تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
جمعه سی ام شهریور 1386
ریشه یابی مشکلات فرهنگی جوامع ایرانی و ارایه راههای ارتقای فرهنگی و شکوفایی ایران(1)

ازدوست خوبمان آقای حنیف بیات صمیمانه بابت ارسال مطالبی که در پی می آید سپاسگذارم .اول بخاطر محتوا و اندیشه موجود در مطالب و دوم بخاطر آنکه مشکلات ایران و ایرانی هنوز از دغدغه های ایشان میباشد.برای بهره گیری بیشتر،مقاله  در چند هفته ارائه خواهد شد . در صورت تمایل هم میتوانید مستقیما به نشانwww.hanifworld.com   مراجعه فرمایید.

 

 

ریشه یابی مشکلات فرهنگی جوامع ایرانی و ارایه راههای ارتقای فرهنگی و شکوفایی ایران

 

 آنچه باید انجام داد...

 

خلاصه کلام: در ادامه مقاله قبلی، که در باب مشکلات فرهنگی ما ایرانیان بود، در این مقاله، راه حل های خرد و کلان برای بهبود اوضاع فرهنگی ایران، ارایه می شود. در ابتدای مقاله به ریشه های اصلی ایجاد این مشکلات، مانند سلطه های بلند مدت قوم های خارجی و همچنین عواملی که باعث تثبیت این مشکلات شدند، همانند اقتصاد نفتی، پرداخته می شود. در ادامه، راه حل های ریز مقیاس برای مبارزه با این مشکلات ارایه می شود؛ راه حل هایی که از طرف هر فرد، بالاخص روشنفکران جامعه قابلیت اجرا دارد و مشکلات فرهنگی ذکر شده در مقاله قبل را هدف می گیرد و سعی دارد بالاخص با محافظه کاری فکری و ایده آل گرایی غیر عقلانی ما ایرانیان برخورد نماید. در ادامه، راه حل های کلانی که از طرف قدرتمندان جامعه و دولت قابلیت اجرا دارد، ارایه می شود. راه حل هایی که سعی دارد بنیادهای اقتصادی و اجتماعی جامعه را طوری میزان کند که با اصلاح اقتصاد نفتی و در کنار آن با اصلاح ساختارهای فرهنگی، زمینه را برای پویایی جامعه فراهم نماید.

 

 

در ادامه آنچه در مقاله قبل در باب مشکلات فرهنگی ما ایرانیان گفته شد، در این مقاله سعی خواهم کرد راه حل های بلند مدتی برای ارتقا فرهنگی ایرانیان ارایه دهم. پر واضح است که مشکلاتی که خود در طول زمانی بسیار طولانی ایجاد شده است راه حل های سریعی ندارد. راه حل های ارایه شده در دو دسته بزرگ مقیاس و ریزمقیاس تنظیم شده است و بیشتر جامعه ایرانی داخل ایران را در نظر گرفته است؛ چرا که جامعه ایرانی مقیم خارج از کشور در طول  زمانی نه چندان طولانی به جامعه میزبان شباهت بسیار پیدا می کند. منظور از راه حل خرد مقیاس، راه حلی است که از طرف تک تک ما و تا حدی مستقل از میزان قدرت اجتماعی ما، قابلیت اجرا دارد و حوزه محدودی از انسانها را می پوشاند. راه حل بزرگ مقیاس، راه حلی است که از طرف قدرتمندان جامعه و در راس آن دولت قابلیت اجرا دارد، که حوزه تاثیر گذاری آن بالاست. پیش از شروع مطلب نگاهی اجمالی به ریشه های مشکلات فرهنگی می اندازم تا عوامل اصلی ایجاد مشکلات قید شده در مقاله قبلی، آشکار شود. با دانستن ریشه های مشکلات، شهود بهتری برای ارایه راه حل پیدا می کنیم.  در کنار بررسی عوامل اصلی تولید مشکلات، نگاهی هم به عوامل اصلی در تثبیت بسیاری از این خصایص (به وجود آمده در طول تاریخ) می اندازم. عواملی که دانستن آنها هم نقشی اساسی در دانستن آنچه باید کرد، خواهد داشت.

