تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386

سخنان جالب حداد درباره فرهنگ بيکارگي و يقه سفيد

سايت خبري تحليلي بازتاب سايت خبري تحليلي بازتاب

۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۶

 

 رييس مجلس‌‏هفتم گفت: طي يكي دو قرن اخير بيكاري و بيكارگي عادي شده و فرهنگ يقه‌‏سفيدي پذيرفته شده است.

به گزارش "ايلنا" غلامعلي حدادعادل در مراسم افتتاحيه چهارمين همايش ملي فرهنگ كار تصريح كرد: ما ملتي اهل كار بوديم اما در اين يك دو قرن اخير متاسفانه اين كيمياي سعادت را گم كرديم و طوري شده كه بيكاري و بيكارگي عادي شده است.

وي تصريح كرد: متاسفانه كار كردن نقش محوري و اصلي خود را از دست داده است.

حدادعادل، با بيان اينكه اگر از وضعيت كار در جامعه خود آسيب‌‏شناسي كنيم، به نتايج خوشحال كننده‌‏اي نخواهيم رسيد، گفت: ما از حيث فرهنگ خاص مشكل داريم، فرزندانمان درس مي‌‏خوانند كه كار نكنند و هركس درس نخواند، بايد كار بكند.

رييس مجلس‌‏هفتم افزود: يك عده شبانه‌‏روز درس مي‌‏خواهند كه كار نكنند و هر كس درس نخواند و از مدرسه برود بيرون، مي‌‏گويند برو كاركن، انگار اصلا فرار كردن كار و زحمت يك نوع زرنگي است.
حدادعادل افزود: قبلا به كسي كه بيشتر كار مي‌‏كرد، مي‌‏گفتند زرنگ اما حالا كسي زرنگ است كه بلد باشد كار نكند.

وي با بيان اينكه اتلاف وقت يك امر عادي شده است، افزود: متاسفانه اقتصاد وقت را مهم نمي‌‏دانيم و بيهوده وقت گذراني مي‌‏كنيم.
رييس مجلس‌‏هفتم خاطرنشان كرد: مساله مهم اين است كه شما دوستان از اين گردهمايي‌‏ها و هم‌‏انديشي‌‏ها يك راهكار عملي براي حل مشكل پيش‌‏بيني كنيد وگرنه از گفتن اين حرفها و شنيدنش نتيجه‌‏اي حاصل نخواهد شد.

حدادعادل با بيان اينكه در اهميت فرهنگ كار همين قدر كه ما در دنياي خود هر جامعه‌‏اي را كه اهل كار است پيشرفته مي‌‏بينيم، گفت: جامعه‌‏هاي پيشرفته و موفق اهل كار هستند، گرچه ممكن است جهت پيشرفت‌‏شان را نپسنديم اما بالاخره در يك جهت كه خودشان مي‌‏پسندند، پيش رفتند.
وي ادامه داد: امروزه مسلم است كه ثروت‌‏هاي طبيعي و وسعت زمين و شرايط مناسب اقليمي هيچ‌‏كدام براي موفقيت كافي نيست، آنچه به همين اينها معنا مي‌‏بخشد، كار است.

حدادعادل افزود: اگر ملتي اهل كار نباشد و همه مواهب خدادادي را داشته باشد، نمي‌‏تواند پيشرفت كند و همان مواهب وبال گردن او مي‌‏شود.
وي افزود: مردم كشور ما هم از ديرباز مردم سخت‌‏كوشي بودند، زيرا اگر سخت‌‏كوش نبودند، در طوفان‌‏هاي تاريخي دوام نمي‌‏آوردند و فرهنگ و تمدن ايراني استمرار نمي‌‏يافت.

رييس مجلس‌‏هفتم، با بيان اينكه دو دستاورد تاريخي ملت ايران در عرصه كار قنات و بافتن قالي است، گفت: دو سوم كشور ما از نظر اقليمي خشك است اما اين مردم با كار، زندگي را در اين سرزمين ممكن كردند.
رييس مجلس‌‏هفتم خاطرنشان كرد: كليد كار در دست آموزش و پرورش است، در حال حاضر يك نسلي پديد آمده است كه تن به كار نمي‌‏خواهد بدهد و روز به روز هم بدتر مي‌‏شود.

وي افزود: بچه‌‏هاي امروز نسبت به زمان ما بيشتر از كار فراري هستند.
حدادعادل خاطرنشان كرد: ما در كنار كتاب، حفظيات و برنامه‌‏هاي نظري بايد برنامه‌‏هاي عملي و اجرايي تدوين كنيم. معلمان پرورشي كه به دنبال آن هستند يك چيز بدهند و دانش‌‏آموزان حفظ كنند. بايد رويكرد عملي داشته باشند و دانش‌‏آموزان از همان سال اول كه وارد مدرسه مي‌‏شوند، بايد دست‌‏شان به كار آغشته شود و محيط مدرسه محيط كار باشد.
وي با تاكيد بر اينكه ما بايد فرهنگ كار را در آموزش و پرورش خود اعمال كنيم، افزود: بايد راهكار پيدا كرد و نسل جوان جديدي تربيت كرد و در اين راه بايد از هنر تبليغات و صداوسيما استفاده كرد.

