرمایید حدودا بجز ده سال آخر ،جابجایی های زیاد بی ارتباطی در مشاغل دولتی دیده میشود.متاسفانه از این دست جابجایی ها هنوز هم به وفور دیده میشود.مثلا مسئول حراست تربیت بدنی میشود مدیرعامل باشگاه پرس پلیس،عضو فدراسیون فوتبال هم میشود مدیرعامل شرکت پست!

این جابجایی ها نشان میدهد از نظر این افراد و آنهایی که این تصمیمها را میگیرند تفاوت ماهوی بین ریاست بیمارستان ،ریاست زندان و ریاست دبیرستان نیست و تنها تفاوت در نام یا بهتر بگوییم پسوندی است که متعاقب کلمه ریاست میآید!

به این موضوع فکر کنید که کشور چقدر باید هزینه کند تا هر ساله این افراد جدید در سمتهای جدید جا بیفتند (البته به شرطیکه آدمهای قابلی باشند).چند ماه پیش نامه ای برای آقای احمدی نژاد نوشتم که بخشی از آن مرتبط با همین موضوع است و بد نیست شما هم آن را بخوانید:

 

.... سالهای سال است در ادارات و سازمانهای دولتی رسم بدی جاریست .وقتی یک مدیر عوض میشوند مجموعه ای از افراد زیر دست هم عوض میشوند البته تا اینجا ی کار طبیعی است چراکه هر مدیر یا مربی لازم است  آزاد باشد تا گروه یا تیم خود را برای موفقیت بیشتر، خود انتخاب کند اما مشکل زمانی حادث میشود که این افراد از ادارات و سازمانهای دیگر انتخاب شوند.رئیس زندانهای سابق میشود استاندارفعلی استاندار سابق میشود رئیس سازمان نوسازی مدارس ،رئیس سازمان نوسازی مدارس سابق هم میشود معاون صنایع فلزی وزیر صنایع .

حال چه مشکلی ایجاد میشود. واضح است این افراد هرچه قدر هم آگاه باشند باز دستکم 1 سال زمان لازم دارند تا بر موضوع کار خود احاطه پیدا کنند .پس با فرض توانمند بودن این افراد حداقل 1 سال ضرر دچار آن دستگاه میشود . مضاف بر آن پرسنل آن دستگاه هم به فرد جدید چندان اعتماد ندارند و حتی ممکن است از ناآگاهی او سواستفاده کنند.امید است با توجه به حضور افراد کارآمد با گرایشهای سیاسی متفاوت در همه ادارات و سازمانها بعنوان باقیات صالحات طی لایحه ای از این پس از سطح معاون وزیر به پایین جابجایی نفرات  بین دستگاههای دولتی را منع نمایید تا مدیران مجبور باشند از افراد درون بدنه سازمان یا اداره خود، معاونین و مدیران زیردست  را انتخاب نمایند.....

 

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 15:41 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوم آبان 1386
ریشه یابی...(4)

 عدم تحقق کامل دموکراسی

 

  نتیجه چنین اقتصادی، این می شود که برخلاف اکثریت جوامع که کشور با پول پرداختی از مالیات مردم می چرخد و دولت از لحاظ اقتصادی وابسته به ملت است در ایران این ملت است که وابسته به ‍پول توزیعی نفت توسط دولت است که خود این، عاملی اساسی در عدم تولید دموکراسی سالم در اکثر کشورهای نفتی می باشد. احتمالاً خواننده تفاوت کشورنفت خیزی مثل نروژ که از مترقی ترین کشورهای دنیا می باشد را با باقی کشورهای نفتی را می داند و نروژ را به عنوان یک نمونه اقتصاد نفتی در نظر نمی گیرد.