 

 

عوامل اصلی در ایجاد مشکلات فرهنگی

 

 

سلطه قوم خارجی با تمدن پایین تر و منافع متفاوت

 

 

ازدیدگاه من اصلی ترین عامل تولید مشکلات فرهنگی ایرانیان، حملات بسیار گسترده ای بوده است که بر ایران در طول تاریخ  وارد شده است؛ حملاتی که به سلطه قومی بیگانه با منافع متفاوت و تامین اهداف آن قوم برای مدتی طولانی منتهی شده است. مهم ترین این حملات، تهاجم های گسترده تیمور ، مغول و اعراب می باشد که باعث تسلط قوم های جنگ جو و خشن برای مدتی طولانی بر ایران زمین شده است؛ استیلایی که متاسفانه گاه به صدها سال کشیده است. اقوامی که ذکر شد، بنا به شواهد تاریخی از تمدن کاملا پایین تری نسبت به ایرانیان برخورداربوده و نگاهشان به ایران به عنوان یک مستمعره بوده است، که هدفهای بیشتر کوتاه مدت و نه دراز مدت آنان را تامین کند.

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 18:10 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386
خطر بیخ گوش ماست: 60% دانشجویان کشور دختر هستند! (2)
یادم هست که در درس حرفه و فن وقتی به تعریف وسایل فنی می رسیدیم می بایست صدها بار آن را تکرار کنیم تا به خاطر بسپاریم. غافل از اینکه حتی اگر خوب به خاطر می سپردیم باز هم خوب نمی فهمیدیم که آن وسیله چگونه کار می کند چه برسد به فکر در مورد نوآوری در آن زمینه و یا اختراع چیزی جدید در آن زمینه.

اگر اندکی جامعه و مردم ما علمی تر بودند و یا به عبارت دیگه علم را درست تر درک کرده بودند هرگز این مشکل نبود. مگر تهیه یک سری از وسایل مورد نیاز برای یک آزمایشگاه در سطح دوره راهنمایی یا دبیرستان چقدر خرج دارد؟ حتی میشد از وسایل خراب استفاده کرد. میشد از مردم خواست اگر وسایلی دارند که دیگر کار نمی کند را به آزمایشگاه مدارس اهدا کنند.

این یک مثال ساده است برای درک درست مشکل در سطح دانشگاهی، هر چند مدارسی بودند در آن زمان که با پول کلانی که داشتند این وسایل را برای دانش آموزان خود تهیه می کردند ولی مگر چند تا از این مدارس پیدا می شد و یا چند درصد این دانش آموزان وارد دانشگاه و چند درصد انها وارد صنعت بعد از دانشگاه میشدند؟

مهم این است که ما همیشه در کلاسها دنبال نمره بالاتر بودیم. از آن طرف معلم ها هم به انشائی که تعداد سطرهای بیشتری داشت نمره بیشتری میدادند. آیا تا حالا دیدید یا شنیدید که کسی به خاطر طرح یک سوال مهم در مدارس یا دانشگاهها تشویق شود؟ یا به انشاء کوتاهی که حاوی یک نظر مهم باشد بالاترین نمره داده شود؟

خوب چرا اینها را مطرح می کنم؟ به این خاطر که دلایل عدم استقبال پسران از دانشگاههای ما در همین نکات ظریف که از دوران دانش اموزی در ذهن ما مانده است نهفته است.

آیا اگر مدارس ما با روش آموزش خود می توانست علاقه دانش آموزی را در زمینه خاصی برانگیزد طوری که او را دنبال آن بکشاند تا دانشگاه و سپس تا محیط کار ، آیا آن دانش اموز علاقه خود را نسبت به دانشگاه و تحصیل در آن زمینه از دست میداد؟

من شخصا فکر نمی کنم که دانشگاههای ما آنقدر بی خاصیت باشند که دانش آموزان ما برای داشتن آینده بهتر ترجیح دهند اصلا دانشگاه نروند. یا آنقدر پسران این دوران ما آنقدر از دختران در امر رقابت برای دانشگاه ضعیف تر شده باشند که ترجیح دهند اصلا بی خیال رفتن به دانشگاه شوند.

موضوع این است که مدارس ما نتوانستند یک سئوال بزرگ یا یک گمشده بزرگ در ذهن دانش آموزان ما ایجاد کنند.

جالب است که این مشکل هم اکنون در جامعه آمریکا به شدت تحت بررسی است و محققین آموزش و پرورش آمریکا متوجه عقب افتادگی پسران نسبت به دختران شده اند. لذا بلا فاصله تحقیق در این مورد آغاز شده است. اما خوب است بدانیم که مشکل آنها با مشکل ما در ایران یک فرق اساسی دارد که در نوشته بعدی آنرا توضیح خواهم داد.

... ادامه دارد .....
نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 20:44 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386
انتقاد بخش‌خصوصي از ديپلماسي اقتصادي

اگر دوستان مطلب مشابه از دیگر کشورها داشتند ممنون میشوم جهت درج در وبلاگ برای ما ارسال کنند.