حدادعادل خاطرنشان كرد: صداوسيماي ما سريالهايي تهيه كند كه به طور غيرمستقيم ارزش كار و تاثير كار را در زندگي نشان دهد.
وي با بيان اينكه نبايد همه مسايل فيلم‌‏ها كه دعواي زن و شوهر و عروس و مادر شوهر و موادمخدر آشپزخانه ختم شود، گفت: مشكل اصلي جاي ديگر است، سريال‌‏هايي بسازند كه نشان دهد سرنوشت يك جامعه با كار عوض مي‌‏شود و كار اعجاز مي‌‏كند.

رييس مجلس‌‏هفتم افزود: اگر در بررسي‌‏ها و آسيب‌‏شناسي‌‏هاي خود نقص قانوني در اين مورد ديديد و يا قانوني اصلاح شود، ما در مجلس استقبال مي‌‏كنيم و تلاش مي‌‏كنيم اين مشكل حل شود.

 

نوشته شده توسط مجید در 10:56 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386
فرار مغزها ، مغزهای فراری یا برگشت متخصصین؟(1)
معروف است که می گویند اگر می خواهید واژه ای را بی اثر کنید آنرا زیاد تکرار کنید! اکنون قضیه فرار مغزها هم همانند واژه تروریزم به چنین حالتی رسیده است. با تکرار هم از اهمیت آن کاسته شده است و هم اینکه دیگر افراد نه تنها نگران آن نیستند بلکه فکری هم به حال آینده آن نمی کنند.

دانشجویان پرتلاش و موفق معمولا انسانهای جستجوگری هستند و در زمینه ای که کار می کنند دوست دارند اگرچه نمی توانند به بالاترین حد ممکن برسند ، حداقل تا آنجا که می توانند تلاش کنند تا به مراحل بالای آن زمینه دست یابند.

لذا اینکه بعضی از دانشجویان خوب ما جهت تکمیل دانش خود به خارج از کشور می روند نه تنها چیز عجیبی نیست بلکه بسیار طبیعی و منطقی است.
اگر کمی به تاریخ معاصر خودمان نگاه کنیم می بینیم طلبه های پرتلاش جهت تکمیل دانش خود به نجف که آنزمان مرکز علوم اسلامی بود می رفتند. سپس جهت طی مراحل نهایی در رشته مورد علاقه خود اعلم ترین فرد را انتخاب می کردند و چندین سال را در حضور او به کسب علم می پرداختند. قابل ذکر اینکه آنزمان اکثر علوم همانند ریاضیات ، نجوم ، تاریخ ، فلسفه و ... در کنار الهیات در همان مکان (Madrasah "مدرسه") ارائه میشد.

اکنون می توان این مراحل را با دوره دکتری و فوق دکتری ( PostDoctoral که اخیرا به "پسادکتری" ترجمه شده است) مقایسه کرد. برای دوره دکتری دانشجویان به مراکز علوم (دانشگاههای معروف دنیا) میروند و برای دوره پسادکتری به سراغ اساتید اعلم میروند که بعضی در ایران هستند و دانشجویانی که به آن رشته علاقه دارند در همان ایران به ادامه تحصیل می پردازند و برخی دیگر راهی کشورهای دگر میشوند. که بیشترین آنها به آمریکای شمالی ، اروپا و ژاپن می روند و در آینده نیز به هند و چین خواهند رفت.

اما طبیعی بودن امر خروج مغزها به سمت مراکز دانش دنیا نباید ما را از برگرداندن آنها غافل سازد. همانطوری که دانشگاه ها و صنایع کشورهای پیشرفته با پیشنهادهای جذاب این افراد را متمایل به ماندن در کشور خودشان می کنند ما هم می توانیم آنها را به روشهای مختلف متمایل به برگشت به ایران کنیم که به چند پیشنهاد اشاره خواهم کرد.

