تبليغاتX
فرهنگ کار ایرانیان و غیر ایرانیان
جمعه سی و یکم فروردین 1386
مشکلات فرهنگی ما ایرانیان 1 (ماخذ Hanifworld.com )

خلاصه کلام: معمولاً ما ایرانیها ریشه بسیاری از نا بسامانیهای اجتماعی و عقب افتادگی نسبی ایران را در خارج از مجموعه خود دنبال میکنیم. این مجموعه می تواند کل جامعه ایران و یا قسمتی از آن که شامل ما و دوستان ماست باشد. ولی اگر کمی دقیق بنگریم همه ما ایرانی ها در قسمتی از رفتارهای معیوب فرهنگی مشترک هستیم که ریشه بسیاری از مشکلات جوامع ایرانی و عامل اصلی عقب ماندگی نسبی ایران می باشد. رفتارهایی که معمولاً ریشه در یکی از دسته بندی های  زیر دارد. ۱.عدم تبلور بلوغ احساسی در ما ایرانیان، ٢. محافظه کاری فکری و رفتاری، ۳. ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نفس، ۴. تفکر طبقاتی و عدم توجه به آزادی های فردی  و ۵.عدم درک روح قوانین جامعه مدرن.

اینكه كسی ادعا كند كه تمام مشكلات فرهنگی مردم كشوری  (ملتی) را می شناسد ادعای بسیار بزرگی است ومن هم چنین ادعایی نمی كنم ولی بر اساس مشاهداتم و مقایسه ای كه بین فرهنگ ایران و سایر فرهنگها،  بالاخص فرهنگهای اروپایی كرده ام به نتایجی رسیده ام كه اینجا به شرح آن می پردازم. تعریف من از مشكل،  خصلتی فرهنگی است كه نتایج منفی آن برای فرد و جامعه به مراتب بیش از مزایای آن باشد.  پر واضح است كه نحوه تحلیل من به نوعی تاثیر گرفته ازرشته كاریم یعنی فیزیك می باشد. جدا از این، نوشتن این متن به این معنا نیست كه من خود را عاری از این مشكلات می بینم بلكه به این معناست كه این مشكلات را می بینم و در صدد رفعشان هستم. بدیهی است که منظور از ایرانیان در این متن غالب جمعیت ایرانی، و نه همه ایرانیان می باشد. 

 

اولین نكته ای كه در این متن می خواهم به آن اشاره كنم این است كه من بر این باور هستم كه در اثر حملات بسیار گسترده ای كه بر ایران در طول تاریخ  وارد شده است و در كنار آن  آب و هوای گرم و خشک  ایران،  فرهنگ ایران دچار مشكلات عدیده ای شده است  كه ریشه عقب ماندگی ملت ایران است. منظور من از حمله، تهاجمی است که به سلطه قومی خارجی با منافع متفاوت، و تامین اهداف آن قوم برای مدتی طولانی منتهی شده است (که حملات تیمور و مغول از این دسته اند). آب و هوا به طرق بسیار بر فرهنگ ملتی در طول تاریخ اثر می گذارد که از مهم ترین آنها میتوان به تاثیر نسبی گرما در افزایش نیروی جنسی مرد و اثرات فراوان آن، کمبود آب و مساله مدیریت آن، تاثیر آب و هوا بر سیستم رفت و آمد آدم ها و برهم کنش طبیعت و انسان اشاره کرد. جدا از آن  حملاتی که به سلطه قوم خارجی با منافع متفاوت منجر می شود به صورت های گوناگون بر فرهنگ یک کشور تاثیر می گذارد که می توان به ایجاد ترس و روحیه محافظه کاری و در کنار آن افزایش خشونت در جامعه اشاره کرد. این ادعا به این معناست كه حداقل در طول چند صد سال اخیر كه حمله دهشتناكی، به مشابه  آنچه كه بر ایران در زمان مغول رخ داد، روی نداده است، عامل اصلی عقب ماندگی ایران چیزی جز مشكلات فرهنگی ما ایرانیان نیست.