انتقاد بخش‌خصوصي از ديپلماسي اقتصادي

تاريخ: 21 شهريور

 

 وزير امور خارجه در نشست صبحانه اتاق تهران:

نه اقتصاد را فداي سياست مي‌كنيم نه سياست را فداي اقتصاد

دنیای اقتصاد- «پاي ديپلماسي تجارت خارجي كشورمان مي‌لنگد». اين جمله‌اي است كه چندي پيش بر زبان يكي از نمايندگان بخش‌خصوصي جاري شد. درحالي‌كه اعضاي اتاق بازرگاني تهران به عنوان نمايندگان بخش‌خصوصي بر اين نظر پاي مي‌فشارند كه ديپلماسي وزارت امورخارجه و رويكرد منوچهر متكي در راس اين وزارتخانه، شفاف نيست، ديروز اين عضو بلندپايه دولت به همراه معاون خود براي تشريح ديپلماسي اقتصادي دولت نهم سر سفره اتاق تهران نشست.

در اين نشست يحيي آل اسحاق، رييس اتاق بازرگاني تهران گفت: توسعه اقتصادي بدون داشتن سياست خارجي و روابط بين‌الملل نمي‌تواند كامل باشد و استفاده از اهرم‌هاي اقتصادي در جهت اهرم‌هاي سياسي نقش عمده‌اي در تقويت هر دو حوزه دارد.

آل‌اسحاق تصريح كرد: رسيدن به اهداف چشم‌انداز و تحقق آن نياز به تعامل در منطقه و جهان دارد و استراتژي توسعه در امنيت كشور موثر است، اين مهم ميسر نمي‌شود مگر با حضور عملي ما در بخش‌هاي مهم اقتصادي كشور، منطقه و جهان.

رييس اتاق بازرگاني تهران حضور ايران در موافقتنامه‌هاي منطقه‌اي تعامل سفارتخانه‌ها با اعضاي اتاق‌هاي بازرگاني و ايجاد روابط نزديك بين فعالان اقتصادي با سفارتخانه‌ها و رايزن‌هاي اقتصادي را ضروري دانست و از سوي اتاق بازرگاني تهران و فعالان اقتصادي كشور اعلام آمادگي كرد كه به عنوان بازوي وزارت امور خارجه در جهت اهداف سياست خارجي كشور، اين وزارتخانه را همراهي كنند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 7:45 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و سوم شهریور 1386
نگاهي بر توسعه مالزي

ماهاتیر محمد به معمار پیشرفت مالزی مشهور است .توصیه میکنم حتما سخنرانی ایشان را مطالعه فرمایید.

سخنراني ماهاتيرمحمد در ايران(21شهریور 86)دنیای اقتصاد

نگاهي بر توسعه مالزي

يكي از چيز‌هايي كه ما وضع كرديم تعامل نزديك دولت و بخش‌خصوصي بود.

اين تعامل به شما اين توانايي را مي‌دهد كه تجارت خيلي راحت انجام بشود و سود آن نيز از طريق ماليات به دولت برگردد.

چندي پيش وزارت تعاون ميزبان دكتر ماهاتيرمحمد نخست‌وزير اسبق مالزي بود. وي در زمان رياست خود، فعاليت‌هايي را براي تحقق توسعه‌ كشور خود انجام داد و نقش بسزايي در اجرايي كردن برنامه 2020 مالزي داشت و از سوي ديگر پروژه‌هايي را براي فقرزدايي و اشتغال عمومي از طريق تثبيت مالكيت و گسترش آن به انجام رساند. سخنراني ذيل، در همايش «چشم‌انداز توسعه» در ايران توسط وي انجام شده است.

وزير محترم تعاون و جناب آقاي بختياري استاندار محترم و اعضاي هيات علمي و دانشگاهيان:

