تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
شنبه سی ام تیر 1386
شتاب !

این متن را امروز از یک ایمیل گرفتم.نویسنده متن مشخص نیست, پیام اما گویاست......

 

 

١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است.  اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization)  باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000  کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود  78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى سوئد هستند.

اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.

روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم:  آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟

او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟

ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.


اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (
Slow Food). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنند امّا از آمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.

 

البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.


بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.


بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم.


همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.


به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک مي‌گوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها مي‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!

 

نوشته شده توسط مجید در 17:19 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و دوم تیر 1386
این دوبی نازنین!

این دوبی نازنین !

رسانه های ایران اخبار گوناگونی  در باره  کشور امارات و بخصوص امیر نشین دوبی پخش میکنند.اخباری چون "فرار سرمایه ها از ایران به امارات"  و"قاچاق کالا از دبی به ایران" و "سفر تعداد زیادی ایرانی به امارات برای دیدن یکی از فیلمهای روز دنیا"  و" تاسیس دفاتر و نمایندگی های شرکتهای بزرگ  بین المللی  در دبی" و "رشد روز افزون هواپیمایی امارات" و "سیل کالاهای صادرات مجدد از امارات به ایران"و....

 

اخباری از این دست معمولا در ایران مورد استقبال قرار نمیگیرد.چرا؟ شاید بخاطر حسادت است و اینکه بندر دوبی از بنادر ایران پویا ترشده است، شاید هم بخاطر نگرانی  از رشد روز افزون امارات و احتمال پرقدرت تر شدن مدعی جزایر ایرانی باشد،شاید هم علل دیگری دارد. اما نکته ای که در مجموعه اخبار و نقدها متاسفانه به آن اشاره ای نمیشود فرصتهای پدید آمده برای  ایران از رشد اقتصادی امارات است!

 

مجموعه امیرنشینهای امارات اگر صرفا به درآمدهای نفتی خود تکیه میکردند در بهترین حالت به یک کویت دیگر تبدیل میشدند.یعنی کشوری ثروتمند با اقتصاد تک محصولی .سالهای سال است کویت به همین صورت اداره میشود و تاثیر اندکی توانسته براقتصاد  منطقه بگذارد (تاثیر در این حد که تعدادی کارگر از کشورهای منطقه از جمله ایران در آنجا برای خود شغلی یافته اند).اما  امارات و به ویژه امیرنشین دوبی (به رهبری خاندان آل مکتوم) راه دیگری را در پیش گرفتند . آنها با تیز هوشی تلاش کردند در دام ثروتهای نفتی خود نیفتند .کوشش نمودند بخشهای مختلف اقتصاد خود را فعال نمایند .تا جاییکه اگر نفت هم اکنون از اقتصاد دوبی حذف شود مشکلی چندانی برای آنها روی نمیدهد.

 

هم اکنون مرکز یکی از بهترین خطوط هوایی دنیا در امارات قرار دارد .هتل های بزرگی در این کشور ساخته شده است و اکثر شرکتها  بین المللی در این کشور دفتری تاسیس نموده اند . دوبی در مسیر  اروپا به آسیای شرقی برای خود اعتباری همچون سنگاپور و هنگ کنگ کسب کرده است و به این ترتیب مقصد بسیاری از سرمایه گذاران و بازرگانان شده است .

 

 اما این پیشرفتها چه فایده ای برای ایران دارند؟

از مجموعه 7 کشور صنعتی 4تای آنها در اروپا قرار دارد.باقی کشورهای این قاره اگر پیشرفته نباشند دستکم عقب مانده هم نیستند. بر عکس میبینید  در افریقا همه کشورها جهان سومی هستند و هیچ کشور پیشرفته ای هم در میان آنها نیست. این مطالب از آن جهت قابل تعمق هستند که متوجه شویم  عموما پیشرفت ها یا پسرفت ها را بصورت منطقه ای رخ میدهند.یعنی در منطقه اروپا کشورها  همه در جریان پیشرفت قرار گرفته اند. حال بعضی در این روند موفق تر(مثل آلمان و انگلیس) و برخی ناموفق تر (مثل فنلاند ، ایرلند،اسلواکی یا بلغارستان) بوده اند.اما  در هر صورت از جهان سومی بودن نجات پیدا کرده اند.یادمان هم نرود در قرون وسطی  مجموعه کشورهای اروپایی عقب مانده و ضعیف بودند نه تنها یکی دو کشور.