ولی اکنون بگذارید از دید یک دانشجوی جستجو گر در ایران که راهی کشورهای دیگر می شود به این مسئله نگاه کنیم ... ادامه دارد...
نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 8:52 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386
نقش مقوله «كــار» در توسعه صنعتى ايـران

«بنام خدا»

نقش مقوله «كــار»   در توسعه صنعتى ايـران

تحقيقى درباره موانع فرهنگى و اجتماعى توسعه صنعتى ايران

تحقيق وجمع آورى:

سيـد على نـاظـم زاده

پيش درآمد

      غرب پس از قرن ها تلاش و كوشش دانشمندان و جوامع مختلف، و پس از اصطلاحات اساسى در دين (پروتستانتيسم)، فرهنگ و دانش (رنسانس) و توليد و صنعت (انقلاب صنعتى) امروز به جايى رسيده كه آنرا صنعتى و پيشرفته مى دانند و در مقابل برخى كشورها و جوامع جهان سومى، توسعه نيافته و عقب مانده نام گرفته اند.  اما علل اين عقب ماندگى چيست؟ از لحاظ اقتصادى، اجتماعى، سياسى، ژئومورفولوژى  و خصوصاً از جنبه فرهنگى اين عقب ماندگى را مى توان مورد بررسى قرار داد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 7:37 | لینک به این مطلب
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
نقشه
در ایران آدرس دادن و آدرس گرفتن  جز کارهای سخت و زیان آور محسوب میشود! خیابانها یا تابلو ندارند یا دارند اما در محل کسی آن خیابان را با آن نام نمیشناسد(زیر سر شهردار است!)کوچه ها هم پلاک ندارند .اما همه اینها هیچ،ما گرفتار کمبود اسم هم هستیم برای همین در یک محل مجبوریم از یک نام چند بار استفاده کنیم .اگر هم اینکار باعث ایجاد مشکل برای شهروندان بشود خودشان قضیه را درک میکنند.ملاحظه بفرمایید.

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 9:1 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386
ژاپن 2

اولین برخوردم با یک ژاپنی، در داخل هواپیما و هنگام مسافرت به ژاپن رخ داد. او برای یک بازدید کوتاه مدت (5 روزه) به ایران آمده بود و از کارخانه های خودروسازی و شرکت های تابعه بازدید کردیده بود. نکته جالب برای من، به همراه آوردن یک دفتر یادداشت قطور و ثبت شاید بیش از صد صفحه گزارش در مورد مشاهداتش بود. شکل های شماتیک به همراه توضیحاتی در مورد آن در گزارشش بود. در مدت پرواز همواره سعی او در تکمیل یا ویرایش گزارشش بود.

 

در طی اقامتم در ژاپن بارها به خصیصه فوق در بین آنها پی بردم. ثبت لحظه به لحظه و ریزبینانه مشاهدتشان و گزارش سریع آن به مقام مافوق خود. ثبت اطلاعات اکثرا توسط لب تاپ و در صورت امکان با کمک دوربین های دیجیتال و ارسال آن توسط ای میل صورت می پذیرد. دیدن ژاپنی هایی که در ترن های شهری یا سریع السیر(شین کانسن) نشسته در حال تکمیل گزارشات یا پاسخ به ای میل های کاری خود با توجه به امکانات اینترنت بدون سیم در این ترن ها، چندان عجیب نمی باشد.

 

تمامی مهندسین و دانشجویانی که من با ایشان برخورد داشتم، همگی توانایی تایپ بسیار سریع مطالب خود در کامپیوتر را داشتند و به همین خاطر ذخیره اطلاعات به طور مستقیم در کامپیوتر و بدون دخالت کاغذ، چندان عجیب نمی نماید. در کل من شغل صرفا تایپیست را در ژاپن ندیدم.

 

کسب اطلاعات حتی درمورد ریز ترین نکات به چشم می خورد و این جزئی از فرهنگ ژاپنی هاست. به عنوان مثال شاید در فرهنگ ایرانی، کسب اطلاعات از یک فرهنگ یا تمدن به ظاهر پایین تر، را در شان خود ندانند، ولی بارها دیده ام که ژاپنی ها خود را علاقمند به اینگونه موارد نشان می دهند. به عنوان مثال، ساخت پلوپز با توجه به فرهنگ پخت و پز کشورهای مختلف و بسیاری از مواردی که شاید خودتان مثال های زیادی از آن داشته باشید.

نوشته شده توسط بهزاد در 22:22 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
نقد یا توهین

سلام

ما ایرانی ها عادت داریم اگر از ما نظر بخواهند حتی المقدور در وهله اول نظری ندهیم.اگر نشد با حرکت دادن سر،دست و پا اعلام نظر کنیم!(کلاسهای درس را به خاطر بیاورید) اگر باز هم نشد شفاهی نظر میدهیم و سعی میکنیم  با نوشته  اعلام نظر نکنیم.

این مطالب را چرا میگویم؟چند روز پیش یکی از دوستان از من شاکی بود که شما در وبلاگ به فرهنگ ایران توهین میکنید و محسنات ایرانیان و ایرادات غیر ایرانیان را نمیبینیدو...