مي‌خواهم از وزارت تعاون تشكر كنم به خاطر دعوت من و فرصتي كه فراهم كردند تا در اين جلسه با جوامع مختلف اصفهان تعامل داشته باشيم و از همديگر چيز ياد بگيريم. ديروز من بازديدي از شهر اصفهان داشتم و آنچه در اين شهر ديدم به من اين شجاعت را مي‌دهد كه باور داشته باشيم كه در كشورهاي اسلامي به خصوص ايران مي‌توانيم به گذشته پر افتخارمان بازگرديم. چيزي كه اينجا ديدم بيش از چيزي است كه در كشور خودم مي‌توانم ببينم، مخصوصا زماني كه در سال 1957 استقلال كسب كرديم. وقتي ما مستقل شديم مالزي كشور تقريبا فقيري بود و درآمد سرانه 200 دلاري داشت، ما فقط صادرات لاستيك و قلع داشتيم و رشد ما در واقع متوقف بود. ما اين شانس‌ را داشتيم كه كشور ما ثبات سياسي داشت و اين به‌رغم آن بود كه مردم مالزي از سه گروه مختلف با يك فرهنگ زبان و مذهب مخصوص به خود تشكيل شده‌اند. ما در مالزي ماليسي‌ها را داريم كه طبق تعريف مسلمانند، تعداد بسيار زيادي چيني داريم كه دينشان بودايي است و همچنين هندي‌ها كه اكثرا هندو هستند، به علاوه شمار زيادي از ساكنان كه مسيحي هستند. به‌نظر مي‌رسد تلفيق اين قوميت‌ها نبايد داراي ثبات باشد اما خوشبختانه اولين نخست‌وزير به‌گونه‌اي توانست اين موافقت را به‌وجود بياورد، او ثروت و دارايي را ميان همه مردم تقسيم كرد و توانست از اين طريق ثباتي خاص در مالزي پديد آورد. ما البته يك كشور دموكراتيك هستيم كه بايد خودمان را به قوانين و مقررات محدود كنيم، به همين دليل ما تضاد و منافع زيادي نداريم به‌جز سال 1969 كه مقداري مخالفت‌هاي قومي داشتيم و از آن واقعه درس‌هايي گرفتيم. در آن واقعه حدود 200 نفر كشته شدند و اموال زيادي از بين رفت.

ما از خودمان سوال كرديم اصلا چه فايده‌اي داشت اين تضادها؟ تصميم گرفتيم به توافق اوليه خودمان يعني تقسيم همه چيز بين مردم و گروه‌هاي مختلف بازگرديم و تعامل كنيم كه در اين صورت است كه رشد مالزي بيش از گذشته خواهد شد . ما در واقع يك دولت ملي داريم و هدفمان خدمت بيشتر و بهتر به مردم و كشور است. براي اين منظور بايد به‌گونه‌اي بتوانيم از دارايي‌هاي خودمان استفاده و براساس داشته‌هايمان رشد كنيم.تصميم گرفتيم صنعتي بشويم اما اين صنعتي شدن چگونه بود، وقتي كه ما تكنولوژي و دانش فني و بازار را نداشتيم. اگر بخواهيم صنعتي بشويم بايد درهاي كشور را روي خارجي‌ها باز كنيم تا آنان در صنايع توليدي كشور ما سرمايه‌گذاري كنند. در واقع هدف، آوردن صنعت به مالزي بود براي توليد و كار. بنابر اين علاقه‌اي نداشتيم كه سرمايه‌گذاران ماليات بدهند و اين فضاي مطلوب سرمايه‌گذاران براي آن بود كه سياست ماليات تاجرپسند ايجاد كنيم، آنها نيز علاقه‌مند شدند. اين اقدام زماني انجام شد كه كشور ما به‌تازگي مستقل شده بود و مي‌خواست از شر خارجي‌ها خلاص شود و صنايع را ملي كند. در عين‌حال اين استقبال خارجي‌ها ما را نگران كرد كه شايد آنان اقتصاد ما را بي‌ثبات كنند. ما در اين زمان برعكس ملي كردن صنايع و شركت‌ها حدود 60درصد سهام شركت‌هاي ثبت شده را به خارجي‌ها واگذار كرديم و به آنها گفتيم كه بايد كاري كنند كه ما قادر به انجام آن نبوديم. در واقع آنان بايد صنعت توليد كار را پايه‌گذاري مي‌كردند كه پذيرفتند. در حال حاضر مالزي نيازمند نيروي كار خارجي است. از 27ميليون جمعيت مالزي حدود دو ميليون نفر كارگران خارجي هستند و نيازمان هم تا حدودي تامين است. با ورود صنايع جديد، آموزش آن نيز آغاز شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:19 | | لینک به این مطلب
جمعه شانزدهم شهریور 1386
بیکارماندن عار و ننگ ندارد !

در فرهنگ ایرانی بیکارماندن عاروننگ  ندارد !

چند ماه پیش  شهرداری تهران برای حمایت از اشتغال ایرانیان استفاده از کارگران غیر ایرانی را برای پیمانکاران خود ممنوع ساخت .اما در عین ناباوری کارگران ایرانی حاضر شدند بیکار بمانند اما به انجام کارهایی چون جمع آوری زباله نپردازند.متاسفانه از دید ایرانی ها این دسته مشاغل دون شان آنهاست ! اما بیکارماندن زشت نیست وعار و ننگی هم ندارد!بعد از این اتفاق مجددا استفاده از کارگران غیر ایرانی آغاز شد.