 

دوران شکوفایی ایران هم در تاریخ  شامل دورانی است که مجموعه منطقه حال و روز خوبی داشته است.در دوران شکوفایی ایران میبینیم رونق اقتصادی و علمی بر نواحی مصر،عراق عرب و عراق عجم ،خراسان بزرگ و ماورا النهر حاکم بوده است.

با این مقدمه طولانی درمورد امارات نیز نهایتا به این موضوع میرسیم که حرکت و ترقی این کشور برای منطقه از جمله ایران بسیار مفید و سازنده خواهد بود.برای رفتن به هر گوشه ای از دنیا بجای سفر پرهزینه اروپا کافیست به امارات بروید.برای خرید یا فروش هر کالایی هم  باز  کافیست به امارات بروید.

 

پیشرفت کشوری چون مالزی  که تا 30 سال پیش برای غالب ایرانیان ناشناخته بود بخاطر بعد جغرافیایی و فرهنگی چندان تاثیری بر فکر ما ایرانیها نداشت اما دوبی چیز دیگریست!هنوز هم برای بسیاری از ایرانیان شگفت انگیز است که چگونه بندر کوچک و بی رونق دوبی اینچنین پرآوازه شد.بخصوص وقتی که مدیران دولتی و خصوصی چند سال یک بار به دوبی سفری میکنند از رشد وتغییرات سریع این بندرمتحیر میشوند. خوشبختانه این تحیر و تعجب برای ایران بسیار مفید است.چراکه همانند سوزن یا نیشتری مرتب ایرانیان را تحریک و بیدار میکند. مدیران ایرانی به عینه میبینند چگونه شهری کوچک و عقب مانده در همسایگی ایران با برنامه ریزی،تسهیل سرمایه گذاری ،رفع قوانین پیچیده و نظم و آینده نگری تصمیم گیرندگانش توانست حداقل از بعد اقتصادی و بازرگانی تبدیل به شهری بزرگ و پررونق شودو به الگویی در این زمینه تبدیل گردد و مرتب این جمله در ذهن ایرانیها  خودنمایی میکند که" ما هم میتوانیم اگر بخواهیم و اگر تلاش کنیم، از امارات که کمتر نیستیم".

 

اما اگر شما نظریه پیشرفت بصورت منطقه ای را قبول نداشته باشید و به همین ترتیب تاثیرگذاروتحریک کننده بودن پیشرفت  دوبی برای ایرانیان را نپذیرید دستکم قبول میکنید همسایه امارات بودن از همسایه افغانستان بودن بهتر است .برای نمونه حتی اگر فقط نکات منفی را ببینیم از امارات قطعات کامپیوتر و پارچه به ایران قاچاق میشود که صد البته قابل قبول تراست ازمواد مخدر و اسلحه که از افغانستان به ایران قاچاق میشود!

دوبی!

 

 

اینهم تهران

 

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 17:40 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هفدهم تیر 1386
فرار مغزها ، مغزهای فراری یا برگشت متخصصین؟(4 و آخر)
وضعیت ایران هم مشابه چین آن زمان است. ایران از نظر علمی نه آنقدر پیشرفته است که نیازی به آموختن از کشورهای پیشرفته تر نداشته باشد و نه آنقدر از جامعه علمی دنیا عقب است که اگر اطلاعات علمی در مورد محصول خاصی به محققین کشور برسد نتوانند آنرا خودشان تولید کنند.

اعزام دانشجو با توجه به مشکلات و بار مالی آن دیگر یک طرح خوش بازده نیست. همانطور که اگر نگاهی به کشورهای نسبتا پیشرفته تر بیاندازیم می بینیم آنها دیگر چنین کاری نمی کنند.

از طرفی اکنون آمریکا و اروپا به دانشجویان بورسیه به چشم دیگری نگاه می کنند و امکان ورود آنها به آزمایشگاهها و تحقیقات سطح بالا ( High Tec ) را محدود میکنند. (به مصوبه سال قبل کنگره آمریکا در مورد دانشجویان چینی و ایرانی مراجعه شود.) و با توجه به اینکه اکنون ایران در بعضی موارد به تحقیقات سطح بالا نزدیک شده است سختگیری برای دانشجویان ایرانی و چینی به مراتب بیشتر از سایر کشورهاست.