من از این دوست خواستم این مطالب را کتبا بنویسد تا دیگر نفرات هم آگاه شوند ،اما ایشان نپذیرفتند و من به این شکل  جورشان را کشیدم.

 

واقعیت امر اینست که ما خود ایرانی هستیم و مطمئنا علاقه ای برای  توهین به خود نداریم! بیان حقایق و نقد آنها به معنای توهین یا تخریب نیست.ما با کلیت  فرهنگ ایرانی کاری نداریم .ما توجه خود را معطوف به فرهنگ کار در ایران و خارج از آن کرده ایم .هرچند که در حاشیه آن به مباحثی چون آموزش،تاریخ و اخبار نیز اشاره میشود اما محور همان فرهنگ کار است .اعتقاد من اینست که در این موضوع خاص نیروی کار کشورهای دیگر به ویژه کشورهای  پیشرفته بهتر از نیروی کار ایرانی  عمل میکنند .گمان میکنم هرکس اهل مطالعه باشد و یا تجربه کار مشترک با خارجی ها را داشته باشد بر این نظر صحه میگذارد.

 

علیرغم علاقه ام به تاریخ ،مناسب نمیدانم برای پوشاندن ضعفهای فعلی دست به دامان تاریخ پر افتخار ایران شوم.از همین روی ضمن بیان ایرادات موجود، بسیارعلاقمند به ذکرعملکردهای قابل تقدیر جدید دارم که نمونه اش را درمطلب "راهنمایی و رانندگی" مطالعه فرمودید اما دریغ که سنگینی کفه به سود عملکردهای قابل تقدیر نیست. خیلی علاقه دارم راجع به برخی وقایع حیرت آور جنگ چون"مقاومت 40 روزه در خرمشهر" یا "زمینگیر شدن لشکرهای زرهی عراق در اثر حملات هوانیروز در اوایل جنگ" یا "فتح فاو" مطالب مناسبی که در خصوص نقش عقل و تفکر در طراحی و اجرا بیابم و در وبلاگ درج کنم اما مطالب موجود بیشتر به شرح حماسی واحساسی از موضوعات پرداخته اند و به هنر برنامه ریزی و مدیریت معمولا بی توجهی شده است.

 

امیدوارم نقد فرهنگ کار در شخصیت همه از جمله خودم تاثیر گذار باشد واز آنهایی نباشیم که زیاد میدانند اما به دانسته ها عمل نمیکنند.

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 10:16 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
فرار مغزها نداریم!

اصولا  روشهای مختلفی در برخورد با یک مساله هست .یکی از آنها پاک کردن صورت مساله است!به این ترتیب اصل مساله زیر سئوال میرود و فرد مسئول تا مدتی چند تا نفس راحت میکشد طبیعتا مساله با این روش حل نمیشود اما فرد مسئول از فشار افکار عمومی و انبوه پرسش کنندگان نجات میابد تا مسئول بعدی هم بیاید و او هم چیزی از آستین بیرون آورد.

منبع همشهری آنلاین

عمومی - گروه دانش:
«
در حال حاضر مغزهاي ما در حال فرار نيستند و فرار مغزها در ايران امروز جايگاهي ندارد

شرکت‌کنندگان در سومين همايش استعدادهاي درخشان که هفته گذشته در دانشگاه صنعتي شريف برگزار شد، اين جمله را از زبان دكتر صادق واعظ زاده معاون علمي‌رئيس جمهور شنيدند. گفته‌اي كه كارشناسان آن را بسيار مناقشه برانگيز مي‌دانند.

واعظ زاده هفته گذشته با تاکيد براينکه امروزه سرمايه انساني، مهمترين عامل توسعه پايدار در تمامي ‌كشورهاست و با اشاره به واژه فرار مغزها، تصريح كرد: فرار مغزها در ايران امروز جايگاهي ندارد و بايد اين واژه را حذف كرد و در حال حاضر مغزهاي ما در حال فرار نيستند. معاون علمي‌ رئيس جمهور ادامه داد: حتي واژه مهاجرت را نيز بايد با احتياط و دقت به كار برد.

وي افزود: اگرچه فرار مغزها در ايران مصداق ندارد اما شايد جذب نخبگان توسط كشورهاي ديگر مصداق داشته باشد كه در اين زمينه متخصصان بايستي راهكارهايي را براي رفع اين موضوع بينديشند.

اما آيا واقعاً مغزهاي ما در حال فرار و يا به تعبير ديگر مهاجرت نيستند؟

فرار مغزها پديده جديدي نيست. آنقدر در اين زمينه گفته و شنيده‌ايم که ديگر کمتر کسي است که نداند هر سال 150 تا 180 هزار ايراني با تحصيلات دانشگاهي از ايران خارج مي‌شوند و بدين ترتيب كشور ما به همراه سه كشور كره جنوبي، فيليپين و چين تايپه در رديف نخستين كشورهاي دنيا از نظر فرار مغزها قرار گرفته است.