برای درک بهتر این مطلب باید به این مطلب اشاره کرد که اگر ایران ازقدرت اقتصادی ناشی از نفت بی بهره بود ظاهر ایرانیان شاید به مراتب عقب مانده تراز آنچه هست می بود. با اینکه عده ای بر این عقیده هستند که اگر نفت نبود فرهنگ ما وضیعت به نسبه بهتری داشت من بر این عقیده هستم که اکثر مشکلات فرهنگی ما ریشه ای عمیق تر در تاریخ دارد و حتی اگر نبود نفت باعث بهبود نسبی در فرهنگ ایرانی می شد این بهبود در حدی نبود که ظاهر بهتری از آنچه که به کمک نفت و ثروت ناشی از آن موجود است، ایجاد می کرد. درک این واقعیت که برای حل مشکلات ایران بیش از آنکه باید کارمحض سیاسی بشود باید اصلاح فرهنگی کرد ( و این اصلاح را از خود شروع کرد)،  برای بسیاری از ما ایرانیان ثقیل می نماید.  ولی اگر واقع بینانه بنگریم می بینیم که بسیاری از تصمیمات غلط دولت مردان ایران  ریشه در مرکز ثقل باور عمومی دارد که در صورت حرکت این مرکزثقل  بسیاری از تصمیمات حاکمان ایران دست خوش تغییر خواهد شد. مسلم است که هیچ حکومتی قادر نیست برای مدتی طولانی تصمیماتی دور از مرکز ثقل باور عمومی بگیرد و با اصلاح و حرکت مرکز ثقل باورعمومی تصمیمات سیاسی دولت مردان هم در خور تغییر خواهد شد.  در کنار این حرفها بسیار واضح است که سیاست گزاری حاکمان، خود تأثیری  قابل ملاحظه در حرکت این مرکز ثقل دارد. جدا از این جنگ هایی که منجر به سلطه طولانی بر ایران نشده اند، نمی توانند دلیل اصلی عقب ماندگی ایران باشند؛ چون چنین جنگ هایی بر اکثریت ملت های دنیا تحمیل شده اند و بسیار طبیعی است که کشور ها به منافع کشورهای دیگر چشم طمع می داشتند و نحوه برخورد با مهاجم است که بین آنان متفاوت بوده است.  به طور مثال اگر ایران در قبال حملات روسیه در زمان قاجار نتوانستند موفق عمل کنند ریشه در ضعف فرهنگی ایرانیان داشته که از دیدگاهی باعث حس نیاز به انقلاب مشروطه در ایرانیان شده است.       

 

مسلم است كه این نواقص فرهنگی که در زیر به آن اشاره می شود، صرفاً مختص فرهنگ ایرانی نمی باشد و بسیاری از فرهنگ ها بالاخص فرهنگ های نزدیك (فرهنگ های  خاورمیانه ای، شمال آفریقا و جنوب اروپا) در بخشی از این مشكلات سهیم می باشند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 18:57 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و پنجم فروردین 1386
بحث و جدل!

سلام، جهنم ایرانی ها را خواندید؟ اگر حوصله دارید خبر تغییر یافتن / نیافتن ساعت رسمی در ایران را هم بخوانید !

جدل يك‌ساله(ماخذ همشهری آنلاین)
هنگامي که در آخرين روزهاي سال 84  سخنگوي دولت با اشاره به اينکه بررسي‌هاي دقيق و كارشناسانه‌اي كه تاييد كننده صرفه‌جويي در مصرف برق در اثر تغيير ساعت، باشد به دست نيامده است، از لغو مصوبه هيأت وزيران در سال 70 مبني بر تغيير ساعت رسمي كشور در هر سال خبر داد، اعتراضات نسبت به اين تصميم ناگهاني دولت آغاز شد.

تصمیم دولت آنقدر ناگهانی و بی مقدمه بود که در روزهای اول سال 85 تعداد زیادی از پروازهای خود جاماندند.