لذا بهترین کاری که ایران میتواند انجام دهد کمک غیر مستقیم به دانشجویانی است که قصد تحمل مشکلات عدیده و رفتن به کشورهای دیگر جهت ادامه تحصیل دارند.

اما نکته مهم چگونگی استفاده از دانش این افراد در ایران است. آنهم کافی است سالی یکبار از این افراد خواسته شود به ایران بیایند و به دور از هیاهو یک دوره آموزش عملی ( Work Shop ) برای دانشجویان و اساتید علاقمند داشته باشند. تازه این افراد میتوانند با خانواده های خود نیز دیداری تازه کنند. بر اساس این آموزش به آسانی می توان همپای مراکز تحقیقاتی دنیا حرکت کرد اگر نتوان از آنها در مواردی جلو زد.

من طی صحبتهایی که با بسیاری از محققین در آمریکا ، کانادا و اروپا داشتم دریافتم که آنها بدون هیچ چشمداشتی آماده خدمت در چنین دوره های آموزشی در ایران هستند ولی به دو شرط: 1. برنامه Work Shop در ایران منظم باشد طوری که آمدن به ایران تنها اتلاف وقت نباشد. 2. مسئله بلیط هواپیما برای آنها حل شده باشد طوری که به برنامه های دیگر آنها لطمه وارد دشود.


نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 2:8 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386
کوتاه ولی...
مجله مدیریت فروش, ویژه شرکت ها -چاپ آلمان

1. میزان رضایت از کار در آلمان 75 درصد است.
2. 70 درصد از کارمندان علاقه ای به تغییر شغل خود ندارند.
3. در آلمان فقط 35 درصد کارمندان تقاضای اضافه کار میکنند.

اول مقایسه بعد کمی فکر کنید!
نوشته شده توسط مجید در 18:50 | | لینک به این مطلب
جمعه هشتم تیر 1386
محصولات تلویزیونی

دو سریال پرستاران و جواهری در قصر که به ترتیب محصول استرالیا و کره جنوبی هستند در ایران طرفداران زیادی دارند . اما بجز انبوه بیننده ها این دو سریال یک وجه تشابه دیگر هم دارند و آن کم خرج بودن آنهاست . بیشتر صحنه ها در سه،چهار اتاق فیلم برداری شده است .جواهری در قصر که شاید نوعی سریال تاریخی باشد بر خلاف نمونه های ایرانی فاقد دکورهای عظیم و انبوه سیاهی لشکر است.از نیروی دریایی صحبت میشود اما بیننده شناوری بزرگتر از قایق نمیبیند! آقای عالیجناب هم تنها در یک اتاق بزرگ اما ساده نمایش داده میشود.این دو سریال بجز ایران توسط  کشورهای زیاد دیگری خریداری شده اند.اما کدام سریال ایرانی است که بطور مشابه توسط کشورهای متعدد خریداری شده باشد ؟تقریبا هیچ!

 

در ایران برخی برای جذاب کردن سریال بخشهایی از آن را در خارج از کشور تهیه میکننند ،بعضی هم به سراغ انبوه بازیگران و نابازیگران میروند اما مطالب بالانشان میدهد ارتباط مستقیمی بین تعداد بیننده ها و هزینه ها ساخت یک سریال نیست ونباید کارگردانان و تهیه کنندگان سریالها کمبود امکانات را (مانند ذهنیت اکثر ما ایرانی ها) مشکل اصلی خود بدانند.

 

جامعه ایرانی جاذبه های زیادی برای غیر ایرانیان دارد .اما لازمه تولید محصولی که بتواند از شبکه های خارجی هم پخش شود خارج شدن از ذهنیت  صرفا "برای ایرانی" است چراکه همانند تولیدات صنعتی ،یک محصول فرهنگی نیز باید توان رقابت با رقبای خارجی  خود را داشته باشد . در ایران شاید بینندگان مجبور به انتخاب یک سریال باشند اما خارج از مرزها همه میدانیم محیط کاملا متفاوت است.

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:19 | | لینک به این مطلب
جمعه یکم تیر 1386
به بهانه کنکور در ایران

ماخذ:سایت گل آقا

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:16 | | لینک به این مطلب
جمعه یکم تیر 1386
مديران چقدر كار مي‌كنند؟

مديران ايراني چقدر كار مي‌كنند؟(ماخذ همشهری آنلاین)

رفتارها - گروه دانش:

نتايج تحقيقات موسسه حسابرسي ‌گرنت تورنتورن كه يك شركت معتبر حسابرسي و تحقيقاتي با شهرت جهاني است، نشان داده است مديران شرکت‌هاي اروپايي از همتايان خود در ساير کشورهاي جهان کمتر کار مي‌کنند.