 

خبر ذیل مربوط به استان سیستان و سال 85 است اما فکر میکنم خبری بروز و ملی باشد.مشکل هم بیشتر از آنکه مربوط به افغانیها باشد از داخل ایران نشات گرفته است.

 

حضور اتباع افغان بر فرهنگ کار در سیستان‌وبلوچستان تاثیر گذاشته است

مدیرکل اداره کار و امور اجتماعی سیستان و بلوچستان گفت: حضور اتباع افغان فرهنگ کار را در این استان دستخوش تغییر کرده است. حضور اتباع افغان بر فرهنگ کار در سیستان‌وبلوچستان تاثیر گذاشته است

 

اسماعیل ریگی روز دوشنبه در نخستین نشست توجیهی طرح ساماندهی وضعیت اشتغال اتباع خارجی غیرمجاز با همکاری بسیج مردمی افزود: مشاغلی از جمله حفر چاه، تخلیه و بارگیری، مرغداری و دامداری که در گذشته توسط مردم انجام می‌شد امروز به سبب سختی و پست شمردن از سوی جوانان بومی استان کار نمی‌شود.

 

وی بیشتر ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی را ناشی از فقر دانست و اظهار داشت: حضور اتباع خارجی و اشغال فرصتهای شغلی توسط آنان در روند رو به رشد بیکاری جوانان استان تاثیر بسزایی داشته است.

 

مدیرکل اداره کار و امور اجتماعی سیستان و بلوچستان گفت: بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی از جمله مشکلات بهداشتی، روانی و انتقال بیماریهای واگیردار، شرارت و ناامنی به واسطه تردد افراد خارجی غیرمجاز به کشور صورت می‌گیرد.

 

وی تصریح کرد: آمارها نشان می‌دهد که در ? 24?درصد از جرایم سیستان و بلوچستان حضور اتباع بیگانه مشهود است.

 

او ادامه داد: با توجه به توانمندیهای زیاد سیستان و بلوچستان در بخشهای مختلف، عواملی از جمله جوان بودن جمعیت، درصد زیاد بیکاری، خشکسالی، وجود شغلهای کاذب، درصد بالای بیسوادی و پایین بودن سطح مهارت بیکاران از جمله موانع توسعه این استان بشمار می‌رود.

 

حدود  20درصد از جمعیت دو میلیون و  200هزار نفری سیستان و بلوچستان بیکار هستند.

  

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 10:22 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هفتم شهریور 1386
بين‌التعطيلين و تنبلي اجتماعي (ماخذ سایت بازتاب)

دکتر محمدرضا جوادي يگانه

*استادیار جامعه شناسی دانشگاه تهران

info@mrjavadi.com

 

زماني درباره اداره‌اي بررسي كرده بودند كه اگر حقوق كاركنان آن، ماه به ماه به حسابشان ريخته شود و كاركنان اصلا سر كار نيايند، سودش براي اداره بيشتر خواهد بود و چنين استدلال مي‌كردند كه كاركنان وقتي به سر كار مي‌آيند، نياز به سرويس اياب و ذهاب، نظافت اتاق‌ها،‏ آبدارخانه، ناهار و ناهارخوري، روزنامه براي مطالعه، زمين بازي، اضافه كار و دفتر بررسي شكايات، و... دارند، اما وقتي اصلا به اداره نيايند، هيچ كدام از اين هزينه‌هاي اضافي بر گردن اداره نمي افتد و البته فرض اساسي هم اين است كه در آن اداره، كاري انجام نمي شود.

 

به ظاهر تعطيلي بين التعطيلين هم در ايران چنين وضعيتي دارد. پيش فرض در باب اين تعطيلي، اين است كه پنجشنبه‌اي كه پيش و پس از آن تعطيل است، كار چشمگيري انجام نمي شود و تعطيل كردن آن، فرصتي به مردم مي‌دهد تا تمدد اعصابي كنند و مسافرتي بروند و... .

 

اما نفس چنين تعطيلي، اين واقعيت را افشا مي‌كند كه كار اداري در ايران، با بهره وري بسيار پايين انجام مي‌شود و منظور از كار اداري، آن است كه اين تعطيلي، بيشتر نهادهاي رسمي را در بر مي‌گيرد و نه اصناف را. اصناف اگر برايشان سود داشه باشد، جمعه‌ها هم كار مي‌كنند، اما ادارات دولتي و شركت‌هاي خصوصي از اين تعطيلي بهره مند مي‌شوند و از آنجا كه اعتراض جدي عليه اين تعطيلي‌ها نيست، رضايت خاطر عمومي (هم از سوي مديران و كارفرمايان و هم از سوي كارمندان) برقرار است و آنچه در اين ميانه زيان مي‌بيند، نفع عمومي و پيشرفت ايران است.