 اما کمي بعد و در شانزدهمين روز فروردين ماه دبير شوراي عالي ترافيك كشور اعلام کرد: «با تغيير ندادن ساعت‌ امسال 27 درصد كاهش ترافيك در ساعت اوج خواهيم داشت و سرعت متوسط جابجايي نيز 19 درصد افزايش مي‌يابد

اين‌درحالي بود كه چند روز بعد، شهيدزاده مديرعامل مركز كنترل و نظارت بر ترافيك شهر تهران از افزايش نيم ساعتي ترافيك صبحگاهي در پي عدم تغيير ساعت كشور و تغيير ساعت مدارس از 8 به 7 صبح، خبر داد و در پاسخ به اين سؤال خبرنگاران كه آيا بر اساس اظهارات يكي از مسئولان وزارت كشور، عدم تغيير ساعت در كاهش 27 درصدي ترافيك تأثير دارد، تصريح كرد: «بر اساس شواهد ما از دوربين‌هاي مركز نظارت و كنترل ترافيك شهر تهران، اين مسئله را نمي‌توانم تاييد يا رد كنم

در همين زمان دبير شوراي اطلاع‌رساني دولت با انتقاد از کساني که اين تصميم دولت را غير کارشناسي مي‌خواندند، بزرگنمايي در مورد مضرات ناشي از عدم تغيير ساعت در ابتداي سال را نيز كذب دانست و گفت: «در مطالعه وزارت نيرو در سال 70 در مورد تغيير ساعت ادعا شده بود كه 524 ميليون دلار در سال در مصرف سوخت صرفه‌جويي صورت ‌گيرد ولي مطالعه‌اي كه در سال 84 صورت گرفته نشان مي‌دهد كه در صورت عدم تغيير ساعت 20- 21 ميليون كيلووات مصرف برق و در صورت تغيير ساعت 19-20 ميليون كيلووات مصرف برق خواهيم داشت كه در مجموع حدود يك درصد در مصرف انرژي سرانه كشور صرفه‌جويي داشته لذا بحث صرفه‌جويي 300 ميليارد توماني كه به دليل عدم تغييرساعت رسمي كشور خسارت داريم كاملاً كذب است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:59 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386
آمار خوانندگان وبلاگ به تفکیک کشورهای مبدا
نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 8:37 | لینک به این مطلب
جمعه هفدهم فروردین 1386
آموزش و کار

 

یادم می آید یکبار معلم فیزیک ما را به آزمایشگاه برد تا درک درستی از مبحث الکتریسیته ساکن پیدا کنیم غافل از اینکه تجهیزات مربوطه یا خراب بودند یا ناقص و در نهایت معلم از ما خواست بصورت تئوریک آزمایش کنیم !

 

از قدیم الایام در ایران هنگام آموزش بیشتر به جنبه های نظری توجه میشد تا جنبه های عملی به همین جهت غالب فارغ التحصیلان دانشگاهها هنگام  آغاز کار دچار مشکلات عدیده ای میشوند، بدتر آنکه مردم عادی هم این موضوع را میدانند.

در لطیفه ای قدیمی یک مهندس کشاورزی از باغبانی خرده میگیرد که درختهای سیبش میوه خوبی نخواهند داد و باغبان هم با خنده میگوید "بله این درختها حتی یک سیب هم نمیدهند چون درخت گلابی هستند"

 

خوب حالا راه حل جدید که خبرش مربوط به اسفند 85  است را بخوانید:

فضاي آموزشي براي فارغ التحصيلان دانشگاهي ايجاد كنيم تا اين افراد همزمان با كسب علم در دانشگاه، از توان فني و حرفه‌‏اي نيز برخوردار شوند.
به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا, دكتر "علي كردان" گفت‌‏: براي افزايش توان بيكاران، طرح دهكده هاي مهارت را مطرح كرديم، اما امروز معتقديم فارغ التحصيلان دانشگاه هم بايد آموزش فني و حرفه ببینند.‌‏ رييس سازمان آموزش فني و حرفه‌‏اي كشور، از اختصاص 150 ميليون دلار فاينانس براي ايجاد 50 هزار صندلي آموزشي جهت فارغ التحصيلان دانشگاهي خبر داد و گفت‌‏: بنا داريم 200 هزار نفر آموزش ببيند، به همين دليل طي هماهنگي با شوراي عالي انقلاب فرهنگي, وزارت علوم, دانشگاه آزاد وساير نهادهاي مرتبط، بنا داريم فضاي آموزشي را براي فارغ التحصيلان دانشگاهي ايجاد كنيم و در اين راستا موافقت شده تا چند واحد درسي يا يك ترم دانشگاهي به دوران تحصيل دانشجويان اضافه شود.