حتي اينکه براساس برآوردهاي صندوق بين المللي پول خروج سالانه اين تعداد ايراني با تحصيلات عالي از كشور معادل خروج 11 ميليارد دلار سرمايه از ايران است هم حرف تازه‌اي نيست. اما گاه در اين ميان تعابير جالبي از اين واژه شنيده مي‌شود که در نوع خود درخور توجه است.

دکتر نايبي عضو هيأت علمي‌دانشکده برق شريف مي‌گويد: مهاجرت نخبگان به وضوح قابل مشاهده است. ما در دانشگاه خودمان تحقيقي انجام داده‌ايم و براساس نتايج آن تحقيق مشاهده کرديم که از ميان دانشجويان شريف، برترين‌هايشان هستند که اقدام به مهاجرت مي‌کنند.

دکتر نايبي ادامه مي‌دهد: جالب اينجاست که گاهي دانشجويان از دانشگاه‌هايي پذيرش دارند که از نظر علمي‌به مراتب در سطح پايين‌تري از دانشگاه ما قرار دارد و با اين وجود اصرار به رفتن دارند. خوب اين پديده را به جز فرار مغزها چه مي‌توان ناميد؟

دکتر فتانه تقي ياره مدير بخش IT دانشکده برق و کامپيوتر دانشگاه تهران در مورد پديده فرار مغزها گويد: من آمار دقيقي ندارم اما با توجه به آنچه در دانشجويان خود مي‌بينم حسم اين است که هرکس مي‌تواند اقدام به مهاجرت مي‌کند.

وي ادامه مي‌دهد: 7 سال پيش که من پس از اخذ دکترا به ايران برگشتم اين مسئله در بين دانشجويان شريف اپيدمي‌ بود اما حالا ظاهراً اين ويروس به دانشگاه‌هاي ديگر و ازجمله دانشگاه تهران هم رسيده است.

تقي ياره ادامه مي‌دهد: البته بچه‌هاي ما عرق ملي دارند و اکثر بچه‌هايي که براي گرفتن توصيه نامه مراجعه مي‌کنند، مي‌گويند که بعد از اتمام تحصيلات تکميلي به ايران باز مي‌گردند اما بدون آمار نمي‌توان حرف علمي‌زد و ما واقعاً نمي‌دانيم که چه تعداد از اين افراد به وطن خود برخواهند گشت.

اين استاد دانشگاه با اشاره به اينکه احترام زيادي براي دکتر واعظ زاده قائل است، مي‌گويد: البته شايد دکتر با توجه به بار منفي واژه فرار و اينکه نخبگان ما با قصد ترک هميشگي وطن رهسپار ديار ديگر نمي‌شوند، استفاده از واژه مهاجرت مغزها را ترجيح مي‌دهند اما اگر بدون داشتن برنامه عملي براي جذب نخبگان خود به بازگشت آنها خوشبين باشيم، اين مهاجرت‌ها بي بازگشت مي‌شوند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 10:13 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386
دانش ، اعتماد ،بازدهی و تعطیلات (4)
اینکه یک شرکت بتواند در زمان معینی محصولی را تحویل دهد بطور واضحی به هنر مدیر آن شرکت بستگی دارد. گاهی اوقات مدیر شرکت باید روشهای مختلفی را جهت تقویت روحیه کارکنان انجام دهد.

یادم هست دوستم در یک شرکت تولید نرم افزار برای شرکت NEC کار می کرد (اطلاعات شخص محفوظ است). شرکت NEC  به آنها مهلت خاصی داده بود و آنها می بایست تا آن زمان محصول را تحویل می دادند. حدود دو هفته به پایان آن وقت مانده بود و امیدی به آماده شدن آن محصول نبود.

مدیر آن شرکت ناگهان اعلام کرد همه ما به طور دسته جمعی به یک مسافرت ۵ روزه می رویم. همه با تعجب به مدیر نگاه می کردند و باورشان نمی شد. شرکت نوپا بود و این اولین پروژه از یک شرکت بزرگی مثل NEC بود و از دست دادن این موقعیت می توانست منجر به از هم پاشیدن آن شرکت نوپا شود.

به هر حال آنها به این مسافرت ۵ روزه رفته و تمام وقت هم مشغول اسب سواری ، قایقرانی و استراحت بودند. شرکت هزینه همه را هم پرداخت می کرد.

جالب اینکه بعد از برگشت از مسافرت همه افراد با یک انرژی خاصی کار می کردند و جالبتر اینکه بعد از یک هفته محصول را به NEC تحویل دادند.