 

چرا بايد بين دو تعطيلي را تعطيل كرد و چه فوايدي بر آن مترتب است؟ اگر بنا به آساني مسافرت مردم باشد، كه مردم از مدتي قبل براي مسافرت برنامه ريزي كرده، بليت خريده و تدارك سفر ديده اند. منطقي براي استراحت هم نيست. چون ظاهرا كار اداري روال منظمي دارد كه در آن، ميزان مرخصي سالانه هر فرد مشخص شده است. تعطيلات هفتگي نيز براي استراحت هفتگي موجود است.

 

برای همين اين نوع از تعطيلي، دقيقا صورتي از «تنبلي اجتماعي» است كه از قضا، رهبر انقلاب در آغاز سال، آن را به عنوان دشمن دروني ايرانيان گفتند. مبناي چنين تعطيلي، تنها مي‌تواند نداشتن انگيزه براي كار از سوي زيردستان و نداشتن نياز به كار از سوي كارفرمايان باشد؛ يعني كسالت و رخوت و سستي و تمايل نداشتن به انجام كار منظم و قابل پيش بيني و برنامه ريزي شده.

 

سواي تعطيلات طولاني آغاز سال،‏ بيشتر تعطيلات در ايران، مبناي ديني يا انقلابي دارند (مانند 14 و 15 خرداد و 22 بهمن). اين تعطيلات هر چند منظم نيستند، از آنجا كه مي‌توان دقيقا دانست در چه روزي هستند، از مدت‌ها قبل (و حتي سال پيش از آن) مي‌توان براي آنها برنامه ريزي كرد. حتي نبود قطعيت در رويت هلال ماه شوال نيز با ماه‌هاي بعد جبران مي‌شود. از اين رو، اين نوع از تعطيلات نسبتا منظم هستند، اما تعطيلات بين التعطيلين، كاملا نامنظم است و روالي اتفاقي و بستگي به صلاحديد هيئت دولت دارد و البته پديده تازه (و متعلق به دولت نهم) هم نيست. اتفاقي بودن و نامنظم بودن مسأله‏، امكان برنامه ريزي را مي‌گيرد و به آن رخوت و تنبلي دامن مي‌زند.

 

تكرار تعصيلي‌هايي از اين دست، اين مسأله را ايجاد مي‌كند كه وقتي لطفي دایم شد، به صورت انتظار از سوي لطف شونده و تكليفي براي لطف كننده درمي آيد؛ يعني وقتي تقريبا بيشتر بين التعطيلين‌ها تعطيل شد، مردم (دانش آموزان و خانواده‌هاي آنان و كارمندان) متوقع تعطيلي‌هاي بعدي هم خواهند شد و تغيير آن رويه دشوارتر خواهد شد.

 

نكته آخر اين كه از آنجا كه بسياري از تعطيلات در ايران، مبناي ديني و انقلابي دارند، شايد يكي از دلايل اين تعطيلي‌ها، ترغيب و تحبيب قلوب به سمت مسائل ديني باشد. در اطلاعيه هيأت دولت، علت تعطيلي پنجشنبه اين هفته، تسهيل حضور گسترده اقشار مردم در جشن‌هاي نيمه شعبان ذكر شده است. اين نوع پيوند زدن تعطيلي‌هاي نامنظم و اتفاقي به مناسبت‌هاي مذهبي، اين آسيب ناخواسته را هم در پي دارد كه علت تنبلي و از زير كار شانه خالي كردن، دين قلمداد خواهد شد. همچنان كه هم اکنون نیز علت زياد بودن تعطيلات در ايران را مناسبت‌هاي مذهبي مي‌دانند و اين نتيجه‌اي است كه مد نظر دنبال كنندگان آن نيست.

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 7:55 | | لینک به این مطلب
جمعه دوم شهریور 1386
فرهنگ، سياست و زندگي در ژاپن

  ارتباطات - كيوتو - دكتر يونس شكرخواه:

گفتگو با دكتر جيمز باكستر متخصص تاريخ نوين ژاپن در موسسه بين المللي مطالعات فرهنگي ژاپن.