یکی از دوستان ما که مهندسی مکانیک خود را از آلمان گرفته است میگفت "پس از 2 سال تحصیل در دانشگاه همگی دانشجویان مجبور بودند 1 سال در واحدهای صنعتی مرتبط کار کنند.در این مدت هر هفته دانشجویان چند ساعت در دانشگاه گرد هم می آمدند تا ضمن گفتگو با اساتید از تجربه دیگر دانشجویان هم استفاده نمایند.تنها پس از 1 سال کار مفید دانشجویان اجازه داشتند به دانشگاه برگردند و یکسال دیگر تحصیل نمایند تا موفق به اخذ مدرک مهندسی شوند ".

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 17:13 | | لینک به این مطلب
جمعه دهم فروردین 1386
جهنم ایرانی ها(قسمت آخر)

الف راهی بیمارستان شد. ج هم در این مدت فقط  مشغول کاسبی بود ،ارتباطات اقتصادی هم با گنهکاران  مقیم در واحد ایجاد کرد. الف  4 روزدر بیمارستان  ماند تا خوب شد اما با بهانه  آسیب دیدگی از قوانین موجود استفاده وبا حقوق خوبی  زودتر از موعد بازنشسته شد

 

روز نهم پس از کناره گیری الف مسئولان جهنم  س را با عجله بجای الف مامور به خدمت در جهنم ایرانی ها کردند.س از محل بازدیدی کرد و بعد نزد مسئولان بالاتر رفت.در آنجا ضمن اشاره به تخریب اجاق  اول و اسف بار دانستن وضعیت موجود ،اعلام کرد واحد مربوطه 9 روز از دیگر واحدها عقب است و اگر قرار است به آنها برسند میبایست امکانات بیشتری در اختیار او قرار گیرد به همین جهت تقاضای 4 نیروی با تجربه دیگر علاوه بر ج کرد. یکی از مسئولان به او اعتراض کرد وگفت "  6 نفر نیروی کافی برای 3 واحد است و برای 1 واحد خیلی زیاد است،اکثر واحدها به رغم نداشتن تجربه روز اول راه افتادند و باقیمانده هم تمامی روز دوم راه اندازی شدند " اما س با چرب زبانی گفت "من پس از 1 ماه جهنم ایرانی ها را به سطح دیگر جهنمها میرسانم و پس از 2 ماه داغ ترین جهنم موجود را تحویل شما خواهم داد".

 

(س به فکر جهنم ایرانیها نبود او میخواست کارها را به زیردستان واگذار کند و در فراغت ایجاد شده باب  آشنایی و رابطه با مسئولان جهنم  را باز کند .او به انتخابات صنفی آینده میاندیشید)

س پس از دریافت اجازه، 4 نفر  از دوستان و اقوام خود را به محل آورد ضمن معرفی ش بعنوان جانشین از بقیه خواست از او اطاعت نمایند اوهمچنین مقدار زیادی مصالح برای مرمت اجاق 1 خریداری و به محل آورد و بعد دیگر کسی او را در جهنم ایرانی ها ندید.

ش معتقد بود که قبل از هرکاری لازم است اجاق 1 بازسازی و اجاق جدید 3 هم به مجموعه اضافه شود. مشکلی که در ادامه گریبانگیر این واحد شد این بود که هیچکدام بنایی بلد نبودند بنابراین پس از خرابکاریهای زیاد( ج تا توانست از این ساختن و خراب کردنها جیبهای خود را پر کرد) البته بدون نقشه و امکانات کافی ! با مایه گذاشتن از جان بعد از20  روز دو اجاق آماده بهره برداری شد.