 

البته اين مطالعه تنها بر مبناي ساعات حضور افراد در محل كار و همين‌طور ساعت‌هايي كه براي ماموريت‌هاي اداري خارج از دفتر كار صرف مي‌شود، انجام شده و مثلا ساعت‌هايي كه يك مدير ممكن است موقع صرف شام، در كنار خانواده يا حتي در رختخواب به مسائل كاري‌اش فكر كند، در نظر گرفته نشده است.

خبرگزاري  فرانسه از پاريس اين گزارش را منتشر كرده و بر اساس آن، مديران شرکت‌هاي ‌اروپايي با 50 ساعت کار در هفته در مقايسه با حد متوسط جهاني کارکرد مديران که 53 ساعت است کمتر کار مي‌کنند.

 

موسسه ‌گرنت تورنتورن كاركرد متوسط مديران در كشورهاي مختلف را اين‌طور گزارش كرده است: ‌مديران شرکت‌هاي ايتاليايي به طور متوسط در هفته 47 ساعت کار مي‌کنند. اين عدد براي مديران شرکت‌هاي سوئدي، هلندي ايرلندي و اسپانيايي 48 ساعت، مديران انگليسي 49 ساعت و فرانسوي‌ها 50 ساعت است.

اين درحالي است كه ‌مديران شرکت‌هاي آلماني با 52 ساعت کار در هفته از حد متوسط اروپايي بيشتر کار مي‌کنند‌ و مديران شرکت‌هاي هندي و آرژانتيني به طور متوسط با 57 ساعت کار در هفته بيشتر از همه مديران شرکتها در جهان کار مي‌کنند. پس از آن‌ها مديران ارمنستاني‌، بوتسوانايي و استراليايي با 56 ساعت کار درهفته ‌در رده دوم قرار دارند.

 

اما در آسيا وضع چه‌طور است؟ ‌متوسط کارکرد مديران در کشورهاي جنوب شرق آسيا 53 ساعت است که يک ساعت از متوسط کارکرد مديران شرکت‌هاي کشورهاي امريکاي شمالي کمتر است‌. مديران چيني 54 ساعت درهفته در دفتر کار خود حضور دارند‌ كه يك ساعت از ‌مديران امريکايي با 55 ساعت كار كمتراست.

اين موسسه در خصوص ميزان اضطراب مديران شرکت‌ها هم تحقيقاتي کرده است. ‌بر اساس اين تحقيقات رابطه مستقيمي‌ميان زمان اختصاص يافته به کار و رشد اقتصادي کشورها وجود دارد. 56 درصد مديران شرکت‌هاي همه کشورهاي جهان در مقايسه با سال گذشته اضطراب بيشتري دارند.

 

‌بر اساس اين گزارش در چين 84 درصد، در هند 79 درصد و در روسيه 76 درصد مديران احساس اضطراب دارند‌. در عوض اين رقم در کشورهاي سوئد و فرانسه به ترتيب 27 و 37 درصد است.

در اين مطالعه 7 هزار و 200 مدير از 32 کشور جهان شركت داشته اند.

بد نيست بدانيد شبيه‌ترين تحقيقي كه در اين مورد در ايران انجام شده،‌ مطالعه‌اي است در مورد ماهيت كار مديران ايراني كه دكتر فريبا لطيفي نتايج آن را در دومين كنفرانس بين المللي مديريت ارائه كرد. اين بررسي براساس روش تحقيق مينتزبرگ توسط 5 مدير به مدت يك هفته به روش مشاهده سايه به سايه انجام شد.

جدول زير جزئيات كار مديران ايراني با متوسط كار روزانه 8 ساعت و 6 دقيقه را در مقايسه با مديران امريكايي، ژاپني و هندي بر حسب درصد نشان مي‌دهد:

 

کشور

کار روی میز

تلفن

جلسات برنامه ریزی شده

جلسات برنامه ریزی نشده

گشت

ایران

13

16

23

17

3

هند

16

10

17

32

4

آمریکا

32

6

59

10

3

ژاپن

34

1

59

6

10

 

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 7:11 | | لینک به این مطلب