شما سال‌هاست كه در باره ژاپن مطالعه و تحقيق مي‌كنيد. چه نكته‌اي چنين باعث جلب توجه شما نسبت به ژاپن شده است؟

در سال 1968 مطالعه رسمي خود را درباره ژاپن آغاز كردم. پيش از آن در سال 1963 براي اولين بار، و به همراه يك گروه دانش‌آموزي به ژاپن آمده بودم؛ در آستانه بيستمين سالگرد پايان جنگ جهاني دوم و درست پيش از بازيهاي المپيك توكيو. گرچه زمان بسيار كوتاه بود، ولي به شدت تحت تاثير هدفمند بودن و پويايي كشور ژاپن قرار گرفتم. آن زمان آغاز دوره  به اصطلاح ترقي در ژاپن بود و ژاپني‌ها خود را در قالب براي پيوستن دوباره  به جامعه بين المللي، پس از دوران طولاني انزوا پس از جنگ جهاني،  آماده مي‌كردند.

سپس براي دو سال به كره رفتم و سرانجام در سال 1968 مطالعات خود را درباره ژاپن آغاز كردم. در آن زمان، اقتصاد ژاپن بسيار خوب و درست در ميانه دوران پيشرفت خود بود، هر چند مدرن ژاپن نزد كشورهاي غيراروپايي ها و كشورهاي آمريكاي شمالي بسيار عجيب مي‌نمود. در واقع عاملي كه مرا به مطالعه ‍‍ژاپن جلب كرد، همين روند مدرن شدن ژاپن بود.

 

دو سال هم در كره جنوبي زندگي كرده‌ايد. جامعه كره را چگونه ديديد؟

كره جنوبي سال 1968 هم شباهتي به كره‌اي كه امروز مي‌شناسيم نداشت و دوران بازسازي پس از جنگ را از سر مي‌گذراند. گرچه آن روزها كره شمالي از نظر اقتصادي بسيار پيشرفته تر از كره جنوبي بود، اما آن‌ها هم به سرعت در حال پيشرفت و مدرن شدن بودند.

در مجموع به خاطر تجربه شخصي‌ام تجربه مدرن شدن ژاپن بيشتر مرا مجذوب خود كرد.ژاپن واقعا پديده‌اي منحصر به فرد بود و بي‌دليل نيست كه از آن زمان بسياري كشورها، همچون تايوان و سنگاپور و كشورهاي آسياي جنوب شرقي، پيشرفت اقتصادي و مدرن شدن ژاپن و غرب را الگوي خود قرار دادند.

الان هم به نظرتان منحصر به فرد است؟

بله هنوز هم. در واقع به لحاظ سرعت پيشرفت، ژاپن واقعا با كشورهاي ديگر متفاوت و بيشترشبيه غرب است.

به نظر شما چه عاملي باعث تمايز ژاپن از بقيه كشورهاي آسيايي شده و دليل پويايي آن چيست؟

مسلما دليل آن بسيار پيچيده است. برخي پشتكار ژاپني‌ها را دليل مي‌دانند و بعضي نظام اقتصادي، سياسي و اجتماعي ژاپن قبل از مدرن شدن. به باور اينان، بسياري از ارزش‌ها در ژاپن هممواره در جايگاه واقعي خود قرار داشتند، مثل ارزشهاي زمان توكوگاوا در ژاپن. در واقع، سطح سواد و تحصيلات، اقتصاد ژاپن را به طرز غير معمولي براي پيشرفت آماده كرد.

همان‌طور كه مي‌دانيد در اوايل قرن 19، متوسط طول عمر و استانداردهاي زندگي در ژاپن تفاوت چنداني با كشورهاي اروپايي نداشت و به‌هيچ‌وجه از آنها بدتر نبود. مي‌خواهم بگويم ژاپن پيش از قرن 19هم كشور واقعا پيشرفته اي محسوب مي شد و شرايط امروزين ادامه شرايط جامعه آن زمان و پيشرفت است.

اما پس از سال 1868 تغييرات در ژاپن رخ داد. بعضي از اين تغييرات مربوط به ماهيت رهبري ژاپن و نگرش آن نسبت به بحران و واكنش به آن بود. ژاپني‌ها نظاره گر شكست چين در برابر غربي‌ها بودند كه نتيجه‌اش از دست رفتن مقدار زيادي از قدرت و خودمختاري آن كشور شد. همچنين چيني‌ها كنترل خود را نظام صادرات و واردات، سيستم تعرفه گمركي و حتي مناطقي همچون هنگ‌كنگ و بنادر تجاري از دست دادند. رهبران ژاپن نظاره گر استعمار آسياي جنوب شرقي به دست غربي‌ها هم بودند و مي‌كوشيدند خود را از اين آسيب‌ها در امان نگه دارند. به همين خاطر به سرعت و هدفمند، تغيير را در جامعه و سيستم اداره كشور را نهادينه كردند. خلاصه كنم، رويكرد رهبري ‍ ژاپن به بحران، و پاسخ آن به بحران موتور پيشرفت ژاپن است.