در روز افتتاحیه (29 روز پس از آغاز بکار دیگر جهنمها) س در حضور مسئولان بالاتر که در محل حاضر شده بودند ضمن تشکر از مقامات ،از مشکلات فراروی خود گفت و ادامه داد "فقط یک آدمی که عشق به خدمت داشته باشد در اینجا میتواند کار کند..."

( س مطمئن بود که در انتخابات نفر اول میشود.ج راضی از جیبهای پر پول امیدوارانه به آینده نگاه میکرد.ش هر چند مدیون س بود اما یواش یواش داشت از لذت قدرت خوشش میآمد و اصولا هیچکدام در فکر انجام کار اصلی و لذت بردن از انجام آن کار نبودند)

روز 29  اافتتاحیه                      بعلت فراموش کردن نصب دودکش اجاقها کار نکردند و س برکنار شد

روز 45   افتتاحیه                      دودکشها نصب شده بودند اما ش یادش رفته بود هیزم بخرد ش بر کنار شد

......................                        ..............................................................................

......................                         .........................................................................

روز 195                                خاکستر هیزمها از هیچکدام از 10 اجاق تخلیه نشده بود !جهنم روشن نشد

....................                          .........................................................................................

روز 287                                  متصدیان نسبت به حقوق خود معترضند.جهنم  همچنان خاموش بود

....................                            ....................................................................................

 

نتیجه اخلاقی:

ایرانی ها توانایی زیادی در کوچک و حقیر کردن کارهای بزرگ و برعکس بزرگ و پیچیده کردن کارهای کوچک دارند.

ایرانی ها کارهای بزرگ را به مردان کوچک و کارهای کوچک را به مردان بزرگ میدهند.

ایرانی ها بیش از اصل کار به حواشی کار علاقه و توجه دارند

ایرانی ها روش دیگری برای انجام کار ها نمیشناسند....

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 9:7 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم فروردین 1386
دانش ، اعتماد ،بازدهی و تعطیلات (2)
قابل ذکر اینکه هزینه ناهار یا شام در یک رستوران با کیفیت معمولی در آمریکا کم نیست آنهم برای ۶-۷ نفر. تازه این دعوت میتواند برای چندین داوطلب انجام شود تا سر آخر یکی را انتخاب کنند.

اینکه در ناهار یا شام دقیقاً چه چیزی مد نظر باشد بستگی به اشخاص دعوت شده دارد و با توجه به رفتارهای داوطلب می توانند قضاوت ها و نتیجه گیریهای مختلفی بکنند.

یک داستان معروف در این مورد وجود دارد و آن هم مربوط به آقای فورد ( ج. فورد) بنیانگذار شرکت اتومبیل سازی فورد هست. داستان از این قرار است که او همیشه مدیران قسمت های مختلف را در نهایت خودش مصاحبه می کرد و بعد از مصاحبه او را به نهار دعوت می کرد.

 او هرگز به کسی در مورد دلیل این کار چیزی نگفته بود تا اینکه در اواخر عمرش از او پرسیدند بالاخره شما در این دعوت ناهار چه چیزی را در نظر می گیرید که گاهی داوطلبی را به کل حذف می کنید؟ آقای فورد در جواب گفت: به کارها و رفتار او نگاه می کنم که آیا کارهایش را با دلیل انجام می دهد یا بر اساس عادت و روزمرگی. بعنوان مثال اگر داوطلبی بدون مزه کردن غذا نمک پاش را بردارد و شروع به پاشیدن نمک به غذایش کند را هرگز استخدام نمیکنم. چون این شخص کارها را با دلیل انجام نمی دهد و به کیفیت محصول در عمل توجه نمیکند.

به هر حال کسی که نهایتاً برای استخدام انتخاب می شود جهت انجام امور اداری و مالی به آن شرکت فراخوانده میشود.به محض ورود منشی ها همه کارها را برای او مهیا میکنند. جالبتر از همه اینکه کلید درب های آن شرکت را در اختیار او میگذارند. این شخص از همان ابتدا از اعتماد آنها تعجب میکند. در عین حال احساس مسئولیت و خودمانی بودن نیز دارد. اما دلایل مهمتری نیز وجود دارد.

ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 21:51 | | لینک به این مطلب
شنبه چهارم فروردین 1386
جهنم ایرانی ها (قسمت اول)

فکر میکنم همه شما لطیفه جهنم ایرانی ها و غیر ایرانی ها را شنیده اید.روایتهای مختلفی از این لطیفه وجود دارد که یکی از آنها را من انتخاب کرده ام. در ادامه متوجه خواهید شد هدف ازبازگویی این لطیفه چه بوده است ؟

 

به دو ایرانی پس از فوت حق انتخاب داده میشود که به جهنم ایرانی ها بروند یا آلمانیها .یکی از آن دو نفر جهنم ایرانی ها را انتخاب میکند و دیگری که دلش میخواسته با خارجی ها همنشین باشد ،جهنم آلمانیها را انتخاب میکند.پس از مدتی این دو نفر همدگر را میبینند و از حال یکدیگر میپرسند .نفری که به جهنم آلمانیها رفته میگوید "پدرم در آمد ،همه جا داغ ،همه روز آتش،همه چیز پیش بینی شده ،هرکاری  سر وقت اوضاع تو چطوره؟حتما بدتر ازمن؟" آن یکی میگوید"نه بابا آن جایی که ما هستیم نه سوزانه و نه آتش هست ،دلیلش هم اینه که متصدیاش ایرانین،یک روز آتیش هست هیزم نیست،یک روز هیزم هست آتیش نیست ،روزی که هیزم هست آتیش هم هست مسئولش نیست!"

 

اما چه عواملی باعث میشوند جهنم ایرانی ها به این روز بیفتد؟ داستان تحلیلی آنرا در ادامه بخوانید:

این جهنم در ابتدا مثل بقیه جهنمها دو نفر نیرو داشت و این دو نفر باید مجموعه  کارها را که عبارت بودند از خرید هیزم ،انتقال به انبار ،انتقال هیزم طبق برنامه مندرج در جدول به دو اجاق ،روشن کردن هیزم ها و در نهایت تخلیه خاکستر های باقی مانده و مرمت احتمالی اجاقها انجام میدادند.

اما این دو نفر با هم مشکل پیدا کردند در آخرپس از یک روز وقفه (نفر الف ) آنکه از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردار بود توانست به نفر دیگر و مسئولان رده بالا بقبولاند که کارهای خارج از واحد (خرید هیزم و انتقال تا در واحد ) بر عهده او باشد و باقی را نفر دیگر(نفر ب) انجام دهد.

 

الف  سرمست از این موفقیت مقداری هیزم خرید و به واحد مربوطه انتقال داد و با فریاد از ب خواست آنها را به انبار انتقال دهد.ب هم  سرخورده و دمغ هیزمها را به انبار انتقال داد.

(در این ساعات نه الف ونه ب هیچکدام به این فکر نبودند که هدف اصلی از حضور آنها در آن محل چیست)

ب برای آکه بهانه دست الف ندهد سعی کرد هیزم مطابق برنامه مندرج در جدول به اجاق اول  انتقال دهد.

در این لحظه ب متوجه شد هیچ آتشی در جهنم ایرانی ها  موجود نیست پس باید از خارج از آنجا وارد میشد که این هم از وظایف الف است که خوشبختانه یادش رفته بود! از نظر ب حالا بهترین زمان برای  اثبات  بی لیاقتی الف است!بخصوص اینکه هیزمها را که تحویل داد ،واحد را ترک کرد و ب نمتواند به او موضوع را اطلاع دهد!

 

روز بعد مسئولان به الف اعتراض کردند که دو روز است جهنمهای دیگر مشغول به کار شده اند اما اجاق شما همچنان خاموش است.

الف پس از مراجعه به واحد مربوطه وقتی توضیحات ب تمام شد ضمن رد کلیه صحبتهای ب ،او را متهم کرد به بی انگیزه بودن،انجام کار صرفا برای رفع مسئولیت و بی کفایتی ،البته  در آخر هم ایرادی از خودش هم گرفت و آن اینکه چرا ب را همان اول اخراج نکرده است.بنابراین گزارشی طومار گونه تهیه و به مقامات بالاتر ارسال کرد.در این گزارش مصرا" درخواست کرده بود ب که عامل دو روز تاخیر در روشن شدن حهنم است با فرد دیگری جایگزین شود.