تعطیلات در خیلی از مواقع نه تنها مضر نیست بلکه لازم و مفید هم هست. مهم این است که آیا ما در محل کار بازدهی خاصی داریم یا اینکه وقتمان را با حقوق عوض می کنیم. در آن صورت در محل کار هم در تعطیلات هستیم و دیگر نیازی به تعطیلات نیست.

نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 7:5 | | لینک به این مطلب
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386
راهنمایی و رانندگی

من برای تعویض پلاک ماشین دو بار به دو اداره راهنمایی ورانندگی مختلف مراجعه کردم .با توجه به نحوه کارشان میتوانید ملاحظه نمایید که ما ایرانی ها میتوانیم خوب یا بد کار کنیم.

 

اداره  اول : (شهرستان)

روز اول(ظهر) نگهبان به من گفت باید برای تشخیص اصالت خودرو به سرهنگ ...مراجعه کنید که در فلان اتاق مینشیند و فقط صبحها هست.

روز دوم : (پیش از ظهر) به اتاق جناب سرهنگ مراجعه کردم نبود از اتاق بغلی پرسیدم گفتند "شاید در محوطه باشد" به محوطه آمدم باز هم نبود به نگهبان دم در مراجعه کردم معلوم شد ایشان برای شرکت در ختم یکی از همکاران رفته اند و روز بعد میآیند.

روز سوم:  (پیش از ظهر) از نگهبان پرسیدم ،خوشبختانه سرهنگ در اداره بودند.به اتاقشان رفتم نبودند به محوطه رفتم آنجا هم نبودند .دوباره به اتاقش رفتم نبود . در این مواقع هیچکس نمیداند همکارشان کجاست!

بالاخره چون من خوش شانس بودم به اتاقشان مراجعه کردند! برگه تشخیص اصالت را از من گرفت بدون آنکه ماشین را ببیند ،امضا و مهرش کرد و گفت "پس از معاینه فنی بیا همینجا" من دیگر وقت نداشتم به تهران رفتم.

 

اداره دوم: (تهران)

تعیین اصالت خودرو،پرداخت خلافی و دیگر عوارض،استعلام از آگاهی،(معاینه فنی نیاز نداشت)،کندن پلاک قدیم و نصب پلاک جدید  شاید باور نکنید همانطوری که من نمی توانستم باور کنم  2 ساعت بیشتر طول نکشید!

به هر باجه ای میرفتم کارمند مربوطه پشت میز خود حاضر بود!(لازم نبود دنبالش بگردم یا نیم ساعت بمانم تا بیاید) کارمند مزبور با تلفن هم صحبت نمیکرد!  زهی سعادت! وجالبتر اینکه با این دید به کار نگاه میکردند که حتی المقدور انجام بشود نه اینکه ایراد بگیرند تا انجام نشود!(در خیلی از ما ایرانی ها این عادت هست)

مشخص بود کسی یا کسانی  به فرایند انجام کار ارباب رجوع فکر کرده بودند و موانع احتمالی را رفع شده بود. در هر صورت این اتفاق هنوز هم برای من عجیب است چراکه چند روز فقط دنبال تشخیص اصالت ماشین بودم.

نتایج بنظر من منطقی است.در محل دوم مدیریت تلاش و فکر فراوانی  در جهت بهتر و روان شدن کارها انجام داده بود که نتیجه هم همان شده بود ،انجام کار آسان و سریع بود.اما در محل اول اصولا از فکر استفاده نشده بودو من نوعی هیچ اهمیتی برای مدیریت آنجا نداشتم  لاجرم  من ارباب رجوع  سرگردان و گیج شدم.

 

تا بدانیم درد ما ایرانی ها از ذهنیت و فرهنگ خودمان سرچشمه میگیرد و غالبا هم ربطی به امکانات و تجهیزات ندارد.

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 23:14 | | لینک به این مطلب
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386
مشکلات فرهنگی ما ایرانیان 2 (ماخذ Hanifworld.com )
. محافظه كاری تاریخی: 

 

متاسفانه به علت تهاجم های ویرانگری كه بر ایرانیان درطول تاریخ تحمیل شده است (و منجربه سلطه شده) که یکی از دهشتناک ترین این حمله ها، تهاجم مغولیان و یکی از طولانی ترین این سلطه ها، سلطه اعراب بوده، در كنار سیستم عقیدتی ایرانیان که آن هم کاملاً تحت تاثیر این حمله ها قرار گرفته، ایرانیان از لحاظ فکری و منش زندگی محافظه کار محسوب می شوند. این محافظه کاری متاسفانه نتایج بسیار منفی ای برای فرهنگ ایرانی به ارمغان آورده است که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

١.۲- کمبود خلاقیت در نحوه زندگی: ایرانیان بسیار شبیه به هم زندگی می کنند که مبادا از طریق دوست و آشنا مورد سوال واقع شوند. در حقیقت بخش بزرگی از زندگی ایرانیان صرفاً برای حرف های بیهوده دیگران سپری می شود و با اینکه خود گهگاه به این مساله شک می کنند ولی یا این امر را عادی می پندارند یا اینکه جسارت تغییر در این رویه را ندارند و یا به مخفی کاری روی می آورند. بسیار واضح است که ما انسانهای متفاوتی هستیم و هر کدام از ما استعداد ها و نیازهای متفاوتی داریم؛ پس باید سبک زندگی مختص خود را داشته باشیم. حال آنکه در تفکر ایرانی راه موفقیت راهیست مشخص که از سوی جامعه و خانواده به فرد تحمیل می شود و فرد جسارت سر پیچی از آن را ندارد.