عدم وجود دموکراسی، باعث کاهش نظارت عقل جمعی بر رفتار دولتمردان شده و همین مساله در اکثریت مواقع باعث افزایش خطاهای تصمیم گیری در دولتمردان می شود. به طور نمونه، در به و جود آمدن اکثریت جنگ های قرن بیستم، تصمیم گیری های غلط یک حکومت غیر مردمی، نقش داشته است. جنگ معمولاً راه کاری بسیار پرهزینه برای حل اختلافات است و حکومتهای مردمی حتی الامکان از آن فاصله می گیرند. اشتباه های دولتمردان خود عاملی است که باعث ناپایداری جامعه می شود و این عدم ثبات، باعث افزایش روحیه محافظه کاری افراد جامعه می شود.

 

 

 عدم ثبات در اثر دخالت دول بیگانه

  

 اقتصاد نفتی به دو طریق ثبات در جامعه را تهدید کند. یکی همان نکته قبلی است که منجر به قدرت رسیدن دولت های اقتدارگرا می شود که لزوما پشتوانه مردمی قوی ای ندارند. دوم، علاقه مندی کشورهای خارجی به نفت، منجر به دخالت آنان در امور ایران شده که خود ثبات ایران رابه طور متداوم تهدید می کند. عدم وجود ثبات، خود عاملی است که مردم رو از انجام سرمایه گذاری های بلند مدت پرهیز و به سمت سرمایه گذاری های کوتاه مدت و محافظه کاری های فکری و رفتاری سوق می دهد. یکی از سرمایه گذاری های بلند مدت، سرمایه گذاری های فرهنگی است،ولی وقتی اکثر وقت ملتی، صرف این شود که چگونه بقای خود را تضمین کند، جایی برای سرمایه گذاری های فرهنگی باقی نمی ماند.

یکی از نکات جالبی که از مقایسه ساختمان سازی در ایران با کشورهای مترقی دنیا می توان استنتاج کرد (که البته می تواند ریشه های دیگر هم داشته باشد) ساختمان های کهنسالی است که در این کشورها وجود دارد که بعد از حتی صد سال همچنان پا برجاست در حالی که در ایران کهن ما، شاید چون امنیت خاطر نسبت به آینده وجود ندارد، ساختمان ها برای زمان کوتاه تری ساخته می شود و نتیجه امر این است که ما ساختمان های مسکونی بالای صد سال به ندرت داریم.  مشابه این امر در سرمایه گذاری های فرهنگی هم دیده می شود. کلاً ناحیه خاورمیانه، سالهاست که ثبات آنچنانی ندارد و شروع خیلی از این بی ثباتی ها از زمان اکتشاف نفت در این منطقه بود و حقیقت این است که ثبات، یکی از عوامل اصلی توسعه است.

  

 

جامعه طبقاتی و عدم به قدرت رسیدن نخبگان و ظهور عوام فریبی (پوپولیسم)

 

   فاصله طبقاتی زیاد، همان طور که گفته شد باعث می شود که لایه های اجتماعی به هم، به دید گونه های مختلف نگاه کنند و باعث کاهش تاثیرپذیری لایه ها از هم می شود. در چنین جامعه ای که ارتباط سازنده لایه های مختلف اجتماعی با هم ضعیف است، نخبگان جامعه شانس کم تری برای رسیدن به بالای هرم قدرت دارند. دلیل این امر واضح است، چون مردم دنبال افرادی از جنس خود برای ریاست امورند و نخبگان جامعه از لایه های بسیار بالای اجتماع هستند که رنگ و بویی بسیار متفاوت از عامه جامعه دارند. نتیجه چنین امری تولید عوام فریبی و در کنار آن مهاجرت و یا به حاشیه رانده شدن نخبگان است.

در چنین جامعه ای فرد یا افرادی ازتوده جامعه با اعمالی عامه پسند و در راستای فرهنگ متوسط جامعه، خود را به بالای هرم قدرت می رسانند و برای تامین منافع خود، نخبگان را به حاشیه می رانند. در یک جامعه سالم فاصله لایه های مختلف جامعه از هم آن قدر زیاد نیست که مردم به نخبگان جامعه به دید غریبه نگاه کنند و خود از لحاظ فرهنگی آن قدر ناتوان نیستند که رسیدن نخبگان به صدر جامعه را به نفع خود ندانند. در نتیجه با تنظیم صحیح هرم قدرت، پویایی جامعه چندین برابر می شود. امری که در اکثر کشورهای مترقی دنیا محسوس است و مردم به شدت از دادن امور به نخبگان استقبال می کنند و نخبگان هم امور اجرایی و هم امور نظارتی را در دست می گیرند و ارتباطی کاملاً  دو طرفه پیوسته و ملموس با توده جامعه دارند.