مقامات بالا دست نظر الف را قبول کردند و ج را بجای ب معرفی کردند .تا ج  به محل آمد و  سخنرانی طولانی الف مبنی بر لزوم نظم و انضباط  و مسئولیت پذیربودن را شنید روز سوم هم به پایان رسید.

 

در روز چهارم الف بعنوان رئیس انجام همه کارها را برعهده ج انداخت و خود فقط کار نظارت را پذیرفت!

(در این ساعات الف میخواست کسب شهرت کند و ج هم در فکر راه و بیراه کاسبی بود .کار محوله فقط یک صورت بودو یک ظاهر)

ج به فکر منافعش بود پس صبر کرد تا ببیند اوضاع چگونه پیش میرود.

هیزمهایی که ب در اجاق یک  گذاشته بود بر اثر باران خیس شده بودند .این موضوع راج فهمید و به الف گفت اما الف که سرشته ای در روشن کردن آتش نداشت و تاخیر در روشن شدن اجاق را به ضرر خود میدانست دستور داد ج هر طور که شده هیزمها را آتش بزند. گاهی شعله های کوچکی تشکیل میشد اما دود شدید باعث خفه شدن آتش میشد .الف خشمگین از مشکل رویداده ج را به کناری زد ومقداری نفت روی هیزم ها ریخت اما چون شعله ای وجود نداشت  نفت شروع کرد به تبخیر شدن، بلافاصله الف کبریتی را روشن کرد وبه طرف هیزمها برد هنوز  کبریت را نیانداخته بود که اجاق  اول با صدایی مهیب  منفجر شد!

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 18:11 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دوم فروردین 1386
دانش ، اعتماد ،بازدهی و تعطیلات
به مناسبت فرارسیدن تعطیلات نوروز تصمیم گرفتم از تجربه ام در مورد شروع به کارم در آمریکا و تاثیر اعتماد و مسئولیت دهی به کارکنان بر روحیه کاری و شادابی محل کار بنویسم. سپس به تعطیلات و نیاز به آن بعد از مدتی کار پیوسته و تمام وقت می پردازم.

اولین مرحله در جذب نیرو در یک محل کار اطمینان از دانش شخص متقاضی است. مبلغ زیادی را هم صرف مصاحبه با افراد داوطلب می کنند. گاهی اوقات بعد از انجام مصاحبه با داوطلبان زیادی نهایتأ کسی را استخدام نمی کنند.

چون اعتقاد عمومی به این است که شخصی که دانش انجام کاری را نداشته باشد نه تنها فایده ای برای آن شرکت ندارد بلکه آن کار را ضایع می کند طوریکه افراد زیادی قادر به تصحیح نتیجه آن نیستند. علاوه بر آن محیط کار را به محلی غیردوستانه و غیر تخصصی تبدیل می کند و بیشتر اوقاتش را صرف یافتن پوششهایی برای بی دانشی خودش میکند و با تشکیل گروهی از دوستان در محل کار در مقابل گروهی از غیر دوست، جوّی مخوف و زیانبار تشکیل خواهد داد طوری که کسی متوجه بی کفایتی او نشود.امری که در ایران بسیار متداول است.

اعتقاد بر این است که شخص با دانش و کفایت هرگز در غالب گروههای مافیایی به تسویه حساب با دیگر کارکنان آن شرکت نمی پردازد.

به هر حال وقتی که شخصی مرحله مصاحبه علمی را پشت سر گذاشت هنوز به آخر کار استخدامی نرسیده است. این شخص را به ناهار یا شامی دعوت می کنند و افرادمختلفی را همراه با او به آن رستوران دعوت می کنند.

ادامه دارد... 

نوشته شده توسط رضا خانبابایی در 0:52 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یکم فروردین 1386
نوروز

نوروز ، یادگار پر ارج نیاکان

 

 

شراره فروزان فرهنگ ایران زمین

 

 

فرخنده باد

 

نوشته شده توسط محمد حسن نخجوانی در 18:27 | | لینک به این مطلب