اینکه بسیاری از رفتارها سریع در جامعه ایرانی مد می شود جدا از اینکه ناشی از عدم پختگی احساسی ما ایرانیان می باشد (٢.١)، ریشه در ترس از متفاوت عمل کردن از بقیه جامعه هم دارد؛ وگرنه ما شاهد زندگی های متنوع تربا خلاقیت بیشتر در جامعه ایرانی می بودیم.  برای درک بهتر از این مطلب به یک مثال روی می آورم. در داخل مدارس در ایران اگر از کسی سوال کنید که دوست دارد چه حرفه ای را برای آینده خود پیشه کند معمولا به جوابهای یکسانی بر می خورید، جواب هایی که منجر به آن می شوند که در کنکور سراسری در ایران اکثریت رتبه های برتر به رشته های خاصی ختم بشوند. حال سوال این است که آیا این تصمیم بر اساس سنجش دقیق از آینده شغلی و درک قوی از علاقه مندی های فردی صورت گرفته؟ جواب این است که اکثریت افراد این تصمیم را بیشتر بر پایه های ارزش های اجتماعی و خانواده گرفته اند و گر نه ما شاهد توزیع بسیار عادلانه تری از هوش و استعداد بین رشته های مختلف بودیم. برای به دست آوردن شهود بهتر نسبت به مطلب بالا به بخش های ۱.۴ ، ۲.۴ و ۳.۴ مراجعه کنید.

۲.۲- فرهنگ جنسی: آشکار است که نیاز جنسی یکی ازاساسی ترین نیازهای بشراست که وظیفه هر فرهنگی است که بر اساس موقعیت زمانی و مکانی به بهترین نحو به پاسخ گویی به آن بپردازد. عدم پاسخ گویی صحیح به این نیاز باعث صدمات بسیاردر زندگی فردی و اجتماعی افراد می شود که از آن جمله می توان به ایجاد عقده  های شخصیتی، افزایش خشونت اجتماعی، پریشانی فکر، افسردگی وعصبی بودن افراد اشاره کرد.  متاسفانه فرهنگ ایرانی به صورتی محافظه کار سعی در جواب دادن به این نیاز دارد که طبیعتاً از پاسخ گویی  صحیح و متناسب باپیشرفت های  زمانه عاجز است. اینکه هر راه حلی مشکلات خود را دارد طبیعی است ولی بحث سر آن است که بسیاری از راه حل های موجود در دنیا به مراتب مشکلات کمتری از راه حل های موجود در ایران دارد.  به طور مثال، اكثریت زوج های ایرانی شناخت بسیار ناقصی از هم ( و كلاً جنس مخالف) قبل از ازدواج دارند كه عامل اصلی عدم موفقیت آنان در بعد از ازدواج است. این شناخت ناقص و در كنار آن عدم تجربه كافی و نا کارازمودگی، ناشی از محافظه كاری توجیه ناپذیر در فرهنگ ایرانی است.

۳.۲- دگماتیزم (جمود): در ایرانی ها با عقاید مختلف بسیار دیده می شود که  دگم باشند و حاضر به شنیدن یا دیدن عقاید مخالف نباشند. تعصب در عقیده و جمود در فكر چیزی نیست كه صرفاً در توده مردم دیده شود، متاسفانه این صفت در آدم هایی با عقاید به نسبه مدرن هم دیده می شود و آنان هم از نقد شدن اندیشه شان می هراسند كه این امر خود باعث كند و میرا شدن اندیشه شان در طول زمان می شود. در پشت دگماتیزم جدا از محافظه كاری، مشكل ایده آل گرایی ایرانیان (بخش ۳) هم وجود دارد، چرا كه وقتی ما باور كنیم كه با گرفته شدن چند اشكال از اندیشه مان، تفكرمان باطل است، به شدت از نقد دیگران می هراسیم؛ در حالی كه واقعیت این است كه همه اندیشه ها بدون استثنا دارای مشكلاتی هستند وبحث سر میزان مشكلات است. خرافه پرستی به معنای عقیده به چیزی که برهانی بر اثبات آن وجود ندارد، هم یكی از نتایج دگماتیزم می باشد؛ چرا که در صورت وجود نقد سالم و گسترده از عقاید، خرافات در طول زمان در جامعه کاسته می شود. جدا از این تعصب به معنای جانب داری کورکورانه یکی از نتایج این دگم بودن است و جالب این است که گهگاه تعصب در اخلاق ایرانی در مواردی چون خانواده، دین و کشور مجاز شمرده می شود در حالی که تعصب و کورکورانه جانب داری کردن، در هیچ امری جایز نیست.