نویسنده:حنیف بیات

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 15:31 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یکم آبان 1386
خطر بیخ گوش ماست: 60% دانشجویان کشور دختر هستند! (4)

در مورد عدم ارتباط جامعه دانشگاهی و جامعه صنعتی کشور که منجر به عدم علاقه پسران به رفتن به دانشگاه و یادگیری علوم بی مصرف در جامعه ایران می شود باید گفت که یک علت بزرگ آن از جانب دانشگاهیان ایران است.

دانشگاههای ایران بخصوص دانشگاههای صنعتی باید هر ترم دروسی را ارائه کنند که بوسیله متخصصین و دست اندرکاران صنعت تدریس شود.

اگر چنین کاری صورت گیرد در درجه اول اعتماد و رابطه متقابل بین دانشگاه و صنعت ایجاد می شود و در ثانی دانشگاهیان از مشکلات و کم و کاست صنایع باخبر میشوند. از طرف دیگر صاحبان صنایع با افراد صاحب نظر در آن حرفه آشنا می شوند که می تواند به پیشرفت و بهبود محصولات آنها منجر شود.

 

اما از همه مهمتر سود آن برای دانشجویان کشور و در نهایت برای صنعت کشوراست. اگر دانشجویان از ابتدا با مراحل عملی کار در رشته تحصیلی خود بوسیله افراد دست اندرکار آشنا شوند دیگر احساس بی مصرفی در مورد دروس خود نخواهند داشت و وقتی که وارد  محل کار می شوند ازهمه جا بی خبر نیستند.

 

مورد مهم دیگر آشنایی صاحبان صنایع با دانشجویان نخبه در آن رشته است که می توانند از آنها دعوت به کار کنند که این هم به نفع آن شرکت است و هم بسیار امیدوار کننده برای دانش آموزان کشور. چون اگر دانش آموز بداند که با  ورود به دانشگاه می تواند با تلاش خود وارد شغلی که در رؤیاهای خود به آن می اندیشید بشود دگر یک لحظه از وقتش را تلف نخواهد کرد.

 

دو مثال در این مورد از ایران در ذهنم دارم که اولی مربوط به دانشکده فیزیک دانشگاه امیرکبیر است و دومی مربوط به دانشگاه کاشان.

دانشکده فیزیک دانشگاه امیرکبیر ارتباطی تنگاتنگ با سازمان انرژی اتمی داشته و دارد. یادم هست که رؤیای دانشجویان گرایش هسته ای آنجا ورود به سازمان انرژی اتمی بود و معمولان هم دانشجویان خوب وارد آنجا میشدند. لذا کافی بود دانشجویان خوب تلاش کنند.

 

سال 1376 به کنفرانسی در دانشگاه کاشان رفته بودم که اتفاقی جالب نظرم را جلب کرد. رئیس دانشگاه کاشان اعلام کرد که دانشکده قالیبافی را تأسیس کردیم که مدرسان اصلی آن قالیبافان حرفه ای و صاحب سبک کاشان است. برای اولین بار احساس کردم که معنی دانشگاه را یک عده خوب درک کرده بودند.

 

دانشگاه یعنی محل تحقیق برای علمی انجام دادن کارهای سنتی.

 

در نوشته بعدی مثال هایی از آمریکا و کانادا خواهم آورد. و از آقا بهزاد و آقا مجید خواهش میکنم نحوه همکاری دانشگاه با صنعت در ژاپن و آلمان را برایمان تشریح کنند.

.... ادامه دارد ...

 

 

نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 20:6 | | لینک به این مطلب