اگر بخواهيد خصوصيات اصلي مردم ژاپن را نام ببريد چه مي‌گوييد؟

اين هم سئوال پيچيده‌اي است. در تمام سال‌هايي كه در ژاپن بوده ام به اين سؤال فكر كرده و هميشه توضيح خصوصيات ملي ژاپني‌ها برايم بسيار دشواري بوده است. اجازه بدهيد به نكته‌هايي كه پيش از اين اشاره كردم، برگردم. هدفمندي و معطوف به هدف بودن در ميان ژاپني‌ها بسيار رايج است. معمولا مردم از تمايل به عضويت در گروه‌هاي مختلف صحبت مي كنند و به كار گروهي و هدف گروهي بيش از كار كردن به‌صورت انفراداي اهميت مي‌دهند. البته، طبعا استثناء هم در اين مورد وجود دارد. شما در ميان مردم ژاپن شاهد دورانديشي هستيد كه از تجربيات تاريخي آن‌ها  نشات مي‌گيرد و آن‌ها را به كار گروهي تشويق مي‌كند. بي‌جهت نيست كه در مقايسه با جوامع اروپايي و امريكايي شمالي، تشكيل يك گروه بر مبناي هدفي خاص در ژاپن و بالطبع رسيدن به آن هدف آسان‌تر است. مقصودم اين نيست كه شركت‌هايي ژاپني با شركت‌هاي آمريكايي و اروپايي تفاوت ويژه‌اي دارند، نه، كاركرد آن‌ها شبيه به يكديگر است، مقصودم آسان بودن فرايند همكاري براي يك شركت و گروه است.

اما وقتي شما با كاركنان يك شركت در ژاپن مواجه مي‌شويد احساس مي‌كنيد كه آن‌ها خيلي به كارشان متعهد و وقف آن هستند. آن‌قدر كه تا حدودي اغراق در آن مي‌بينيد.

برداشت‌شان، دست‌كم در نگاه اول، درست است. بخشي از رفتاري كه ژاپني‌ها نسبت به سازمان ويا شركت خود بروز مي‌دهند يك عادت اجتماعي و تاريخي است .اما وقتي بيشتر با افراد تعامل مي‌كنيد به پيچيدگي‌هاي بيشتري پي مي‌بريد و درمي‌يابيد به لحاظ تعلق سازماني تفاوت چنداني نسبت به كاركنان اروپايي و آمريكايي ندارند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:39 | | لینک به این مطلب
جمعه دوم شهریور 1386
همگرایی

همگرایی در ایران

امسال درایران  مجموعه اتفاقات جالبی در حال وقوع است .برای نمونه در مجلس صحبتهایی از بازگرداندن مجسمه های شیر و خورشید به سر در ساختمان مجلس در بهارستان شده است یا در نقد فیلم 300 ، خشایارشا نه تنها متهم به پست و پلید بودن نشد حتی مورد تعریف و تمجید قرار گرفت. در مصاحبه های پخش شده از تلویزیون چهره خانمهایی دیده میشود که قبلا بخاطر نوع حجابشان امکان پخش شدنشان نبود و یا در یادواره دکتر شریعتی هم سخنران سعی کرد بجای انتقاد از برخی نظرات دکتر(همچون سالهای گذشته) به عقاید مشترک که زیاد هم بودند توجه خاص نماید.

این حرکات  اگر ادامه یابد نهایتا  باعث همگرایی جامعه ایرانی میشود.تا پیش از این در ایران هر گروهی به علت اندکی تفاوت در دیدگاه  خود را کاملا مجزا و جداحس میکرد ومتاسفانه غالبا  بدون توجه به حجم بالای اشتراکات ،انگشت بر چند مورد اندک اختلاف گذاشته میشد. تحمل کنار آمدن با عقاید مخالف را  به فال نیک میگیریم و امیدواریم جامعه ایرانی بیش از پیش به سمت همدلی و همگرایی رفته و با تساهل و تسامح بتواند اختلافات عقیدتی و رفتاری  یکدیگر را تحمل نماید.باشد که از این طریق از کل توان ایرانیان برای پیشرفت کشور استفاده شود.

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:33 | | لینک به این مطلب