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 16:3 | | لینک به این مطلب
جمعه هفتم اردیبهشت 1386
ژاپن 1
 

ژاپن کشوری کوچک و به صورت مجمع الجزایر در شرق آسیا قرار دارد که اگر بخواهیم ایده ای از جمعیت و مساحت آن داشته باشیم باید بگویم که مساحت آن 20% ایران و جمعیت آن دو برابر ایران می باشد و جالب اینجاست که 25% مساحت آن قابل سکونت است و مابقی کوهستان و جنگل می باشد که محیط مناسبی برای زندگی نمی باشد. این باعث شده که، ژاپن رتبه اول از لحاظ دانسیته جمعیتی را در کنار کشوری مانند بنگلادش را در دنیا داشته باشد. زاد و ولد کم که از نتایج مدرنیزه و صنعتی شدن آن است، باعث شده که در زمره یکی از کشورهای سالمند دنیا قرار گیرد، به طوریکه در سال 2006 رشد جمعیت شتاب منفی به خود بگیرد که باعث نگرانی های زیادی گردید تا جایی که قوانین سخت مهاجرتی خود را در این سال تا حدی تعدیل کرد.

در مطالب زنجیره ای در مورد ژاپن، نقطه نظرات خودم را در مورد کشور ژاپن با ذکر خاطراتم، فرهنگ کاری به خصوص کار گروهی در ژاپن،مردم ژاپن، دلایل پیشرفت ژاپن از نگاه خودم و بخشی را به پاسخگویی به پرسش ها خواهم گذاشت.

نوشته شده توسط بهزاد در 0:0 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386
دانش ، اعتماد ،بازدهی و تعطیلات (3)
یکی از دلایل در اختیار گذاشتن کلید محل کار این است که شما آزادانه بتوانید هر وقت از شبانه روز وارد محل کار شده و کارهای عقب افتاده را انجام دهید.
دلیل دیگر این است که زیاد احساس کارمندی محض و بیش از حد مقید بودن نکنید. هر چند به مرور زمان به دلیل انتظاری که از شما دارند و شما باید آن کارها را تا زمان مشخصی تحویل دهید به طور خودکار منظم می شوید و صبح زود به محل کار میروید و تا بعد از ساعت معمول هم در محل کار می مانید.
جالب اینکه حتی نظم هم در غالبی دوستانه و بصورت یک نیاز به شما منتقل میشود. بعد از مدتی اگر بازدهی واقعی نداشته باشید از خودتان شرمنده می شوید و سعی می کنید بیشتر کار کنید.

هیچ کسی در مورد عدم بازدهی شما چیزی نمی گوید ولی اگر کسی بازدهی خوبی داشته باشد ظرف مدت کوتاهی همه می فهمند و وقتی در محل کار قدم می زند همه آن را به او تبریک می گویند. اگر بعد از مدتی طولانی کسی به شما تبریکی نگوید خواهید فهمید که در این مدت بازدهی خوبی نداشته اید و این خود محرکی برای کار و تلاش بیشتر است.

حال مدت طولانی است که حسابی کار کرده اید ( چون هنوز اخراج نشده اید) و دو حالت وجود دارد: اگر بازدهی خوبی داشته اید حتماً خسته هستید و ناگاه احساس نیاز شدیدی به تعطیلات و کار نکردن دارید. و اگر بازدهی خوبی نداشته اید ولی تمام تلاش تان را کرده اید (و گرنه اخراج می شدید) باز هم به تعطیلات نیاز دارید تا کمی استراحت کنید شاید بعد از برگشت از تعطیلات تحوّلی در کارهاتان ایجاد شود و معمولا هم این اتفاق می افتد.

تعطیلات کریسمس (25-27 دسامبر ) و سال نو ( اول ژانویه ) در آمریکا کوتاه نیست. معمولا مردم از 25 دسامبر تعطیل می شوند و تا 5 یا 6 روز بعد از سال جدید در تعطیلات بسر می برند.

تا اینجا موضوع شخصی بود. اما گاهی اوقات بازدهی شخصی مطرح نیست بلکه یک شرکت باید یک محصول جدید را تا زمان معینی ( Dead Line ) ارائه کند.

ادامه دارد ...
نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 7:6 | | لینک به این مطلب